به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی بخارا، عصر جمعه هفتم آذرماه سال یکهزار و چهارصد و چهار، نهصد و نوزدهمین شب از مجموعه شبهای مجله «بخارا» با همراهی فرهنگسرای نیاوران به شب رونمایی از کتاب و آلبومهای «مشق نام لیلی» و «هفتاد نغمه در برابر باد» تالیف و اجرای علیاکبر شکارچی اختصاص یافت.
در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این مجلس چنین گفت: «آلبوم «مشق نام لیلی» دربرگیرنده آثاری در موسیقی دستگاهی است. در این آلبوم خوانش آوازهای ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی، بیات کرد و آواز بیات اصفهان از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلیخان برومند با خوانش علیاکبر شکارچی بدون همراهی ساز و با هدف آموزش آوازها ارائه شده است. آلبوم و کتاب «هفتاد نغمه در برابر باد» شامل آثاری در موسیقی محلی: موسیقی لری، لکی و بختیاری، با خوانش علیاکبر شکارچی بدون ساز است. از دیگر بخشهای این اثر میتوان به موارد نتنویسی آهنگها، استخراج هجاهای شعری، کارکرد ترانهها، جایگاه رقص در موسیقی اقوام و فقدان آن در موسیقی دستگاهی، تاثیر مهاجرت در موسیقی اقوام، حضور عشق، دلیل فراوانی موسیقی سوگ در موسیقی زاگرسنشینان و... اشاره کرد. هدف، تحلیل و بررسی و آموزش آهنگها، هویت و رنسانس در موسیقی ایران و با درهمآمیزی موسیقی دستگاهی و ترانههای محلی است.»
سپس مهدی آذرسینا (نوازنده و مدرس کمانچه) از جایگاه علیاکبر شکارچی در موسیقی ایران چنین گفت: «شوق و عشق علیاکبر شکارچی بود که او را با آن ساز ابتدایی که خود در روستا ساخته بود، بدون هیچ مکتب و مدرسهای به سمت موسیقی کشاند و نهایتا به ساز و آواز و مکتب برومند و دکتر صفوت و دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران. وقتی به این بخش رسید فهمید چه دّر گرانبهایی به دستش رسیده و از همان زمان مشق نام لیلی میکرد. او عاشق موسیقی ایران بود. به یاد دارم سال ۵۶ در جشن هنر شیراز با گروهی که طلایهداران تحول در موسیقی ایران بودند همچون آقایان: علیزاده، کیانیاننژاد، مشکاتیان، مرتضی عیان، علیاکبر شکارچی و خانم پریسا وقتی آن نوای معروف را اجرا کردند ولولهای در موسیقی افتاد. در جشن شیراز هر زمان با او روبهرو میشدم داشت ردیف را زمزمه میکرد و امروز با عنوان مشق نام لیلی این اثر را منتشر میکند.»

او در ادامه افزود: «اولین شکل نمود موسیقی با آواز بوده است. حنجره انسان توانایی بالایی دارد. البته سازها میتوانند کارهایی اجرا کنند که آواز نمیتواند ولی آن انعطاف و توانایی در حنجره با بهترین بیان میتواند یک اثر را ارائه دهد. از این قضیه را استاد شکارچی استفاده کرده و توانسته در آلبوم «مشق نام لیلی» ردیف را به این شکل و گوشهها و آوازهای دستگاه شور و آواز اصفهان اجرا کند. آواز این توانایی را بیشتر از ساز دارد به شرط اینکه سراغ کلام نرود. وقتی سراغ کلام برود همهچیز تابع کلام میشود و در آن موسیقی آزاد است و میتواند ریتم عجیبی داشته باشد. ولی وقتی کلام آمد و هجاها و رکنهای عروضی وارد شد دیگر نمیتوان تابع متن نبود. ارزش ردیف میرزا عبدالله و آواز بدون کلام در این هست که در حد هشتاد و پنج درصد شامل وزنهای عروضی نمیشود و خود به خود آزاد است. از دید من برابری میکند با فرم شعر سپید. اما کتاب استاد شکارچی شامل نابترین نغمههای مردمی است. درجه یک است و از این جهت باید قدردان ایشان باشیم. چراکه بخشی از اینها را ثبت و اجرا کردهاند.»
در بخشی از این شب سهراب بحیرایی (نوازنده کمانچه) و یوسف سجادیه (تنبک) به اجرای موسیقی پرداختند.
در دقایقی دیگر علیاکبر شکارچی به ارزش موسیقی و هویت اشاره داشت و چنین سخنانش را آغاز کرد: «موسیقی دستگاهی و موسیقی محلی دو عنصر مهم در هویت یک سرزمین است. هویت یعنی من حضور دارم و هستم. وجود دارم. اما وجود زمانی معنا پیدا میکند که کاری انجام دهی! بنابراین نگهداری موسیقی سرزمین ما یک هویتی برای مردم به وجود میآورد که قلب، روح و خانه مردم است. احساس هویت داشتن در نوجوانی در انسان به وجود میآید و اگر جامعه و خانواده و محیط نتواند به این پاسخ دهد و این احساس را بپروراند او دچار ناملایمات اجتماعی میشود. بنابراین بیایید کاری کنیم تا بچههایمان با شعرو موسیقی آمیخته شوند. نگذارید روزگارتان بدون صوت و نغمه و موسیقی بگذرد و موسیقی گوش دهید و سعی کنید اشعار زیبای این سرزمینمان را حفظ کرده و از سختیها عبور کنیم. متاسفانه امروزه مهاجرت تاثیر بسیار مخربی بر جامعه ما گذاشته است و از بیهویتی رنج میبریم. البته برخی خانوادهها بر این موضوع آگاه هستند و میدانند که بچهها نباید هویت فرهنگی پدران و مادران خود را از دست بدهند.»

او افزود: «محتوای جشنوارههای موسیقی از نمونههایی است که نشان میدهد مهاجرتها نوع موسیقیشان بخشی از هویت مهم مردم است. اما با موسیقی فضای مجازی و پاپ یک درهمآمیزی به وجود آمده که امیدوارم به خیر بگذرد! و به سمتی برود تا دانشی کسب کنند و با دانش از این شرایط بگذرند وگرنه موسیقی و فرهنگ و زبانشان تهی میشود. زبان لری و فارسی، لکی و... که مورد بحث من است از عناصر مهم یک سرزمین هستند. هر زبانی المانهای فرهنگی خود را دارد. با زبان است که مرزهای جغرافیایی جدا میشود. من در هفتاد نغمه موقعیتهای جغرافیایی این سه قوم را تفکیک کردهام. برخی از زبانها بسیار محکم و دارای انسجام است و مردم منطقه هم آدمهای منظمی هستند برخی زبانشان عاشقانه است .برخی زبانها دو پهلو هستند. زمانی که من حرف میزنم اگر کسی مفاهیم کلمات مرا نفهمد صوت مرا میفهمد و این با موسیقی همجنس است. اگر ما بپذیریم که اینها یک جنس هستند در زمانی که کلام را حذف کنید، می توانید از تمام موسیقی ملل جهان بدون اینکه زبانشان را بدانید لذت ببرید. به نظرم ردیفسازی نمونهای مدرن است و نو و پویا که برای آموزش زبان مادری موسیقی است که از گذشتههای دور بوده است و ریشه کهن دارد. گذشتهای که ایستا و مدفون شده نیست. گذشتهای که به زندگی امروز ما شخصیت هویتی، روانی و فرهنگی میدهد. در محتوای تمامشان نیروی حیاتی وجود دارد و نفسی که موسیقی ما میکشد از حیاتی است که از طرف اینها به موسیقی ما دمیده شده است.»
در پایان علیاکبر شکارچی و آساره شکارچی به اجرای موسیقی پرداختند.
۲۴۲۲۴۳












