رمزگشایی از سکوت داماد ترامپ درباره تفاهم ایران و آمریکا | جنگِ ایران چگونه جرد کوشنر را ثروتمندتر کرد؟ | ویتکاف و کوشنر چه ضربه ای به مذاکرات زدند؟

اقتصادنیوز پنج شنبه 04 تیر 1405 - 10:41
اقتصادنیوز: جاناتان گایر، مدیر برنامه در موسسه امور جهانی گروه اوراسیا به من گفت: «من این یادداشت تفاهم را یک شکست استراتژیک برای "کوشنریسم" توصیف می‌کنم، اگر بتوانیم از اصطلاح کوشنریسم استفاده کنیم. روشی که من آن را تبیین می‌کنم، نوعی ترکیب از سیاست‌های طرفدار اسرائیل و معامله‌گری شرکتی است... این توافق فاجعه‌بار بودن این جنگ و شکست مذاکراتی را که او و ویتکاف با ایرانی‌ها دنبال می‌کردند، نشان می‌دهد.»

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، تقریباً از همان ابتدا کاملاً روشن بود که تصمیم یک‌جانبه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، برای آغاز جنگ علیه ایران، بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک او تا به امروز خواهد بود. اکنون با گذشت نزدیک به چهار ماه، حکومت تهران همچنان پابرجاتر از هر زمان دیگری است. حاکمان ایران هنوز اورانیوم غنی‌شده و انبوهی از پهپادها و موشک‌ها را در اختیار دارند و حالا به جهان نشان داده‌اند که کلید قطع شاهرگ تنگه هرمز و بخش بزرگی از اقتصاد جهانی را در دست دارند.

اگر مذاکرات صلح فعلی به نتیجه برسد، احتمالاً ما را به همان نقطه‌ای بازمی‌گرداند که پیش از این بودیم؛ اما با این تفاوت که این کار به قیمت بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه، جان باختن هزاران نفر در خاورمیانه، کشته شدن ۱۳ آمریکایی و زخمی شدن صدها تن دیگر، و البته از بین رفتن همان اندک حسن نیت باقی‌مانده متحدانمان که ترامپ هنوز آن را بر باد نداده بود، تمام شده است.

با این حال، ترامپ تنها مقصر این رسوایی نیست. بنیامین (بی‌بی) نتانیاهو نیز حضور داشت که به ترغیب و مجاب کردن او برای چراغ سبز نشان دادن به این حملات کمک کرد. در داخل کشور نیز دو فرستاده بی‌تجربه ایالات متحده یعنی «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر» حضور داشتند که رهبری مذاکرات پیش از جنگ با ایران را بر عهده داشتند؛ کسانی که مواضع و اظهارات ناشیانه‌شان، حرکت شتاب‌زده آمریکا به سوی یک درگیری مسلحانه و فاجعه استراتژیک را تسریع کرد.

تضاد منافع و نقش جرد کوشنر

نقش پررنگ و محوری کوشنر و ویتکاف در ماه‌هایی که ایران با بستن تنگه هرمز، ایالات متحده را در تنگنا قرار داد، تقریباً به فراموشی سپرده شده است. به‌ویژه کوشنر تضاد منافع شدیدی را وارد این مذاکرات کرد؛ نه تنها به این دلیل که او میلیاردها دلار از دشمنان منطقه‌ای ایران برای صندوق سرمایه‌گذاری خود یعنی «افینیتی پارتنرز» (Affinity Partners) درخواست می‌کرد، بلکه به خاطر رابطه صمیمانه و چند دهه‌ای او با نتانیاهو بود؛ کسی که حتی در دوران کودکی جرد، به خانه خانواده کوشنر رفته بود.

کوشنر ادعای بی‌بی مبنی بر اینکه ایران تنها چند هفته، اگر نگوییم چند روز، با ساخت سلاح هسته‌ای فاصله دارد (دیدگاهی که از سوی کارشناسان هسته‌ای به طور گسترده رد شد) را ترویج می‌کرد و در قبال نحوه مذاکره ایرانی‌ها ساده‌لوح به نظر می‌رسید. خصومت او با تهران بر کسی پوشیده نبود. به گفته «آندریا برنشتاین» نویسنده، کوشنر مدت‌ها قبل از اینکه امارات متحده عربی شروع به تامین مالی شرکت او کند، به دلیل نفرت مشترکشان از ایران، با حاکم امارات پیوند نزدیکی برقرار کرده بود. اما ترامپ از بی‌تجربگی، بی‌کفایتی یا تضاد منافع تیم خود نگران نبود. کوشنر، نتانیاهو و دیگر تندروهای ضد ایران حرف خود را به کرسی نشاندند و در نتیجه بزرگ‌ترین تحقیر آمریکا در عرصه جهانی پس از جنگ عراق رقم خورد.

یادداشت تفاهمی که به طور گسترده درباره آن بحث می‌شود، تنها این شکست را تایید کرده است. در میان بندهای ۱۴ گانه آن، تضمین‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه ایالات متحده لغو تحریم‌های فلج‌کننده خود علیه ایران را آغاز خواهد کرد (کاری که به تازگی، دست‌کم به طور موقت، انجام داد) و تهران دوباره به دارایی‌های مسدود شده خود به ارزش حداقل ۲۴ میلیارد دلار دسترسی پیدا خواهد کرد. این یادداشت تفاهم همچنین می‌گوید که ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن «طرحی قطعی و مورد توافق طرفین» برای بازسازی ایران به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تدوین خواهند کرد.

این امر سوالات زیادی را بی‌پاسخ می‌گذارد: چه کسی صورت‌حساب ۳۰۰ میلیارد دلاری را پرداخت خواهد کرد؟ این پول چگونه و به چه کسی پرداخت خواهد شد؟ چه محدودیت‌هایی برای این دارایی‌ها وضع می‌شود؟ چه مقدار از آن بر دوش مردم آمریکا خواهد بود که بر اساس آمار «مودی آنالیتیکس»، پیش از این حداقل ۱۳۲ میلیارد دلار برای جنگ غیرضروری ترامپ پرداخت کرده‌اند؟

کوشنر تا حد زیادی درباره این یادداشت تفاهم سکوت کرده است، حتی در میان گمانه‌زنی‌هایی که نشان می‌دهد او می‌تواند شخصاً از این توافق سود ببرد. اما کارشناسانی که با نقش او در مذاکرات پیش از جنگ آشنا هستند، دیدگاه‌هایی دارند. جاناتان گایر، مدیر برنامه در موسسه امور جهانی گروه اوراسیا به من گفت: «من این یادداشت تفاهم را یک شکست استراتژیک برای "کوشنریسم" توصیف می‌کنم، اگر بتوانیم از اصطلاح کوشنریسم استفاده کنیم. روشی که من آن را تبیین می‌کنم، نوعی ترکیب از سیاست‌های طرفدار اسرائیل و معامله‌گری شرکتی است... این توافق فاجعه‌بار بودن این جنگ و شکست مذاکراتی را که او و ویتکاف با ایرانی‌ها دنبال می‌کردند، نشان می‌دهد.»

ضربه به جهان‌بینی کوشنر

مقدمات این جنگ به کوشنر که اکنون یک میلیاردر است کمک کرد تا ثروتمندتر شود، اما آغاز درگیری مسلحانه و پیامدهای آن، ضربه‌ای به جهان‌بینی ژئوپلیتیک کوشنر وارد کرده است. گایر گفت: «اگر به کتاب خاطرات او یعنی "شکستن تاریخ" برگردید، یکی از استدلال‌های اصلی این است که ایران بازیگر بدی است که نمی‌توان با آن معامله کرد و ما باید این ائتلاف را علیه آن‌ها تشکیل دهیم. به همین دلیل است که فکر می‌کنم این واقعاً یک شکست استراتژیک است، زیرا تمام این ایده‌هایی که کوشنر از دوره اول ترامپ مطرح کرده، کاملاً ناکارآمد بودن خود را نشان داده‌اند.»

شایان ذکر است که این تفاهم‌نامه هیچ کاری برای کاهش توانایی ایران جهت ساخت سلاح هسته‌ای در آینده انجام نمی‌دهد. کلسی داونپورت، مدیر سیاست عدم اشاعه در انجمن کنترل تسلیحات به من گفت: «این تفاهم‌نامه دشوارترین مسائل هسته‌ای را به آینده موکول می‌کند. دامنه برنامه هسته‌ای ایران همچنان نامشخص است، هیچ فرآیند مشخصی برای از بین بردن اورانیوم با غنی‌سازی بالا وجود ندارد و جزئیات کمی درباره اولویت‌های ایالات متحده برای راستی‌آزمایی دیده می‌شود. ایالات متحده و ایران هنوز باید برای دستیابی به توافق، بر شکاف‌های بزرگی غلبه کنند.»

به گزارش نیویورک تایمز، همزمان با ادامه گفتگوهای سطح بالا در سوئیس، ایالات متحده روز دوشنبه تحریم‌ها علیه ایران را به طور موقت لغو کرد. وضعیت این گفتگوها نامشخص است؛ کوشنر در جلسات حضور دارد اما از اظهار نظر درباره مذاکرات خودداری کرده است، در حالی که معاون رئیس‌جمهور، «جی‌دی ونس» و حکومت ایران، سیگنال‌های عمومی متناقضی درباره تمایل ایران برای اجازه ورود بازرسان سازمان ملل به تاسیسات هسته‌ای خود ارسال می‌کردند. (تیتر روزنامه اشاره داشت: «پیشرفت در مسائل هسته‌ای مبهم است».)

یک بازه زمانی دو ماهه برای مذاکرات تعیین شده است و با توجه به اینکه کوشنر همچنان عمیقاً درگیر آن است، مشخص نیست که آیا این مذاکرات موفقیت‌آمیز خواهد بود یا خیر. داونپورت گفت: «دستیابی به یک توافق هسته‌ای موثر در ۶۰ روز آینده امکان‌پذیر است، اما این امر مستلزم آن است که دولت ترامپ در فرآیند مذاکرات خود تجدیدنظر کند. ویتکاف و کوشنر باید وارد مذاکرات مستقیم و مستمر شوند و به حرف کارشناسان هسته‌ای گوش دهند که می‌دانند چه چیزی برای یک توافق موثر عدم اشاعه لازم است. در گفتگوهای گذشته، بی‌کفایتی فنی ویتکاف و کوشنر باعث شد دولت ترامپ فرصت‌های حیاتی را برای تعامل با ایران و تشخیص نقاطی که تهران در آن‌ها انعطاف نشان می‌داد، از دست بدهد.»

رشته‌ای از شکست‌های جرد کوشنر

مذاکرات خراب‌شده با محوریت کوشنر، تنها جدیدترین مورد از رشته شکست‌های منتسب به او بود. همانطور که در بخشی از کتاب آینده‌ام برای نشریه «مادر جونز» نوشتم، کوشنر استعداد عجیبی در «شکست خوردن و ارتقا یافتن» دارد. او به عنوان مالک رسانه شکست خورد و شرط‌بندی بدی روی زمان خرید یک برج اداری در شهر نیویورک انجام داد که برای بیش از یک دهه به یک وزنه سنگین و بحران مالی روی دوش خانواده‌اش تبدیل شد.

در واقع، تلاش‌های او برای نجات خانواده‌اش از آن سرمایه‌گذاری بی‌پروا، بستر ساز وابستگی‌های مالی خارجی شد که نقش او را به عنوان یک دیپلمات آمریکایی تا این حد مسئله‌ساز کرده است. روسیه، عربستان سعودی، امارات، قطر و اسرائیل همگی به کوشنر به عنوان مهره‌ای نگاه می‌کردند که می‌توانند او را پرورش دهند؛ مهره‌ای که منافع آن‌ها را نزد رئیس‌جمهور نمایندگی کند.

تنها دستاورد دیپلماتیک کوشنر در دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ، «پیمان ابراهیم» بود که روابط اسرائیل و چندین کشور عربی را عادی‌سازی کرد. اما این پیمان منافع فلسطینی‌ها را به حاشیه راند و به همین دلیل، در کنار گفتگوهای عادی‌سازی با عربستان سعودی، به عنوان عامل اصلی حمله فاجعه‌بار حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ذکر شده است؛ حمله‌ای که منجر به نابودی غزه توسط اسرائیل شد.

حتی «شورای صلح» ترامپ که کوشنر به عنوان عضو هیئت مدیره اجرایی آن فعالیت می‌کند، چیزی فراتر از یک سیستم «پرداخت پول برای کسب نفوذ» نبوده است تا رژیم‌های خارجی بتوانند در زمره سوگلی‌های این دولت باقی بمانند.

با جنگ ایران، کوشنر فاجعه و شکست هزینه‌بر دیگری را رقم زده است؛ این بار برای همه ما. تنها موضوع شوکه‌کننده این است که چطور هر کسی که با پیشینه و داستان او آشناست، از این نتیجه شگفت‌زده می‌شود.

استیو رتنر، روزنامه‌نگار آمریکایی با انتشار نموداری از روند رشد ثروت کوشنر در طول ۱۷ سال گذشته نشان می‌دهد که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۶ ثروت کوشنر ۱۴۴۰ درصد رشد کرده‌است، در حالی که یک خانواده متوسط آمریکایی در طول این مدت تنها ۱۶۰ درصد رشد ثروت داشته‌است. ثروت کوشنر در این مدت از حدود ۶۵ میلیون دلار به بالای یک میلیارد دلار رسیده‌است و از زمانی که سال ۲۰۱۶ پدرزنش برای نخستین بار رئیس جمهور شد تاکنون ثروتش ۳ برابر شده‌است.

شکست استراتژیک کونشریسم / دامادی که شکست‌هایش هزینه زیادی برای آمریکایی‌ها بر جا گذاشت اما جیب خودش را پر کرد

 

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

بیشتر بخوانید