فلاحت‌پیشه: تابوها را بشکنیم، از برجام درس بگیریم و به سمت کاهش تنش با دنیا برویم | سیاست خارجی باید اقتصادمحور شود

اقتصادنیوز یکشنبه 31 خرداد 1405 - 06:52
اقتصادنیوز:فلاحت‌پیشه معتقد است تا زمانی که مردم در تصمیم‌گیری‌ها به رسمیت شناخته نشوند، هیچ اصلاح اقتصادی و سیاسی به نتیجه نخواهد رسید.

به گزارش اقتصادنیوز، در یک سال گذشته، ایران هم‌زمان تجربه مجموعه‌ای از تحولات پُرشتاب و کم‌سابقه را پشت سر گذاشته است؛ از جنگ و تنش‌های امنیتی گرفته تا اعتراضات اجتماعی، فشارهای اقتصادی و در نهایت شکل‌گیری یک تفاهم سیاسی که از نگاه برخی ناظران می‌تواند نقطه آغاز دوره‌ای تازه در اقتصاد، روابط خارجی و سیاست داخلی کشور باشد.

با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: «آیا این تحولات به بازسازی ساختارهای حاکمیتی، اعتماد عمومی و افزایش رضایت اجتماعی منجر خواهد شد یا بدون اصلاحات ساختاری، صرفاً به تکرار چرخه‌های گذشته خواهد انجامید؟»

در همین زمینه، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده سابق مجلس و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفت‌وگویی با اقتصادنیوز، به بررسی نسبت دولت و جامعه، بحران اعتماد، شکاف‌های اجتماعی و ضرورت اصلاحات سیاسی و اقتصادی پرداخته است.

گفتگوی اقتصادنیوز با حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، تحلیلگر سیاست خارجی را بخوانید.

****

*آقای فلاحت‌پیشه! جنگ، اعتراضات و سپس توافق اخیر، هر کدام به شکلی بر رابطه دولت و جامعه اثر گذاشته‌اند. به نظر شما مهم‌ترین اقدام عملی و قابل سنجش برای تبدیل همبستگی مقطعی دوران بحران به بازسازی پایدار اعتماد عمومی چیست و دولت از کدام نقطه باید این فرآیند را آغاز کند؟ مخصوصاً که بنا بر اظهارات کارشناسان ایران وارد مرحله جمهوری سوم شده است؟

معتقدم مردم ایران یکی از بدترین سخت‌ترین سال‌های عمر خودشان را سپری کردند. یک سالی که در آن دو جنگ رخ داد و به هر حال بحران‌های اقتصادی عظیمی به وجود آمد. مهمتر از آن، ناآرامی‌هایی که شکل گرفت و جان هزاران انسان گرفته شد که بسیاری از آنها بی‌گناه بودند و بسیاری هم مجروح شدند. این در تاریخ ایران کم‌سابقه است.

من معتقدم این همه هزینه پرداخت شد و نشان مان داد که برخی سیاست‌ها اشتباه بوده؛ اولین سیاست، سیاست نفی مذاکره و یک سری سیاست‌های افراطی بود که ایران را به یکی از دشمن‌ترین کشورها در ذهنیت جهانی تبدیل کرد و در نهایت دو جنگ بزرگ را به ملت ایران تحمیل کرد.

کسانی که این مسیر افراطی را رفتند هیچ پاسخگویی ندارند و فضای فکری‌شان با مشکلات مردم متفاوت است. بدون اینکه مسئولیتی در قبال شکست مذاکره داشته باشند به زندگی‌شان ادامه دادند. این‌ها کسانی بودند که در دو برهه ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ دو فرصت استثنایی توافق را از بین بردند ولی آن زمان هم هیچ مسئولیتی نپذیرفتند.

مسیر دیپلماسی می‌تواند نتانیاهو را به حاشیه ببرد​

الان هم بعد از امضای تفاهم‌نامه بین روسای جمهور ایران و آمریکا، مدام بر طبل جنگ می‌کوبند و تلاش می‌کنند ایران را در دام نتانیاهو بیندازند. در حالی که من معتقدم مسیر دیپلماسی می‌تواند نتانیاهو را به حاشیه ببرد.

سیاست دیگر، بی‌اعتنایی به عرصه عمومی و صندوق رأی بود. ما کاهش مشارکت مردم را دیدیم که اوج آن در انتخابات مجلس بود؛ انتخاباتی که عملاً رقابتی بین یک اقلیت در اقلیت بود. در تهران حدود ۷ درصد مشارکت ثبت شد و بسیاری از نمایندگان با درصد آرای زیر ۱۰ درصد وارد مجلس شدند.

بعد هم وقتی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری تا حدی با صندوق رأی آشتی کردند و رئیس‌جمهور خود را انتخاب کردند، فشارها باعث شد دولت حتی نتواند کابینه خود را شکل دهد و وعده‌های اصلاحی‌اش ناکام ماند.

فلاحت پیشه

مردم برای برنامه‌های آینده باید در رأس تصمیم‌گیری‌ها باشند

در اینجا باید به نظریه «به رسمیت شناختن» اشاره کرد؛ اکسل هونت معتقد است باید مردم، صدای مردم، نقد و اعتراض آنها به رسمیت شناخته شود. وقتی این به رسمیت شناسی نباشد، جامعه دچار چالش می‌شود. درس اصلی این تحولات، به رسمیت شناختن مردم است.

در حوزه اقتصاد هم یک روند انحرافی شکل گرفت؛ فشار مالیاتی و تورم برای مردم افزایش یافت و در عین حال منابعی مانند نفت و سایر ظرفیت‌ها به شکل درست مدیریت نشد. این وضعیت نارضایتی اقتصادی ایجاد کرده است. دولت اگر بخواهد رابطه خود با مردم را سامان دهد باید این مشکلات را حل کند و به جای بازگشت به گذشته، به آینده‌ای فکر کند که مردم در رأس تصمیم‌گیری باشند.

*تجربه‌های گذشته نشان داده که گشایش‌های خارجی به بهبود وضعیت اقتصاد کشور از یک سو و بهبود نظام سیاسی از سوی دیگر در بلندمدت منجر نشده است. این بار چه اصلاحاتی در حوزه‌هایی مانند حکمرانی اقتصادی و سیاسی، شفافیت و عدالت باید انجام شود تا جامعه اثرات این توافق را در زندگی روزمره خود احساس کند؟

من همین حالا که با شما صحبت می‌کنم، یکی از شبکه‌های رسانه ملی را می‌بینم که کارشناسش مدعی است چرا بند بازسازی ایران در تفاهم با آمریکا آمده است و حتی ادعاهایی درباره وضعیت آمریکا مطرح می‌کند.

ایران باید از برجام درس بگیرد؛ علت شکست برجام این بود که...

اما واقعیت این است که ایران باید از برجام درس بگیرد. علت اصلی شکست برجام این بود که بعد از آن، ایران و آمریکا دشمنی را کنار نگذاشتند. اگر ایران از ظرفیت‌های اقتصادی‌اش در مذاکرات گذشته بهتر استفاده می‌کرد، شرایط متفاوت بود.

در برجام، حتی ۸۰ میلیارد یورو قرارداد بدون نتیجه باقی ماند. بنابراین اگر سیاست خارجی ایران به سمت کاهش دشمنی و تمرکز بر توسعه اقتصادی برود، آثار گشایش‌ها دیده خواهد شد.

اما اگر این تفاهم هم صرفاً ادامه دشمنی تلقی شود، دوباره به همان چرخه بازمی‌گردیم. من معتقدم هیچ ملتی به اندازه ایران هزینه دشمنی طولانی‌مدت را نداده است.

برای آنکه اصلاحی صورت بگیرد، باید تابوها شکسته شود

الان زمان پایان دادن به این وضعیت است. بعد از این جنگ ویرانگر، فرصت ایجاد شده و حتی مسئولیت آینده این تفاهم بر دوش دولت فعلی است. اگر قرار است اصلاحی صورت بگیرد، باید تابوها شکسته شود و سیاست خارجی به سمت اقتصادمحور شدن حرکت کند.

*اعتراضات سال‌های اخیر، جنگ و فشارهای اقتصادی هر کدام بخشی از شکاف میان جامعه و حاکمیت را آشکار کرده‌اند؛ از نظر شما اولویت امروز کشور ترمیم کدام شکاف است: شکاف اعتماد، شکاف نسلی، شکاف اقتصادی یا شکاف سیاسی؟ و چرا؟

من معتقدم اصل اساسی در ایران، شکاف سیاسی و شکاف اعتماد است. دولت در ایران بسیار گسترده و فربه شده و در همه حوزه‌ها حضور دارد. تا زمانی که مردم به شکل واقعی در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داده نشوند، مسائل اقتصادی هم حل نخواهد شد.

باید تصمیم‌گیری سیاسی جدی برای مقابله با فساد، رانت و ویژه‌خواری انجام شود. در غیر این صورت، اقتصاد کشور همچنان درگیر «کاسب‌های مختلف و سلطان‌های مختلف» باقی می‌ماند و اصلاحات واقعی رخ نمی‌دهد.

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.