به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در آخرین بخش از مرور گزارش پژوهشی کارشناسان نهاد امنیتی ترکیه درباره جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه کشورمان، سراغ این موضوع میرویم که به زعم آنکارا، درسها و آموختنیهای این جنگ کدامند.
زمانی میتوانیم اهمیت این نکته را بیشتر درک کنیم که یادمان باشد اولاً ترکیه، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مهمترین رقیب منطقهای خود میبیند و بدون شک، برای فهم اصلیترین نقاط ضعف و قوت دفاعی ما در حال تحقیق و رصد است.
دوم این که ترکیه در این چند سال، بنا را بر تلاش برای خودکفایی در صنایع دفاعی گذاشته و میخواهد تجربیات ایران را با نگاهی کارشناسی دنبال کند. البته ترکیه در این میان، اصل دفاع و پیشرفت را گاهی با تبلیغات گسترده رسانهای درآمیخته و به عنوان مثال، به طور ناگهانی، خبر از تولید موشک قاره پیما با بُرد 6 هزار کیلومتر میدهد که با روند عادی و طبیعی رشد صنایع دفاعی این کشور انطباق معقول و باورکردنی ندارد.
اما در هر حال، آگاهی از نوع برداشت و تفسیر پژوهشگران نهاد امنیتی ترکیه درباره توان دفاعی کشورمان، خالی از لطف نیست.
نگاه ترکیه به موضوع دفاع
در گزارش تحقیقاتی کارشناسان امنیتی ترکیه، به این اشاره شده که اولین درس جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران برای ترکیه، برجسته شدن اهمیت عمق سهبعدی در صنایع دفاعی بود: اهمیت برتری و شایستگی فناوری (کیفیت)، همراه با حجم تولید (کمیت) و توانایی این ظرفیت برای سازگاری و پایداری در درگیریهای بلندمدت (انعطافپذیری).

سیاستهای صنایع دفاعی نه تنها بر توسعه پلتفرم و برتری فناوری، بلکه باید مبتنی بر معماری تولید چندلایه، ادغام صنعتی-عمرانی و ظرفیت تولید مقیاسپذیر در مواقع بحران، متمرکز باشند. هم جنگ روسیه و اوکراین و هم رویدادهای اخیر نشان دادهاند که حجم تولید و پتانسیل پاسخگویی به نیازهای به سرعت در حال تحول، به همان اندازه توسعه و ظرفیت تولید صنعت دفاعی اهمیت حیاتی دارد.
روند جنگ نشان داده که الگوی فعلی که حول چتر امنیتی غربمحور و نظم نهادی در دوران پس از جنگ سرد شکل گرفته بود، دچار فرسایش جدی شده است. همانطور که در خط ژئوپلیتیکی گسترده از اوکراین تا خاورمیانه، از خلیج فارس تا آسیا-اقیانوسیه دیده میشود، تضعیف ظرفیت ایجاد امنیت جهانی، بازیگران منطقهای را به سمت پذیرش مسئولیت بیشتر، ایجاد معماریهای امنیتی خود و اتخاذ مدلهای همکاری چندلایه سوق میدهد.
این جنگ بازتابی ملموس از مشکلات امنیتی منطقهای، تغییر ساختارهای اتحاد و جستجوی توازنهای استراتژیک جدید، فراتر از مبارزه قدرت بین آمریکا-اسرائیل و ایران است.
ترکیه و استقلال استراتژیک
این جنگ به وضوح نشان داد که محیط جنگ مدرن تا حدی از ساختار پلتفرممحور فاصله گرفته و اکنون حول دادهها، شبکهها، ظرفیت تولید، برتری الگوریتمی و تابآوری اجتماعی شکل گرفته است.
از سازوکارهای تصمیمگیری مبتنی بر هوش مصنوعی گرفته تا معماریهای فرماندهی و کنترل توزیعشده، از جنگ شبکهمحور گرفته تا جنگ طیف الکترومغناطیسی و حتی از هدفگیری زیرساختهای حیاتی گرفته تا تأثیر استراتژیک بالای ایجاد شده توسط سیستمهای کمهزینه. جنگهای آینده با ظرفیت تولید پایدار، عمق فناوری و تابآوری استراتژیک پیروز خواهند شد. بنابراین، مفهوم «عمق سهبعدی»، متشکل از کیفیت، کمیت و پایداری استراتژیک در صنعت دفاعی، در حال تبدیل شدن به یکی از ضروریات اساسی عصر جدید است.

ایده استقلال استراتژیک بار دیگر به یک موضوع مهم در دستور کار تبدیل شده و در میان طیف وسیعی از بازیگران، از جمله کشورهای منطقه و اروپا، تقویت شده است. عملکرد محدود و گزینشی چتر امنیتی با محوریت ایالات متحده در مواقع بحرانی، جستجو برای کاهش وابستگی خارجی در صنعت دفاعی، امنیت تأمین انرژی، فناوریهای حیاتی و زنجیرههای تأمین را هم در کشورهای خلیج فارس و هم در اروپا تقویت میکند.
استقلال استراتژیک اکنون از یک اولویت انتزاعی سیاست خارجی خارج شده و به موضوعی برای افزایش تابآوری و استقامت، ایجاد ظرفیت نظامی و ایجاد مشارکتهای جایگزین تبدیل شده است.
در این فرآیند، ترکیه در موقعیتی استثنایی قرار دارد که با خطرات احاطه شده و فرصتهای استراتژیک مهمی را در خود جای داده است. موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه، زیرساختهای صنعت دفاعی، تجربه عملیاتی، انعطافپذیری دیپلماتیک و ظرفیت چندبعدی نمایش قدرت، آن را به بازیگر «تأمینکننده امنیت و ثبات» عصر جدید تبدیل میکند.
در واقع، حوزه نفوذ گسترده ترکیه، که از لیبی تا سوریه، از دریای سیاه تا ترکستان و تا آفریقا امتداد دارد، توانایی آن را در مدیریت همزمان لایههای مختلف امنیتی از نظر ظرفیت نظامی، دیپلماتیک و نهادی نشان میدهد. با این حال، برخی نیازهای ساختاری ایجاب میکند که ترکیه در دوره آینده عمق استراتژیک خود را افزایش دهد.
تابآوری استراتژیک و مقاومت اجتماعی
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نشان داد که فناوری، با مجموعههای مفهومی متمرکز بر سطح عملیاتی خود، از مرزها فراتر رفته و به ابزاری سیاسی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
به طور خاص، شکنندگی زنجیرههای تأمین، وابستگی خارجی سیستمهای حیاتی و تبدیل زیرساختهای داده به اهداف استراتژیک، توسعه فناوریهای داخلی و ملی را از یک انتخاب به یک ضرورت امنیتی تبدیل کرده است.
ایجاد ظرفیت داخلی-ملی به عنوان یکی از زمینههای اساسی رقابت در جنگ مدرن و حتی رقابت استراتژیک ظهور کرده است.
واقعیت اساسی دیگری که جنگ مزبور آشکار کرد، این است که درگیریها به یک مبارزه چندبعدی تبدیل شدهاند که کل جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند. زیرساختهای انرژی، شبکههای ارتباطی، سیستمهای مالی، جنگ شناختی، اختلافات اجتماعی و خدمات عمومی حیاتی که به اهداف مستقیم تبدیل میشوند، مفهوم «جبهه داخلی» را از نو بازتعریف میکنند.
برای ترکیه، این وضعیت نشان میدهد که برنامهریزی دفاعی نیز با ظرفیت غیرنظامی مرتبط است؛ این امر مستلزم یک رویکرد امنیتی جامع است که شامل تابآوری اجتماعی، مدیریت بحران و حفاظت از زیرساختهای غیرنظامی باشد.
تنوعبخشی به امنیت تأمین انرژی، ساختاردهی زیرساختهای ارتباطی به صورت اضافی و توزیعشده و توسعه مقاومت نهادی در برابر فعالیتهای جنگ روانی و اطلاعات نادرست، به عنوان حوزههای اولویتدار در این زمینه برجسته هستند.
لازم است درک جدید، جامع و جامعی از دفاع مدنی ایجاد شود که وحدت و یکپارچگی ملی را تقویت کند و محدود به اقدامات سنتی نباشد و برنامهها بر این اساس بهروزرسانی شوند.
از دیدگاه ترکیه، ایجاد تغییراتی در ساختارهای اداری نهادها و سازمانهای مربوطه، در صورت لزوم، در ارزیابیهای سنتی ریسک و تهدید، در چارچوب نتایج آشکار شده توسط جنگهای اخیر، مفید تلقی میشود.
جنگهای مدرن نیز بر مدیریت ادراک، فرآیندهای تصمیمگیری، روانشناسی اجتماعی و اکوسیستم اطلاعاتی استوار هستند.
در طول جنگ، مشاهده شد که طرفین، ادراک تهدید، واکنشهای تصمیمگیری، ظرفیت اخلاقی و تابآوری سیاسی جوامع را هدف قرار دادهاند. این وضعیت نشان میدهد که حوزه جنگ شناختی دیگر یک عنصر ثانویه جنگ هیبریدی نیست و به یک میدان نبرد اصلی با هدف تولید نتایج استراتژیک مستقیم تبدیل شده است.
به طور خاص، تولید محتوای پشتیبانی شده توسط هوش مصنوعی، دستکاری الگوریتمی، عملیات دروغپراکنی در زمان واقعی، فناوریهای جعل عمیق و فعالیتهای نفوذ روانی که از طریق رسانههای اجتماعی انجام میشود، ظرفیت عملیاتی جدیدی ایجاد کردهاند که بسیار فراتر از درک کلاسیک از تبلیغات است.
در جنگ مدرن، اطلاعات در حال تبدیل شدن به سلاحی است که مستقیماً تأثیر عملیاتی ایجاد میکند. در این زمینه، نیاز اساسی ترکیه این است که به حوزه جنگ شناختی به صورت جامع، فراتر از عنوان «مبارزه با اطلاعات نادرست»، از منظر امنیت ملی، تابآوری اجتماعی و ارتباطات استراتژیک بپردازد.
این امر مستلزم توسعه ظرفیت نهادی در حوزههای حیاتی مانند تجزیه و تحلیل دادهها و نظارت بر رسانههای اجتماعی، تجزیه و تحلیل رفتاری، تشخیص جنگ روانی، نقشهبرداری الگوریتمی از تأثیر و اندازهگیری واکنش اجتماعی در طول بحرانها است. در عین حال، باید یک معماری امنیتی شناختی هماهنگ بین نهادهای عمومی، جامعه مدنی، رسانهها، دانشگاهها، شرکتهای فناوری و بوروکراسی امنیتی ایجاد شود.

کارشناسان سرویس اطلاعاتی میت ترکیه در پایان، به این اشاره کردهاند که جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، نشانه آغاز دوران جدیدی است که در آن نظم امنیتی بینالمللی در حال فروپاشی است، کشورهای متوسط و بازیگران منطقهای مسئولیت بیشتری را بر عهده میگیرند و ماهیت جنگ اساساً دگرگون میشود.
در این دوران، قدرت نه تنها با ظرفیت نظامی، بلکه با توانایی تولید فناوری، تسلط بر دادهها، تابآوری اجتماعی، پایداری و ظرفیت سازگاری استراتژیک نیز تعریف خواهد شد.
برای ترکیه، مسئله اساسی این است که بتواند این گسست تاریخی را نه از منظر بحران و تهدید، بلکه به عنوان یک فرصت استراتژیک بلندمدت برای توسعه تفسیر کند. این هدف میتواند با نهادینه کردن یک رویکرد امنیتی چندلایه و اولویتبندی استراتژیک قابلیتهای موجود محقق شود.
انتهای پیام/