به گزارش خبرگزاری تسنیم، پس از تساوی بدون گل مقابل بلژیک، حالا تمام نگاهها به دیدار سرنوشتساز تیم ملی ایران برابر مصر دوخته شده؛ مسابقهای که میتواند به یکی از مهمترین بازیهای تاریخ فوتبال ایران در جام جهانی تبدیل شود و مسیر صعود به مرحله حذفی را برای ملیپوشان هموار کند.
ایران برابر بلژیک شاید از منظر شاخصهای فنی و مالکیت بازی نمایش کاملاً قانعکنندهای ارائه نکرد، اما در بخش سازماندهی دفاعی و مدیریت نتیجه به هدف خود رسید و توانست یک امتیاز ارزشمند به دست آورد. تیم ملی حالا با دو تساوی وارد آخرین مسابقه مرحله گروهی میشود؛ دیداری که بیش از هر زمان دیگری به سرنوشت صعود گره خورده است.
در سوی مقابل، مصر انگیزههای خاص خود را برای کسب نتیجه دارد. صدرنشینی در گروه میتواند مسیر سادهتری را در مرحله حذفی پیش روی این تیم قرار دهد و احتمال رویارویی با تیمهای سوم گروههای دیگر را افزایش دهد. از همین رو مصریها نیز با نهایت تمرکز وارد این مسابقه خواهند شد، هرچند شرایط جدول نشان میدهد ایران بیش از حریف خود به کسب پیروزی نیاز دارد.
مهمترین سؤال فنی پیش از این مسابقه شنبه صبح به سبک بازی مصر بازمیگردد. مصریها نه شباهت چندانی به بلژیک دارند و نه میتوان آنها را مشابه حریفان تدارکاتی اخیر ایران دانست. با این حال شاید بتوان با کمی اغماض، نیوزیلند را نسخهای ضعیفتر از مصر قلمداد کرد؛ تیمی که برخی ویژگیهای تاکتیکی آن میتواند تصویری نسبتاً دقیق از چالش پیش روی تیم ملی ارائه دهد.
بلژیک تیمی مبتنی بر گردش توپ، مالکیت و ساخت موقعیت از طریق بازی ترکیبی بود و ایران نیز متناسب با ویژگیهای خود با رویکردی واکنشی و دفاعی مقابل این تیم قرار گرفت اما برابر نیوزیلند شرایط متفاوت بود. ایران در آن مسابقه دو بار مجبور به بازگشت به بازی شد و همین مسئله برخی ضعفهای ساختاری تیم ملی مقابل فوتبال مستقیم را آشکار کرد.

نیوزیلند همانند مصر علاقه زیادی به بازی مستقیم، ارسال سریع توپ به مناطق جلوتر، استفاده از توپهای دوم و بهرهبرداری از فضاهای ایجاد شده پس از تغییر مالکیت داشت. تفاوت در اینجاست که مصر این ویژگیها را با کیفیت فردی بالاتر، سرعت بیشتر در تصمیمگیری و بازیکنان تأثیرگذارتری اجرا میکند. از این منظر میتوان بازی نیوزیلند را نسخهای سادهتر از آزمونی دانست که حالا ایران مقابل مصر با آن روبهرو خواهد شد.
مشکل اصلی تیم ملی در این جام تاکنون الزاماً سازماندهی دفاعی در زمان استقرار نبوده است. ایران زمانی با چالش جدی مواجه میشود که توپ را از دست میدهد و باید وارد فاز انتقال دفاعی یا همان «ترنزیشن منفی» شود. سرعت بازپسگیری توپ، پوشش فضاهای خالی شده و جلوگیری از ضدحملات سریع همچنان از مهمترین دغدغههای کادر فنی به شمار میرود.
مصر در دیدار برابر بلژیک نشان داد توانایی اجرای فوتبال مستقیم در سطحی بسیار بالا را دارد. این تیم با تکیه بر انتقال سریع توپ، استفاده از فضای پشت مدافعان و بهرهگیری از تواناییهای فردی بازیکنان هجومی خود بارها ساختار دفاعی بلژیک را تحت فشار قرار داد. بازی عمودی، سرعت در رسیدن به یکسوم هجومی و استفاده از عمق دفاع حریف از مهمترین ویژگیهای فنی مصر در آن مسابقه بود.
در مرکز این ساختار تاکتیکی، محمد صلاح قرار دارد؛ بازیکنی که تنها یک وینگر کلاسیک نیست و عملاً مرکز ثقل فوتبال هجومی مصر محسوب میشود. صلاح با جابجایی مداوم در نیمفضاها، حرکت به عمق و ایجاد برتری عددی در مناطق مختلف زمین، ساختار دفاعی حریفان را دچار مشکل میکند. به همین دلیل، بخش مهمی از موفقیت ایران در این مسابقه به کنترل فضاهای اطراف صلاح و محدود کردن نقش او در جریان بازی بستگی خواهد داشت.
از سوی دیگر، دیدار برابر نیوزیلند چهره متفاوتی از مصر را به نمایش گذاشت. در آن مسابقه، مصریها تیم برتر میدان بودند، مالکیت بیشتری در اختیار داشتند و مسئولیت بازیسازی را برعهده گرفتند. آنها در نهایت با پیروزی 3 بر یک زمین را ترک کردند تا نشان دهند تنها یک تیم مبتنی بر انتقال سریع و ضدحمله نیستند.
در واقع مصر در دو مسابقه ابتدایی خود دو فلسفه متفاوت را با موفقیت اجرا کرده است؛ یک بار در نقش تیمی واکنشی و مبتنی بر انتقال سریع مقابل بلژیک و بار دیگر در قامت تیمی مسلط و بازیساز برابر نیوزیلند. همین انعطافپذیری تاکتیکی، شاید مهمترین مزیت این تیم نسبت به سایر رقبای گروه باشد.
در چنین شرایطی مهمترین پرسش پیش روی کادر فنی تیم ملی این است که ایران چگونه قصد دارد به بازی نزدیک شود. آیا تیم ملی توانایی در اختیار گرفتن جریان مسابقه و ساختن بازی را خواهد داشت یا همچنان به استفاده از موقعیتهای گذرا و اشتباهات حریف متکی خواهد بود؟ پاسخ به این سؤال میتواند سرنوشت مسابقه را تعیین کند.

با این حال، الزاماً پاسخ این سؤال در مالکیت بیشتر توپ یا تغییر کامل هویت تاکتیکی تیم ملی خلاصه نمیشود. ایران برای شکست مصر نیازی ندارد به تیمی تبدیل شود که جریان مسابقه را به طور کامل در اختیار میگیرد. تجربه مسابقات بزرگ نشان داده موفقترین نسخه تیم ملی معمولاً زمانی شکل گرفته که ضمن حفظ انسجام دفاعی، از انتقالهای سریع و استفاده از فضاهای پشت خط دفاع حریف بهره برده است. از این منظر، شاید مسابقه با مصر بیش از آنکه به نبرد مالکیت توپ تبدیل شود، به نبرد کیفیت در لحظات تغییر مالکیت گره بخورد.
این مسابقه تنها درباره مهار نقاط قوت مصر نیست. ایران نیز برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید مسیر مشخصی برای ضربه زدن به حریف داشته باشد. بررسی دو بازی گذشته مصر نشان میدهد این تیم در زمان پیشروی مدافعان کناری و انتقال نفرات به فاز تهاجمی، در برخی لحظات با فاصله میان خطوط و فضای پشت مدافعان خود مواجه میشود. فضایی که میتواند با انتقال سریع توپ و استفاده از سرعت بازیکنان هجومی ایران مورد هدف قرار گیرد. از سوی دیگر، ایران نباید اجازه دهد بازی صرفاً در ریتم دلخواه مصر دنبال شود. هرچه مسابقه به سمت رفتوبرگشتهای متوالی و فوتبال مستقیم سوق پیدا کند، کیفیت فردی بازیکنان مصر تأثیر بیشتری خواهد داشت. به همین دلیل کنترل ریتم مسابقه، مدیریت ترنزیشنهای منفی و مثبت و استفاده از ضدحملات هدفمند میتواند مهمترین سلاح تیم ملی در این دیدار باشد.
شاید به همین دلیل کلید موفقیت ایران نه در تغییر فلسفه بازی، بلکه در اجرای دقیق همان اصولی باشد که پیش از این نیز بارها برای فوتبال ایران نتیجهبخش بوده است؛ بلوک دفاعی منظم، پرسهای مقطعی، بستن مسیرهای عمودی حریف و ضربه زدن در لحظاتی که ساختار دفاعی مصر دچار عدم تعادل میشود. در چنین شرایطی، سرنوشت مسابقه احتمالاً نه در مالکیت توپ، بلکه در کیفیت تصمیمگیری دو تیم در لحظات انتقال و استفاده از فرصتهای محدود تعیین خواهد شد.
مصر در دو دیدار گذشته نشان داده تیمی با انعطاف تاکتیکی بالا، توانایی تغییر سبک بازی و کیفیت فنی قابل توجه است. تیمی که هم میتواند مالکیت را در اختیار بگیرد و هم در انتقالهای سریع خطرناک ظاهر شود. به همین دلیل، دیدار ایران و مصر بیش از آنکه یک نبرد صرفاً فیزیکی یا فردی باشد، آزمونی تاکتیکی برای کادر فنی دو تیم خواهد بود؛ مسابقهای که میتواند سرنوشت صعود را مشخص کند و جایگاه این نسل از فوتبال ایران را در تاریخ جام جهانی تغییر دهد.
نویسنده: امیر کریمی
انتهای پیام/