به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، جنوب غرب کشور دوباره درگیر موجی از گردوغبار شده است؛ پدیدهای که دیگر نمیتوان آن را یک اتفاق مقطعی یا صرفا ناشی از شرایط داخلی دانست. تکرار این وضعیت نشان میدهد با یک بحران پایدار و فرامرزی روبهرو هستیم که ریشههای آن به تغییرات گسترده در حوضه دجله و فرات و وضعیت تالابهای مرزی بازمیگردد. خشکی زمین، کاهش کارکرد تالابها و تغییرات اقلیمی در منطقه، در کنار هم شرایطی را رقم زدهاند که نتیجه آن، تبدیل شدن آسمان خوزستان به صحنه ورود مستمر تودههای گردوغبار است؛ پدیدهای که مستقیم بر زندگی و سلامت مردم اثر میگذارد.
در سالهای گذشته، تکرار این وضعیت باعث شده گردوغبار به یکی از پایدارترین چالشهای زیستمحیطی جنوب کشور تبدیل شود. چالشی که دیگر محدود به چند روز یا چند فصل خاص نیست و در برخی دورهها به شکل موجهای متوالی و گسترده ظاهر میشود. همین تداوم، نگاه کارشناسی را از حادثه طبیعی به سمت بحران ساختاری تغییر داده است. بحرانی که هم به مدیریت منابع آب در منطقه و هم به نحوه تعامل کشورهای حوزه دجله و فرات با اکوسیستمهای پاییندست مرتبط است.
از سوی دیگر، کاهش توان طبیعی تالابهای مرزی در مهار گردوغبار، عملاً نقش حفاظتی این زیستبومها را تضعیف کرده است. خشکشدن بخشهایی از این پهنهها باعث شده زمینهای رهاشده به کانونهای فعال تولید گردوغبار تبدیل شوند و در زمان تغییرات جوی، حجم قابل توجهی از ذرات معلق به سمت مناطق مسکونی ایران حرکت کند. در چنین شرایطی، مسئله فقط آلودگی هوا نیست، نشانهای از تغییر تعادل طبیعی در یک اکوسیستم گستردهتر است.
وقتی مرز جغرافیا در آسمان از بین میرود
در روزهای اخیر، آنچه در آسمان جنوب غرب ایران رخ داده دیگر صرفا یک پدیده محلی یا حتی استانی نیست و به یک رخداد کاملاً منطقهای و فرامرزی تبدیل شده است.
گردوغبارهایی که در خوزستان دیده میشود، در واقع ادامه یک زنجیره طولانی از تغییرات محیطزیستی در پهنهای گسترده از عراق تا مرزهای غربی ایران است. زنجیرهای که نقطه آغاز آن را باید در خشکشدن تدریجی تالابها و تغییر الگوی جریان آب در حوضه دجله و فرات جستوجو کرد.
در نگاه دقیقتر، مسئله فقط ورود گرد و خاک نیست و نوعی جابهجایی اکولوژیک در مقیاس منطقهای است. زمانی تالابهایی مانند هورالعظیم نقش ضربهگیر طبیعی در برابر بادهای گرم و خشک داشتند اما با افت سطح آب و تغییر رژیم هیدرولوژیک، این ساختار طبیعی عملا کارکرد خود را از دست داده است.
آنچه امروز به شکل تودههای گردوغبار وارد خوزستان میشود، در واقع نشانهای از یک زمین خشکشده در آن سوی مرز است. زمینی که دیگر توان تثبیت خاک را ندارد و با کوچکترین جریان باد، به منبع فعال ریزگرد تبدیل میشود. این وضعیت باعث شده مرزهای سیاسی عملا در برابر پدیدههای طبیعی بیمعنا شوند و آلودگی هوا به یک مسئله مشترک منطقهای تبدیل شود.
در کنار این عامل، تغییرات اقلیمی و افزایش دما در غرب آسیا نیز شدت تبخیر و خشکی سطحی خاک را تشدید کرده و شرایط را برای شکلگیری طوفانهای گردوغبار فراهمتر کرده است. به همین دلیل، این پدیده را نمیتوان صرفا به یک عامل یا یک کشور محدود کرد و باید آن را حاصل مجموعهای از تصمیمات آبی، تغییرات اقلیمی و مدیریت ناپایدار منابع دانست.
در واقع، آنچه در خوزستان تجربه میشود بیشتر شبیه بازتاب یک بحران بیرونی در داخل مرزها است. بحرانی که اگر در سطح منطقهای برای آن راهحل مشترک پیدا نشود، هر سال میتواند با شدت و گستره بیشتری تکرار شود.
گرد و غبار فرامرزی از بینالنهرین آغاز میشود
مسعود امیرزاده کارشناس و فعال محیط زیست در تحلیل منشأ گرد و غبارهای اخیر با اشاره به شرایط تالابهای بینالنهرین از جمله هورالعظیم اظهار کرد: این پدیده صرفاً یک رخداد مقطعی یا داخلی نیست. در روزهای اخیر برخی گزارشها از ورود یا عدم ورود تودههای گرد و غبار به خوزستان متناقض بوده است، اما آنچه مسلم است وضعیت تالابهای منطقهای است که در پی تحولات چند دهه گذشته در عراق و کشورهای بالادست دجله و فرات دچار تغییرات جدی شدهاند.
به گفته او، تالابهای سهگانه منطقه و مجموعه هورالعظیم در ایران و عراق، در پایان قرن بیستم تحت تأثیر سیاستهای آبی کشورهای منطقه قرار گرفتهاند و این روند در سالهای بعد نیز ادامه یافته است.
امیرزاده تأکید کرد: حتی اگر در مقطعی این وضعیت تسکین نسبی پیدا کند، به دلیل ساختار فعلی مدیریت آب در منطقه، احتمال بازگشت مجدد گرد و غبار بسیار بالاست.
دیپلماسی آب حلقه مفقوده در مواجهه با بحرانهای منطقهای است
این کارشناس محیط زیست در ادامه، ریشه اصلی بحران را در ضعف دیپلماسی آب ایران دانست و تصریح کرد: مسئله فقط محیطزیستی نیست، بلکه کاملا سیاسی و ژئوپلیتیکی است.
او با اشاره به تجربه سالهای گذشته، از جمله نشستها و اعتراضات رسمی ایران به ترکیه در دوران دولتهای مختلف، اضافه کرد: در مقاطعی مانند دهه 90 شمسی، ایران نسبت به سدسازیهای گسترده ترکیه بر حوضه دجله و فرات اعتراض کرده، اما این اعتراضها در سطح بینالمللی بازتاب مؤثر و نتیجهمحور نداشته است.
او همچنین به نقش کشورهای دیگر منطقه از جمله عراق، سوریه و حتی تحولات اخیر در افغانستان اشاره دارد و معتقد است: مجموعه این اقدامات در بالادست رودخانهها، در نهایت بر تالابهای پاییندست اثر مستقیم گذاشته است. مشکل اصلی اینجاست که سیاست خارجی ایران در حوزه آبهای مرزی عمدتا منفعل بوده و در برابر تغییرات ساختاری در مدیریت منابع آب منطقه، واکنشهای بهموقع و اثرگذار نداشته است.
او تأکید کرد: حتی در مواردی که ایران اعتراض رسمی داشته، پاسخ طرف مقابل معمولا انکار تأثیر سدسازیها بر گرد و غبار بوده و این موضوع بدون پشتوانه علمی کافی پیگیری شده است.
امیرزاده خاطرنشان کرد: نبود یک رویکرد فعال در دیپلماسی آب، چرخه بحرانهای زیستمحیطی در منطقه همچنان تکرار خواهد شد و خوزستان یکی از نخستین نقاطی است که آثار آن را تجربه میکند.
امیرزاده در ادامه با تأکید بر ضرورت تقویت پشتوانه علمی در این حوزه گفت: پیش از هرگونه طرح موضوع در سطح مذاکرات سیاسی یا حقوقی، باید مجموعه تحقیقات و دادههای علمی درباره وضعیت تالابها، رودخانههای مرزی و تغییرات ایجادشده در رژیم طبیعی آب کامل و مستند شود.
به گفته او، هرچه این پشتوانه علمی دقیقتر و جامعتر باشد، امکان استناد در مجامع بینالمللی، چانهزنیهای دیپلماتیک یا حتی پیگیریهای حقوقی نیز افزایش خواهد یافت.
او معتقد است: در غیر این صورت، طرح مسئله بدون ادله کافی میتواند اثرگذاری لازم را در سطح بینالمللی کاهش دهد و حتی زمینهساز بیاعتنایی به ادعاها شود.
در حالی که بسیاری از کنوانسیونهای بینالمللی محیطزیستی بر اصل جلوگیری از آسیب به سرزمینهای پاییندست تأکید دارند و این ظرفیت تنها زمانی قابل استفاده است که با دادههای دقیق و پژوهشهای کامل پشتیبانی شود.
انتهای پیام/