عصرایران؛ رضا غبیشاوی - مسعود پزشکیان رئیس جمهوری در سفر یک روزه و از پیش اعلام نشده، سه شنبه به اسلام آباد رفت و با استقبال گرم سران پاکستان روبه رو شد.
در آسمان، جنگنده های پاکستانی به استقبال هواپیمای رئیس جمهور ایران آمدند و در زمین به افتخار ورود او، در فرودگاه، توپ در کردند.
آصف علی زردای رئیس جمهوری ( همسر بی نظیر بوتو نخست وزیر فقید) و شهباز شریف نخست وزیر پاکستان هر دو برای استقبال از پزشکیان پای پلکان هواپیما در فرودگاه حاضر شدند. اتفاقی که کمتر رخ می دهد. به ویژه که در گذشته، در سفر هر دو مقام پاکستانی به تهران، رئیس جمهوری از آنها نه در فرودگاه بلکه در کاخ سعدآباد در شمال تهران اسقبال کرده بودند.
صمیمیت نیز در مراسم استقبال در فرودگاه موج می زد تا جایی که پروتکل های تشریفات به کناری گذاشته شد. مسعود پزشکیان دست در دست شهباز شریف نخست وزیر چتر به دست ( برای در امان ماندن از آفتاب) در کنار آصف زرداری رئیس جمهوری مسیر فرش قرمز را طی کرد صحنه ای که بیشتر شبیه دیدار صمیمانه دو شوهر عمه پس از مدت ها دوری از یکدیگر بود تا مراسم استقبال از یک رئیس جمهوری در پای پلکان هواپیما!
1 . این دیدار را باید سفر تشکر رئیس جمهور ایران از پاکستان بابت میانجیگری برای توقف جنگ اسرائیل و آمریکا و مذاکرات صلح و از همه مهمتر دست یابی به تفاهم اولیه تهران - واشنگتن دانست.
در جنگ 40 روزه، در حالی که نه میانجیگران سنتی مثل سوئیس قدرتی داشتند و نه شرایط و موقعیت میانجیگران منطقه ای مثل عمان و قطر اجازه بازی به آنها می داد این پاکستان بود که ناگهان ظهور کرد و چوب امدادی افتاده از دستان میانجیگران عمانی را برداشتند و به سمت آرامش و صلح میان تهران و واشنگتن دویدند.
پاکستانی ها با آگاهی از شدت خطرات ادامه جنگ بر امنیت و اقتصاد منطقه و کشورشان، وارد میانجیگری شدند و در گام نخست موفق شدند آتش بس برقرار شود. در گام های بعدی هم توانستند دو کشور را پای میز مذاکره آن هم از نوع حضوری و مستقیم بکشانند (برای اولین بار بعد از 8 سال) و البته این بار قطر دوباره به قطار میانجیگری پیوست. پول قطری و قدرت پاکستانی و روابط و نفوذ و دیپلماسی هر دو، سرانجام امضای ترامپ و پزشکیان را بر نخستین متن توافق دو کشور نشاند.
شهباز شریف تیمی به ریاست خود برای میانجیگری تشکیل داد. با عضویت فرمانده ارتش (عاصم منیر) و وزیران خارجه و کشور.
در نخستین دور مذاکرات ایران و آمریکا بعد از جنگ 40 روزه در اسلام آباد، شهباز شریف نخست وزیر پاکستان شخصا در مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا حاضر شد. در این نشست، عالی ترین سطح از مذاکرات میان دو کشور انجام شد. وقتی هیات ایرانی به ریاست قالیباف (رئیس مجلس) در مقابل هیات آمریکایی به ریاست جی دی ونس معاون رئیس جمهور قرار گرفت.
بی شک روابط شخصی و نزدیک نخست وزیر و فرمانده ارتش پاکستان با ترامپ رئیس جمهور آمریکا و معاون او جی دی ونس از یک سو و شناخت واقعی پاکستان از تهران و مناسبات حکمرانی ایران، توانست موفقیت اش در این میانجیگری را رقم بزند.
تعریف های نزدیک به چاپلوسی دیروز شهباز شریف نخست وزیر پاکستان از ترامپ به درد واسطه گری امروز او آمد. از معرفی ترامپ برای جایزه صلح نوبل تا آرزوی طول عمر ترامپ برای برقراری صلح.
شهباز شریف در نشست آتش بس غزه در سال 2025 وقتی ترامپ او را معرفی کرد پشت تریبون رفت و گفت: "تاریخ نام ترامپ را با حروف طلایی جاودانه کرده است. اگر مداخله ترامپ (برای توقف جنگ هند - پاکستان) نبود، ممکن بود جنگی ویرانگر میان دو قدرت هستهای رخ دهد."
ترامپ هم گفته بود نخست وزیر پاکستان به او گفته «اگر ترامپ مداخله نمیکرد دهها میلیون نفر کشته میشدند».
این سخنان چنان اغراقآمیز تلقی شد که روزنامه گاردین آن را «سیلی از ستایشهای افراطی» توصیف کرد.
2. پاکستان و نخست وزیرش شهباز شریف دلایل مختلف و قوی برای حمایت از ایران، توقف جنگ و میانجیگری برای حل اختلاف تهران و واشنگتن دارند. از انگیزه تقویت برند و درخشش در منطقه و جهان تا تقویت روابط با آمریکا و ترامپ و دامادش.
پاکستان در مقابل اسرائیل است البته تنها به لحاظ سیاسی و معنوی بدون هیچ حمایت تسلیحاتی یا مالی یا عملی از گروه
های مقاومت فلسطینی. پاکستان، هند و اسرائیل را در یک جبهه در مقابل خود می داند.
پاکستان به خوبی می داند اگر اسرائیل در مقابل جمهوری اسلامی ایران و برنامه هسته ای اش موفق شود برنامه هسته ای پاکستان می تواند هدف بعدی تل آویو باشد. پاکستان تنها کشور اسلامی است که بمب اتمی دارد. ایران اولین سانتریفیوژهای خود را از عبدالقدیر خان (پدر بمب اتمی پاکستان) گرفت. همان سانتریفیوژهایی که پایه ساخت و فعالیت سانتریفیوژهای ایران را شکل داد. همان سانتریفوژهایی که بعدا معلوم شد دست دوم بوده اند و آلوده به اورانیوم غنی شده در سطح بالا. همان سانتریفوژهایی که بازرسان آژانس در آنها اورانیوم با غنی بالا کشف کردند و دردسر شد. ایران در نهایت گفت آنها را از واسطه پاکستانی گرفته و دست دوم بوده اند. تحقیقات بعدی آژانس صحت گفته ایرانی ها را تایید کرد.
عبدالقدیر خان همان کسی است که هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهوری پیشین) در دو سفر رسمی به اسلام آباد تقاضای دیدار با وی را داشتند اما مانع شدند.
اکبر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای در سال 94 می گوید: "در سفری که به پاکستان رفته بودم، خواستم ایشان را ببینم. اما به من نشان ندادند. شاید در دوران ریاست مجلس هم بود. چون من دو بار به پاکستان رفته بودم. به هر حال من ندیدم. آیتالله خامنهای هم ایشان را ندید. ولی هر دوی ما در دوران جنگ پیگیری میکردیم که باید کارهایمان را شروع کنیم. گویا خود آقای عبدالقدیرخان اعتقاد داشت که دنیای اسلام باید بمب هستهای داشته باشد و به این کار عقیده داشت و بمب هستهای پاکستان را هم او ساخت. هر چند طول کشیده بود تا بمب را بسازند... به هر حال حاضر شدند تا یک مقدار به ما کمک کنند، در حدّی که مثلاً دست دوم نسل اول سانتریفیوژهایی را که غنی سازی میکنند، با نقشه مقداری به ما دادند. نقشهای که بعداً خودمان بتوانیم بسازیم."
برگردیم به انگیزه های پاکستان برای میانجیگری.
اگر برنامه اسرائیل برای جنگ داخلی و بی ثباتی یا سرنگونی جمهوری اسلامی ایران موفق می شد در این صورت پاکستان، همسایه غربی امن و مطمئن خود را از دست می داد و با افغانستان دوم در مرز خود روبه رو می شد.
علاوه بر این، اسرائیل از چند هزار کیلومتر آن طرف تر، به همسایه دیوار به دیوار پاکستان تبدیل می شد.
بی ثباتی ایران به معنی بی ثباتی ایالت بلوچستان پاکستان و تقویت گروه های مسلح ضددولتی است.
همچنین در سایه ادامه نزاع ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، حفظ بی طرفی برای اسلام آباد سخت و هزینه زاست. پاکستان و سعودی معاهده دفاع مشترک دارند.
پاکستان 3 همسایه زمینی دارد. با هند در شرق که دشمن است و در شرایط جنگی قرار دارند. با افغانستان در شمال که با آن هم درگیر است و روابط پرتنشی را تجربه می کنند. تنها مرز آرام، غربی و ایران است.
پاکستان به این آرامش و ثبات در مرز غربی برای مقابله با هند دشمن و افغانستان ناآرام نیاز دارد.
3. با این حال باید هوشیار بود نزدیکی روابط با پاکستان باعث نشود اسلام آباد بتواند تهران را وارد منازعات خود با هندوستان کند.
علاوه بر این، روابط ایران و پاکستان نباید باعث حساسیت هندوستان شود یا این تلقی در دهلی شکل بگیرد که ایران در جبهه پاکستان مقابل هندوستان قرار گرفته است.
اگر در آینده جنگ میان پاکستان و هند تکرار شود مقامات پاکستانی نباید از ایران انتظار قرار گرفتن در کنار اسلام آباد را داشته باشند بلکه مثل گذشته تهران از راه دور صرفا خواهان صلح و ثبات میان دو کشور خواهد شد. ایران در شرایط میانجیگیری میان دو قدرت اتمی پاکستان و هند هم نیست و این کار معمولا برعهده آمریکاست.
یکی از برنامه های پاکستان این است که در نزاع با هند بر سر وضعیت کشمیر تحت اداره هند، به دنبال یادگیری و کسب حامی است چون در این موضوع بسیار تنهاست.
پاکستانی ها خواهان حاکمیت بر کشمیر تحت اداره هند هستند. به همین دلیل از گروه های مسلح ضد هندی که برای استقلال این منطقه یا انتقال آن به حاکمیت پاکستان فعالیت مسلحانه دارند و علیه نیروهای مسلح هندوستان فعال اند حمایت و آنها را گروه های مقاومت ضداشغالگری می داند. پاکستانی ها بسیار تلاش می کنند این گروه ها را به گروه های مقاومت ضداشغالگری فلسطینی تشبیه کنند.
پاکستانی ها معمولا این ماجرا را در قالب جنگ اسلام (کشمیر مسلمان نشین) و کفر (هند) تعریف و تلاش می کنند آن را در جایگاهی شبیه اشغال فلسطین از سوی اسرائیل تعبیر کنند.
با این حال پاکستان در این مسئله تقریبا تنهاست و بزرگترین حامیانش یعنی عربستان سعودی و کشورهای جنوب خلیج فارس هم از پاکستان در این نزاع حمایت نمی کنند و وارد این بازی نمی شوند.
دولت ایران باید مواظب باشد پاکستان تهران را وارد این نزاع نکند و از این درگیری دور بماند.