فیلم/ همسرم در صحنه سرقت غش کرده و بی هوش شد / این 5 مرد باعث اخراج من و بدبختی ام شدند

رکنا دوشنبه 01 تیر 1405 - 12:18
رکنا: رفاقت 5 مرد از زندان شروع شد و بعد از آزادی به تشکیل یک باند سرقت موتورسیکلت رسید! آنها موتورهای قدیمی را می‌دزدیدند و با تغییر مشخصات، ردشان را گم می‌کردند. در این میان اما برای مالباختگان، ماجرا فقط یک سرقت ساده نبود، یکی از آنها می‌گوید دزدیده شدن موتور، زندگی اش را نابود کرد!در ادامه جزئیات بیشتری در این خصوص را با هم می خوانیم

به گزارش اختصاصی رکنا، وقتی 5 مرد جوان پس از آزادی از زندان دوباره سراغ هم رفتند، کسی فکر نمی‌کرد این دیدار دوباره قرار است آنها را به یک مسیر مشترک اما مجرمانه بکشاند. آشنایی آنها از دوران محکومیت آغاز شده بود، اما بیرون از زندان، به جای ساختن آینده‌ای تازه، تصمیم گرفتند تجربه‌هایشان را کنار هم بگذارند و باندی را برای سرقت موتورسیکلت تشکیل دهند.

اعضای این باند که سرکردگی آن را مردی 31 ساله بر عهده داشت، سراغ موتورسیکلت‌هایی می‌رفتند که تغییر قطعات و دستکاری مشخصات آنها برایشان آسان‌تر بود. آنها بعد از سرقت، موتورها را به مخفیگاه منتقل می‌کردند؛ جایی که مرحله دوم نقشه‌شان آغاز می‌شد.

متهمان با جابه‌جایی قطعات، تغییر شماره موتور و شاسی و حک کردن مشخصات جدید، تلاش می‌کردند هویت اصلی موتورسیکلت‌های سرقتی را پنهان کنند. آنها از شماره‌هایی استفاده می‌کردند که متعلق به موتورسیکلت‌های واقعی و دارای مدارک بود تا امکان شناسایی اموال دزدی کمتر شود.

پس از تغییر مشخصات، موتورسیکلت‌ها از طریق باربری به شهرهایی در جنوب‌شرق کشور منتقل می‌شد؛ مناطقی که به گفته اعضای باند، مشتریان بیشتری برای خرید این موتورها داشت.

اما فعالیت این باند سرانجام از نگاه کارآگاهان پلیس آگاهی تهران دور نماند. بررسی سرقت‌های مشابه و اقدامات اطلاعاتی پلیس، سرنخ‌هایی را به مأموران داد و در ادامه اعضای باند یکی پس از دیگری شناسایی و دستگیر شدند.

در میان قربانیان این سرقت‌ها، روایت یکی از مالباختگان، بخش دیگری از تبعات این پرونده را نشان می‌دهد؛ مردی که موتورسیکلتش تنها وسیله رفت‌وآمد و کارش بود.

او می‌گوید:آن موتور برای من فقط یک وسیله نبود، با آن زندگی‌ام را می‌چرخاندم. روزی که دزدیده شد، نتوانستم سر وقت به محل کارم برسم و همین موضوع باعث شد کارم را از دست بدهم.

این مرد ادامه می‌دهد: همسرم بیمار بود و شرایط سختی داشتم. وقتی فهمیدم موتورم را جلوی بیمارستان برده‌اند، شوکه شدم؛ آن‌قدر که همان‌جا از حال رفتم. کسی که موتور مردم را می‌دزدد شاید نداند با این کار چه فشاری به یک خانواده وارد می‌کند.

او در پایان با گلایه از سارقان می‌گوید: «امیدوارم هیچ خانواده‌ای گرفتار چنین اتفاقی نشود. یک سرقت برای آنها شاید چند دقیقه باشد، اما برای صاحب مال ممکن است زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار دهد.

باند سرقت موتور سیکلت

گفت‌وگو با مالباخته

تعریف می‌کنید چطور متوجه سرقت موتورسیکلت‌تان شدید؟

من همسرم را برای درمان به بیمارستان ضیائیان برده بودم. وقتی کارهای ترخیص را انجام دادیم و از بیمارستان بیرون آمدیم، دیدم موتور سر جایش نیست. همسرم از شدت شوک همان‌جا حالش بد شد و غش کرد.

شنیدیم به خاطر این سرقت، کارتان را هم از دست دادید. چرا؟

محل کار من خیلی دور است و باید حتماً با موتور رفت‌وآمد کنم تا بتوانم به‌موقع سر کار برسم. بعد از سرقت موتور، چند بار دیر رسیدم و به خاطر همین تأخیرها در نهایت از کار اخراج شدم.

گویا موتورسیکلت شما بین موتورهای کشف‌شده پیدا شده است؟

بله، همین موتور آبی که اینجا می‌بینید، موتور من است. شماره شاسی را تغییر داده بودند، اما چون خودم یک‌سری تغییرات ظاهری روی موتور داده بودم و آن را می‌شناختم، توانستم بین این موتورها پیدایش کنم.

حرف شما به کسانی که دست به چنین سرقت‌هایی می‌زنند چیست؟

این کارها را نکنید؛ شاید فکر کنید کسی متوجه نمی‌شود، اما بالاخره گیر می‌افتید. مردم هم مدام شما را نفرین می‌کنند. یک سرقت شاید برای شما چند دقیقه باشد، اما برای کسی که مالش را از دست می‌دهد، ممکن است زندگی‌اش تحت تأثیر قرار بگیرد. این موتور وسیله کار و زندگی من بود و نبودنش باعث شد همسرم، کارم و زندگی‌ام تحت فشار قرار بگیرد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1227324

منبع خبر "رکنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.