برترینها: بعضی عکسها بیشتر از آنکه یک لحظه را ثبت کنند، یک رؤیا را ثبت میکنند. تصویری که این روزها دوباره در فضای مجازی دستبهدست میشود، از همین جنس است؛ عکسی مربوط به ضیافت افطار محمود طالقانی در ۳۱ مرداد ۱۳۵۸. در این مهمانی سفرای کشورهای اسلامی، نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین، اعضایی از دولت موقت، مدیران وقت کشور و چهرههایی با گرایشهای سیاسی متفاوت کنار هم نشستهاند.
در روزگاری که گفتوگوی دو جریان سیاسی با یکدیگر دشوار به نظر میرسد، دیدن چنین قابی عجیب است. یک روحانی مبارز کنار یک تکنوکرات کراواتی نشسته، آن طرفتر نماینده فلسطینی حضور دارد، نخستوزیر دولت موقت نیز در همان اتاق روی زمین نشسته و کسی تلاش نمیکند دیگری را از قاب حذف کند.
شاید اهمیت وایرال شدن این تصویر ۴۷ ساله، فقط به اسامی حاضر در آن محدود نمیشود؛ بلکه به چیزی بازمیگردد که در قاب دیده میشود. چیزی که امروز دستنیافتنی بهنظر میرسد، معجزه کادری که انگار فقط در همان روزهای نخست انقلاب قابل ثبت بود.
حال و هوای اتاق هم جالب توجه است. خبری از تشریفات مرسوم سیاسی نیست. میز بزرگی دیده نمیشود، صندلیهای مجلل وجود ندارد و فاصله میان افراد به حداقل رسیده. همه روی یک روفرشی بتهجقهدار نشستهاند، دیوار راست با کاغذ دیواری تزئین شده؛ استکانهای چای، پک عمیق طالقانی به سیگار، لبخند نرم قطبزاده و فضای صمیمی حاکم بر اتاق. تمام چیزی که بیانگر سال 58 است. زبان بدن افراد شباهتی به آداب دیپلماتیک ندارد. شاید راز ماندگاری این تصویر همین باشد؛ تصویری از زمانی که هنوز همه چیز قطبی نشده بود و امیدی وجود داشت که سلایق مختلف بتوانند زیر یک سقف بنشینند. آدمهایی که البته خبر از آینده نداشتند.

شاید به همین دلیل است که این عکس امروز بیش از آنکه یک سند تاریخی باشد، معنای فرامتنی پیدا کرده؛ روزگاری که اختلاف نظر هنوز به معنای حذف کامل طرف مقابل نبود. عکسی که تماشاگر امروزی را وادار میکند چند لحظه مکث کند و از خودش بپرسد آیا آنچه در این قاب دیده میشود صرفاً یک خاطره از ابتدای انقلاب است یا هنوز میتواند نسخهای برای عبور از بخشی از بنبستهای امروز ایران باشد؟
سید محمود طالقانی به اعتقاد بسیاری، پس از امام بالاترین نقش را داشت و حتی برخی رسانههای غربی در تعبیری هدفمند از تعبیر «دو رهبر» استفاده میکردند. حال آن که طالقانی خود به رهبری امام اذعان داشت و در آبان ۱۳۵۷ و با اوجگیری نهضتی که توسط امام برپا شده بود همراه آیتالله حسینعلی منتظری از زندان آزاد شده بود.

آیتالله طالقانی در زمان ثبت این عکس یکی از محبوبترین چهرههای انقلاب بود. روحانیای که میان نیروهای مذهبی، ملیگراها و حتی بخشی از روشنفکران جایگاه ویژهای داشت. تنها 19 روز پس از این ضیافت، در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ درگذشت. بسیاری معتقدند اگر طالقانی عمر طولانیتری میداشت، شاید بخشی از شکافهای سیاسی سالهای بعد شکل دیگری پیدا میکرد.

نخستوزیر دولت موقت در این عکس هنوز در رأس دولت قرار دارد. اما چند ماه بعد و پس از ماجرای اشغال سفارت آمریکا استعفا داد و عملاً از قدرت کنار رفت. بعد از استعفا از نخستوزیری نماینده مجلس شد؛ در حالی که میتوانست پیش از آن کاندیدای ریاستجمهوری شود و نشد. از سال ۱۳۶۰ در موضع منتقد حاکمیت قرار گرفت، اما در ایران ماند و در سالهای جنگ نیز تنها صدای مخالف ادامه جنگ بود که تحمل میشد و خصوصا پس از مطرح شدن قطعنامۀ ۵۹۸ خواستار پذیرش آن بود. اتفاقی که یک سال با آن مخالفت میشد و سرانجام پذیرفته شد. بازرگان در ۳۰ دی ۱۳۷۳ در سوییس درگذشت. وی برای درمان به ژنو رفته بود. پیکر او به ایران بازگردانده شد.

پس از ورود امام به فرانسه، ابراهیم یزدی نیز همراه با امام از عراق به پاریس آمد. وی به دلیل تسلط بر زبان انگلیسی وظیفه ترجمه بیانات امام در مصاحبه با خبرنگاران را به عهده داشت اما گاهی این روند طوری پیش میرفت که در مقام سخنگویی امام خمینی ظاهر میشد. یزدی از نزدیکترین چهرهها به بازرگان بود و پس از انقلاب در دولت موقت سمت وزارت امور خارجه را برعهده داشت. او نیز پس از کنار رفتن دولت موقت در اردوگاه منتقدان قرار گرفت. سالهای طولانی فعالیت سیاسیاش با محدودیت همراه بود و سرانجام در سال ۱۳۹۶ در ترکیه درگذشت.

شاید تراژیکترین سرنوشت این قاب متعلق به صادق قطبزاده باشد. مردی که در روزهای نخست انقلاب از چهرههای پرنفوذ محسوب میشد. ابتدا به حزب جمهوری اسلامی نزدیک بود، مدتی رئیس رادیو تلویزیون (که در آن زمان هنوز صداوسیما نام نگرفته بود) شد و در آن دست به پاکسازی مخالفان انقلاب زد. پس از مدتی نیز کاندیدای ریاست جمهوری شد، ولی با رای بسیار کم، عرصه را به بنیصدر واگذار کرد و کنار کشید و بعد از شکست در انتخابات، آرام آرام متوجه شد که در حال کنار گذاشتن از بدنه قدرت است. قطبزاده در سال ۱۳۶۱ به اتهام مشارکت در طرح براندازی بازداشت و چند ماه بعد اعدام شد.

هانی الحسن، نخستین سفیر فلسطین در تهران، عضو ارشد سازمان آزادیبخش فلسطین و از چهرههای نزدیک به یاسر عرفات بود. او از سال ۱۹۷۴ مشاور سیاسی یاسرعرفات رهبر الفتح بود و در آن سالها نقش مهمی در روابط میان انقلاب ایران و جریان فلسطینی ایفا میکرد. الحسن بعدها در ساختار تشکیلات فلسطینی مسئولیتهای مختلفی برعهده گرفت و تا زمان درگذشتش در سال ۲۰۱۲ یکی از چهرههای شناختهشده عرصه سیاسی فلسطین باقی ماند.

معینفر زلزلهشناس برجسته ایرانی، وزیر نفت دولت موقت و از چهرههای آرام آن دوره بود. برخلاف بسیاری از افراد حاضر در این قاب، کمتر وارد درگیریهای سیاسی شد و بیشتر به عنوان یک مدیر فنی و دانشگاهی شناخته میشد. معینفر نماینده اولین دوره مجلس هم شد و مشهورترین خاطره از او مربوط به درگیری فیزیکیاش با یکی از نمایندگان وقت - به نام قرهباغ - حین نطق قبل از دستور است؛ در حالی که رییس مجلس - هاشمی رفسنجانی - خندهکنان نظاره میکند. معینفر که عضو انجمن اسلامی مهندسین و از وفاداران به مهندس مهدی بازرگان به حساب میآمد و بر خلاف تصور عضو نهضت آزادی نبود، در دی ماه ۹۶ درگذشت.