در حالیکه خرید طلای زینتی هنوز برای بسیاری از ایرانیان یک انتخاب سنتی و حضوری است، برخی استارتاپها تلاش کردهاند تجربهای جدید و دیجیتال برای این بازار بسازند. «هماتیتگلد» یکی از این کسبوکارهاست که به گفته مریم عزیزی، بنیانگذار آن، با تمرکز بر شفافیت قیمت، ارسال امن و اعتمادسازی توانسته جای خود را در میان کاربران باز کند. او معتقد است در بازاری که اغلب با زرقوبرق و اغواگری شناخته میشود، اعتماد و صداقت میتواند مزیت رقابتی باشد.
عزیزی درباره فعالیتهای این کسبوکار میگوید: «ما فقط یک کاتالوگ آنلاین نیستیم. همیشه یکی از اهداف ما تقویت سمت عرضه بوده است به این معنا که با تأمینکنندگان معتبر همکاری و کیفیت را پایش کنیم تا تجربه خرید برای کاربر واقعیتر و مطمئنتر باشد.»
به گفته او، یکی از ارزشهایی که هماتیت به دنبال آن بوده ایجاد شفافیت در بازار طلا است؛ جایی که کاربر پیش از پرداخت، فرمول دقیق محاسبه قیمت را میبیند (از وزن و عیار تا اجرت و مالیات) و در نهایت با فاکتور رسمی، کالای خود را دریافت میکند.
عزیزی با اشاره به اهمیت تجربه خرید و اطمینان از اصالت کالا میگوید: «ما میخواستیم کاربر با همان اطمینانی که وارد یک طلافروشی سنتی معتبر میشود، بتواند در خانه کار خرید طلا را انجام دهد. بنابراین شفافیت قیمت، ارسال امن و تجربه کاربری غنی را ستونهای کارمان قرار دادیم.»
او توضیح میدهد که هماتیت با استانداردسازی بستهبندی، قرارداد با شرکتهای حمل تخصصی و رصد مسیر تحویل، امنیت ارسال را به یکی از بخشهای اصلی زنجیره ارزش خود تبدیل کرده است. از سوی دیگر، با استفاده از تصاویر فنی قطعههای طلا در سایت، فاصله بین دیدن و داشتن را کاهش داده تا کاربر بتواند انتخابی آگاهانهتر داشته باشد.
استارتاپها به دلیل ماهیتی که دارند در همه دنیا با مسیر متفاوتی نسبت به کسبوکارهای سنتی مواجه هستند اما به نظر میرسد این تفاوت و پیچیدگی در ایران برای کسبوکارهای نوآور دوچندان بوده است. تحریمها، نوسانهای نرخ ارز، تغییرات مداوم سیاستگذاری و محدودیتهای زیرساختی، فضای اقتصاد دیجیتال ایران را شکننده کرده است. عزیزی در اینباره میگوید: «دهه نود برای استارتاپها دوران امید بود و فعالان این حوزه به دنبال رشد و توسعه فعالیت خود بودند اما امروز، در کسبوکارهای استارتاپی پیش از آنکه شاهد دغدغه رشد باشیم، شاهدیم که به دنبال افزایش تابآوری خود در شرایط سخت هستند؛ موضوعی که پس از جنگ هم پررنگتر شد. در هماتیتگلد برای ما افزایش بهرهوری و انعطافپذیری در وضعیتهای مختلف در اولویت بوده است. سیستمی کردن فرایندها در این مسیر به ما کمک زیادی کرده است.»
یکی از این شرایط سخت برای کسبوکارها، «جنگ ۱۲ روزه» بود؛ دورهای کوتاه اما پرتنش. بنیانگذار هماتیتگلد درباره تأثیر روزهای جنگ بر کسبوکارش میگوید: «در آن دوران به دلیل شرایطی که پیش آمد فروش ما متوقف شد؛ اما اعتمادی که کاربران به مجموعه هماتیتگلد داشتند پس از عادی شدن شرایط به ما کمک کرد تا دوباره فعالیتهای خود را از سر بگیریم.»
در کنار چالشهای عملیاتی، فضای رگولاتوری نیز برای فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال یکی از جدیترین چالشها بوده است. عزیزی معتقد است که سیاستگذار هنوز با پیچیدگیهای این حوزه بهخوبی آشنا نیست. او میگوید: «مهمترین سرمایه فعالان صنعت طلا به ویژه در فضای آنلاین اعتمادی است که میسازند اما گاهی تصمیمهایی که گرفته میشود، بدون توجه به آسیبهایی است که به این سرمایه وارد میکند. دغدغههای رگولاتور قابل درک است اما به نظر میرسد میتوان این دغدغهها را با تعامل و همراهی بخش خصوصی بدون آنکه آسیبی به اصل کسبوکارها وارد شود، بر طرف کرد و به قواعدی با ثبات دست یافت.»
او تأکید میکند که اگر دولت بهجای تغییرات مقطعی، به تدوین مقررات روشن و قابل پیشبینی بپردازد، اعتماد کاربران به بازار رسمی فروش آنلاین طلا افزایش پیدا خواهد کرد.
به باور مریم عزیزی، آینده صنعت طلا در گرو ترکیب فناوری و شفافیت است. او میگوید: «اعتماد، بزرگترین مزیت رقابتی در بازار آنلاین طلاست. ما در هماتیت میخواهیم این اعتماد را مقیاسپذیر کنیم. تمرکز آینده ما بر سه محور است: تکمیل لایههای شفافیت در اجرت و هزینهها، بهکارگیری هوش مصنوعی برای بهینهسازی تجربه خرید و پیشبینی لجستیک و توسعه تجربه حضوری کنترلشده در چند شهر منتخب.»
او همچنین از برنامههای توسعه در بازارهای منطقهای سخن میگوید: «کشورهایی مانند ترکیه و کشورهای عربی تقاضای فرهنگی قوی برای طلا دارند و تجربه ما در شفافیت میتواند در آن بازارها مزیت باشد.»