به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در حالی که همزمانی پدیده سوپر النینوی ۲۰۲۶ با تنشهای ژئوپلیتیکی و بحرانهای اقلیمی، نگرانیها درباره آینده امنیت غذایی، منابع آب و ثبات اقتصادی در آسیا و خاورمیانه را افزایش داده است، دکتر مهدی زارع در گفتوگویی به بررسی پیامدهای احتمالی این رخداد بر چین، غرب آسیا و کشورهای درگیر بحرانهای منطقهای پرداخت.
دکتر مهدی زارع استاد تمام زمینشناسی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا گفت: «سوپر النینوی ۲۰۲۶ در زمانی رخ میدهد که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ / ۹ اسفند ۱۴۰۴، حمله نظامی آمریکا-اسراییل به ایران با تحولات مهمی در مسدود شدن تنگه هرمز منجر شد.»
وی افزود: «این مخاطرات چندگاه در شرق و غرب آسیا موجب تحولات گوناگونی خواهد شد. در چین، خاورمیانه و غرب آسیا به طور بسیار متفاوتی آشکار میشود.»
وی گفت: «چین با نوسانات شدید هواشناختی داخلی و درگیریهای منابع کلان اقتصادی دست و پنجه نرم میکند، خاورمیانه و غرب آسیا فشار مستقیم و حادی را بر خطوط کشاورزی، زیرساختهای داخلی و ثبات مالی خود تجربه خواهند کرد.»
وی افزود: «انحصار منابع چین با ویرانی فیزیکی کمتری نسبت به آسیای گرمسیری مواجه است، اما جایگاه آن به عنوان یک موتور تولید و کشاورزی جهانی، شوکهای آب و هوایی داخلی را به امواج اقتصادی جهانی تبدیل میکند.»
وی گفت: «فرینهای اقلیمی نامتقارن در شمال-جنوب چین قابل انتظار است. از نظر تاریخی، یک سوپر النینو الگوهای جوی برای فشار آوردن به بارانهای موسمی تابستانی به سمت جنوب در چین آماده میکند.»
وی افزود: «خطر بالای سیل شدید و غیر فصلی و بارش سنگین در امتداد حوضه رودخانه یانگ تسه و استانهای جنوبی پیشبینی میشود. این امر کشاورزی فشرده برنج و تولید سبزیجات محلی را تهدید میکند.»
وی گفت: «برعکس، دشتهای کشاورزی حیاتی شمال چین - منطقه گندم و ذرت داخلی - با خطر شدید خشکسالیهای طولانی تابستان و موجهای گرما مواجه هستند.»
وی افزود: «از آنجا که چین با ذخایر استراتژیک غلات و انرژی گسترده فعالیت میکند، واکنش آن به کسری تولید داخلی یا بازار جهانی بیثبات، از نظر تاریخی خرید حجیم منابع بینالمللی است.»
وی گفت: «اگر تولید برنج یا ذرت داخلی چین کاهش یابد، واردات انبوه غلات توسط پکن، کشورهای کوچکتر و کمدرآمدتر را تا اوایل سال ۲۰۲۷ به طور مصنوعی از بازارهای بینالمللی حذف خواهد کرد.»
وی افزود: «موجهای گرمای شدید تابستان مرتبط با النینو، تقاضای برق برای خنکسازی را به شدت افزایش میدهد.»
وی گفت: «در استانهای چین که به شدت به برق آبی وابسته هستند - سیچوان و یوننان - هرگونه خشکسالی محلی که مخازن سدها را کاهش دهد، باعث جیرهبندی انرژی صنعتی میشود و به طور موقت زنجیرههای تأمین تولید را کند میکند.»
وی افزود: «در خاورمیانه، ترکیب النینو و درگیری فعال، محیطی بسیار ناپایدار ایجاد میکند که در آن تولید داخلی نمیتواند با تخریب اقتصادی تداوم یابد.»
وی گفت: «جنگ آمریکا و اسراییل بر علیه ایران تجارت از طریق تنگه هرمز را که به عنوان مسیر اصلی صادرات تقریباً ۳۰٪ از اوره و اجزای پتروشیمی جهان عمل میکند، به شدت مسدود کرده است.»
وی افزود: «در نتیجه در خاورمیانه، کمبود شدید کودهای شیمیایی مقرون به صرفه در سطح محلی است.»
وی گفت: «کشورهایی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر این درگیری هستند، با فروپاشی ساختاری ظرفیت کشاورزی داخلی خود روبرو هستند.»
وی افزود: «آسیب نظامی به شبکههای آبیاری، تأسیسات تصفیه آب و شبکههای برق - همراه با عدم توانایی در واردات بذر یا قطعات - تولید مواد غذایی منطقهای، صرف نظر از شرایط اقلیمی، به شدت کاهش یافته است.»
وی گفت: «اکثر کشورهای خاورمیانه به استثنای ایران و کشورهای ثروتمند خلیج فارس با حاشیه مالی ناچیزی فعالیت میکنند و به شدت به واردات مواد غذایی وابسته هستند.»
وی افزود: «با افزایش قیمتهای بینالمللی مواد غذایی به دلیل کاهش محصولات کشاورزی در مناطق دیگر به دلیل پدیده سوپرالنینو، کشورهایی مانند لبنان، سوریه، یمن و اردن با بحران شدید تراز پرداختها مواجه هستند.»
وی گفت: «دولتها از نظر مالی قادر به حفظ یارانههای نان و مواد غذایی نخواهند بود و این امر خطر ناآرامیهای مدنی گسترده را افزایش میدهد.»
وی افزود: «در غرب آسیا شامل ترکیه، ایران، قفقاز و بخشهایی از آسیای مرکزی، النینو به عنوان یک عامل مخرب عظیم در چرخههای هیدرولوژیکی شکننده عمل میکند.»
وی گفت: «خشکسالیهای برگشتناپذیر – مانند دریاچه ارومیه - موجب تشدید مهاجرت اقتصادی میشود.»
وی افزود: «نوسانات هیدرولوژیکی مانند سیل در میانه خشکسالی با بارشهای زمستانی غیرمعمول و شدید و رگبارهای سیلآسا در آسیای مرکزی و فلات ایران همراه میشود.»
وی گفت: «اگرچه این بارشها برای مناطق کمآب مثبت به نظر میرسد، اما اغلب به جای پر کردن مداوم مخازن سدها به صورت سیلهای ناگهانی و مخرب ظاهر میشود.»
وی افزود: «خاک سخت شده در اثر خشکسالی نمیتواند حجم ناگهانی و عظیم آب را جذب کند و منجر به فرسایش شدید خاک سطحی، آسیب به زیرساختها و رسوبگذاری سدهای حیاتی میشود.»
وی گفت: «فقدان مدیریت منابع آب تنظیمشده، همراه با تلاش برای زنده نگه داشتن محصولات داخلی، منجر به پمپاژ بیرویه آبهای زیرزمینی میشود.»
وی افزود: «این تخلیه سریع سفرههای آب زیرزمینی به عنوان یک زخم دائمی محیطزیستی عمل میکند و باعث فرونشست برگشتناپذیر زمین در دشتهای کشاورزی و از بین رفتن دائمی ظرفیت ذخیرهسازی زیرسطحی منطقه میشود.»
وی گفت: «سدسازی ترکیه بر روی سرشاخههای دجله و فرات - پروژه GAP - احتمالاً جریان آب به سمت پاییندست به عراق و سوریه را محدود میکند تا ثبات کشاورزی داخلی ترکیه را در برابر ناهنجاریهای النینو حفظ کند.»
وی افزود: «این مهار اساسی آب، کاهش کشاورزی و تنشهای مرزی را در حوضه پایینتر تشدید خواهد کرد.»
وی گفت: «اکوسیستمهای حساس منطقهای که پیش از این به دلیل دههها تنش اقلیمی و مدیریت ضعیف منابع - مانند دریاچه ارومیه یا تالابهای هلمند - به آستانه نابودی کامل رسیدهاند، با خشک شدن کامل مواجه هستند.»
وی افزود: «از بین رفتن کامل این بافرهای طبیعی باعث طوفانهای گرد و غبار محلی، تخریب ریزاقلیمهای منطقهای و مهاجرت شدید اقتصادی از مناطق کشاورزی روستایی به مراکز شهری که از قبل نیز تحت فشار بودهاند، تا اوایل سال ۲۰۲۷ میشود.»