کارشناس اندیشکده امریکن اینترپرایز معتقد است که ترامپ رئیسجمهور فاسدیست که با سوءاستفاده از اختیارات ریاست جمهوری در آمریکا، خودکامگی در عرصه سیاست خارجی را به بالاترین حد خود در طول تاریخ آمریکا رسانده است؛ او تأکید میکند که این خودکامگی به شدت به جایگاه و اعتبار آمریکا در عرصه جهانی آسیب زده است.
جک گلداسمیت، کارشناس اندیشکده امریکن اینترپرایز و استاد حقوق دانشگاه هاروارد، در تحلیلی درباره رویکرد دونالد ترامپ در سیاست خارجی آمریکا، توضیح میدهد او با تکیه بر گسترش بیسابقه اختیارات ریاستجمهوری، عملاً اصل «یک نفر تصمیم میگیرد» را به مرحلهای تازه رسانده است؛ به گفته این استاد حقوق، در جنگ با ایران این خودکامگی بهوضوح نمایان شد و پیامدهای منفی بسیار آن نیز برای جایگاه آمریکا در جهان، ثبات سیاست خارجی و نقش نهادهای حکمرانی این کشور آشکار گردید.
تهدیدات توخالی و دعاوی شرمآور ترامپ، جنگ علیه ایران را بیش از پیش زیانآور ساخت
گلداسمیت در این تحلیل تأکید میکند که دونالد ترامپ جنگ علیه ایران را در ۲۸ فوریه آغاز کرد. او نه کنگره را در جریان قرار داد و نه برای این اقدام از آن مجوز خواست و پس از آغاز جنگ نیز مشورت چندانی با کنگره نداشت. همچنین کنگره هیچ بودجه مشخصی را برای درگیری با ایران اختصاص نداد. اما ترامپ جنگ را به هر شکلی که خود میخواست پیش برد؛ مسیری که با اشتباهات راهبردی همراه بود و این اشتباهات با تهدیدهای توخالی و ادعاهای شرمآور درباره پیروزی، وخیمتر شد.به نوشته گلداسمیت، ترامپ پس از جنگ نیز تلاش کرد نتیجه آن را در قالب یک «توافق بزرگ» با ایران معرفی کند؛ توافقی که مدعی است صلح و امنیت را برای منطقه به همراه خواهد داشت. اما او معتقد است این توافق، که در قالب یک یادداشت تفاهم کوتاه و کلی ارائه شده، موقعیت آمریکا را نسبت به شرایط پیش از جنگ بهبود نداده است. در مقابل، روند جنگ و مذاکرات پس از آن، به اقتصاد آمریکا و جهان و همچنین اعتبار نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده آسیب وارد کرده است.
ترامپ، رئیس جمهور فاسدی که از کاستیهای قانون اساسی آمریکا سوء استفاده میکند
گلداسمیت ریشه این وضعیت را در فرسایش تدریجی محدودیتهای قانون اساسی آمریکا بر اختیارات رئیسجمهور میداند. به گفته او، قانون اساسی با هدف جلوگیری از آنکه یک رئیسجمهور نالایق یا فاسد بتواند بهسادگی تصمیمات بسیار زیانباری در عرصه بینالمللی به نام کشور اتخاذ کند، محدودیتها و نظارتهای دموکراتیک را بر تصمیمات جنگی و سیاست خارجی رئیسجمهور اعمال کرده بود.اما این سازوکار، به اعتقاد او، در طول دهههای گذشته تضعیف شده است. اختیار کنگره برای اعلام جنگ و کنترل بودجه نظامی عملاً به توانایی محدودی برای توقف اقدامات رئیسجمهور تبدیل شده است؛ آن هم تنها زمانی که کنگره بتواند بر مخالفت رئیسجمهور غلبه کند. گلداسمیت میگوید ترامپ از همین خلأ استفاده کرده و در جنگ ایران بدون نیاز به همراهی کنگره عمل کرده است.او همچنین معتقد است نظارت سنا بر توافقهای بینالمللی نیز تقریباً از بین رفته است. افزایش توافقهای اجرایی ریاستجمهوری و سپس توافقهای غیرالزامآور، به رؤسای جمهور اجازه داده است بدون دریافت رضایت رسمی کنگره، سیاستهای مهم خارجی را تغییر دهند.
هیچ مانع جدی پیشروی سوءاستفاده ترامپ از اختیارات ریاستجمهوری وجود ندارد
به باور گلداسمیت، اگرچه رؤسای جمهور پیشین نیز از اختیارات گسترده در سیاست خارجی استفاده کردهاند، اما ترامپ این اختیارات را در مقیاسی متفاوت به کار گرفته است. او مینویسد تفاوت اصلی ترامپ در گستردگی اقدامات، فاصله گرفتن از اجماع سنتی دوحزبی آمریکا و بیاعتنایی کمسابقه به کنگره است.
این استاد حقوق معتقد است ترامپ در حوزه سیاست خارجی بیش از سیاست داخلی امکان اجرای اراده شخصی خود را دارد، زیرا در این حوزه موانعی مانند فرآیندهای بوروکراتیک و نظارت قضایی کمتر اثرگذار هستند. به گفته او، ترامپ از این وضعیت استقبال میکند و آن را به ابزاری برای پیشبرد سیاستهای خود تبدیل کرده است.گلداسمیت فهرستی از اقدامات نظامی و دیپلماتیک ترامپ را نمونههایی از این روند میداند؛ از حمله به تأسیسات هستهای ایران و آغاز جنگ گستردهتر علیه این کشور گرفته تا اقدامات نظامی در ونزوئلا، حملات علیه اهدافی در مناطق مختلف جهان و تهدید به استفاده از زور علیه کشورهای دیگر. او تأکید میکند که در بیشتر این موارد، کنگره یا نتوانسته مانع شود یا واکنش مؤثری نشان نداده است.
ترامپ با اتکا بر منویات شخصی، نه منافع ملی، سیاست خارجی آمریکا را تنظیم میکند
از نگاه گلداسمیت، مشکل اصلی سیاست خارجی شخصمحور ترامپ، از بین رفتن انسجام سیاست خارجی آمریکا در بازههای زمانی کوتاه است. هنگامی که سیاستهای مهم خارجی صرفاً بر تصمیمات شخص رئیسجمهور استوار باشند و پشتوانه قوانین پایدار، توافقهای فراتر از دوره ریاستجمهوری یا رضایت مشخص کنگره را نداشته باشند، با تغییر دولتها دچار نوسانات شدید و رفتوبرگشتهای مداوم میشوند.او برای توضیح این مسئله به پرونده هستهای ایران اشاره میکند. دولت باراک اوباما با تحریم و سپس مذاکره به توافق هستهای ایران رسید؛ اما ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را کنار گذاشت. دولت جو بایدن هم آن را احیا نکرد و ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود مسیر استفاده از جنگ را انتخاب کرد.
گلداسمیت همین الگو را درباره توافق اقلیمی پاریس و خروج و بازگشت آمریکا به برخی سازمانهای بینالمللی نیز مشاهده میکند. به گفته او، چنین رفتوبرگشتهایی باعث شده تعهدات آمریکا برای سایر کشورها غیرقابل پیشبینیتر شود.به عقیده گلداسمیت همین الگوی رفتوبرگشت مداوم درباره شماری از سازمانهای بینالمللی نیز تکرار شده است؛ از جمله سازمان جهانی بهداشت و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد. لذا از نظر او هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور شود اگر یک نامزد دموکرات در انتخابات ۲۰۲۸ پیروز شود، این روند متوقف خواهد شد.
تصمیمات غلط ترامپ و دگرگون شدن موازنه جهانی قدرت به ضرر آمریکا
در نهایت، گلداسمیت هشدار میدهد که افراط در یکجانبهگرایی ریاستجمهوری، علاوه بر افزایش احتمال جنگ، اعتبار بینالمللی آمریکا را تضعیف میکند. او معتقد است متحدان و رقبای آمریکا اکنون با این پرسش مواجهاند که آیا تعهدات واشنگتن پایدار خواهد بود یا تنها تا پایان دوره یک رئیسجمهور دوام خواهد داشت. از نگاه این کارشناس امریکن اینترپرایز، جنگ ایران جدیدترین و شاید برجستهترین نمونه از روندی است که طی آن قدرت سیاست خارجی آمریکا از نهادهای جمعی مانند کنگره به سمت تصمیمگیری شخص رئیسجمهور منتقل شده است؛ روندی که به اعتقاد او، نهتنها توازن قوا در داخل آمریکا را تضعیف میکند، بلکه جایگاه این کشور را در نظام بینالملل نیز با چالش مواجه خواهد کرد و موازنه قدرت را در سطح جهانی نیز به ضرر آمریکا دگرگون میکند.
منبع خبر "
افکار نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد.
(ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.