به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رامین حیدریفاروقی در این مصاحبه درباره تجربه مواجهه با سانسور و محدودیتها توضیح داد و به چالشهایی که در مسیر ساخت و پخش آثارش پیش آمده اشاره کرد. او با اشاره به دوران تصویب و ممیزی آثار گفت: «پس از ممیزی دوران تصویب که میشد پیچاندش. حالا تصویر بود و عینیت و سازماندهی استعارات و زبان گریزنده از صراحت در نقد، به اکثر اوقات. نمونه برای ثبت سند بگویم که هرگز هیچکدام اینها را نگفتهام تا حال، فکر کن ما با آن همه بدبختی در هند تصویر گرفته بودیم، گیر کرده بودیم، دستخوشها داده بودیم و پنهانکاری کرده بودیم، گیر افتاده بودیم، وسایلمان را نگه داشته بودند، هزار توضیح داده بودیم که حرفهای نیستیم و صرفاً برای تدریس داریم نمونه برمیداریم و چاخانپاخانها چنان که گفتم، آنوقت، وقتِ رفتن به روی آنتن اصطلاحاً، نمای تاجمحل را که قیمت ندارد داشتنش از آن منظر و فاصله؛ وقتی تو به آن حد نزدیک شدهای، حافظه دوربین را از ترس در جیبت قایم میکردهای که اگر دوربین را گرفتند حاصل از کف نرود، میگویند فلان دقیقه را باید حذف کنید.»
او ادامه داد: «میپرسم چی را؛ چرا؟ میگویند در آنجا حجاب رعایت نشده است؛ نگاه میکردیم، پیدا نمیکردیم اسباب ماجرا را، پس از تفحص بسیار کاشف به عمل آمد که در لانگشات، یک خانم مسن هست که مثلاً بخش میانی بدنش، بین لباس بالا و پایین، طبق پوشش هندی مشخص است. گفتم عزیز من، این تصویر لانگشات است؛ صد نفر در کادر هستند، تاجمحل دارد آنجا خودنمایی میکند. تو چطور در این تصویر گشتی و آن را پیدا کردی؟ تو پیدا کردی چون شغلت گشتن و پیدا کردن اینجور چیزهاست بیایید و بگذرید.»
او با تاکید برای اینکه سانسور محصول ترس است گفت: «ما یک مفهومی داریم به نام شاخصها و «هدایتکنندههای نگاه در تصویر». هدایتکنندههای درون تصویر هرگز مخاطب را به آن نقطه نمیبرند، مگر اینکه کسی با نگرانی دنبال آن بگردد. با مکافات رفتیم با مدیر بالا دست صحبت کردیم و در نهایت رضایت داده شد کار پخش شود و منت بر ما گذاشتند. پس بله، ما با محدودیت مواجه بودیم. محدودیت هست، این محدودیت ساختگی است؛ نه بنیان معتبر فرهنگی دارد، نه بنیان جدی دینی قابل اعتنا. اینها بیشتر از جنس هراساند. یک عبارتی هست که میگوید: «آنکه میترساند، لاجرم ترسیده است.» وقتی زیاد بترسی، شغلت میشود ترساندن و نگرانی از همهچیز در مورد خودت و دیگران. ترس، که در اصل باید ناظر به یک امر عینی و مشخص باشد، تبدیل میشود به هراس؛ یعنی دامنهای مستمری از احتمالات ترس. سانسور از همین دامنهی مستمر ترس میآید و تبدیل به هراس سایکوتیک میشود؛ هراسی که به جان فرهنگ و هنر میافتد. یک روز به خودت میآیی و میبینی این بهخودآمدن دیگر به کارت نمیآید و شرایط از دست همه خارج شده است.»
برای مطالعه متن کامل گفتگو با رامین حیدریفاروقی، اینجا کلیک کنید.
۲۴۲۲۴۴












