به گزارش رکنا، حجم تجارت دوجانبه چین و روسیه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲۲۷.۴ میلیارد دلار رسیده و تراز آن نیز تقریباً متوازن است. در این میان، بخش اصلی واردات چین از روسیه را* سوخت، سنگ معدن و مواد معدنی تشکیل میدهد و در مقابل، صادرات چین به روسیه عمدتاً شامل ماشینآلات، الکترونیک، تجهیزات حملونقل و کالاهای صنعتی است. این ترکیب بهخوبی نشان میدهد که رابطه اقتصادی دو کشور بر نوعی تقسیم کار ژئواکونومیک استوار شده است.
برای ایران که اکنون در شرایط جنگی قرار دارد، اهمیت عبور از میزهای محدود و حرکت به سمت یک چارچوب مؤثرتر، بیش از گذشته روشن شده است. در چنین وضعی، ارتقای سطح گفتوگو و ابتکار عمل از محورهای محدود قبلی به محور ایران–چین–روسیه، دیگر یک انتخاب صرف نیست، بلکه به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است.
به نظر میرسد پرونده روسیه برای ایران باید از سطح تعاملات روزمره تجاری فراتر برود و با تعیین یک نماینده ویژه از سوی رهبری، به موضوعی منسجم در سیاست اقتصادی و منطقهای کشور تبدیل شود. بدون درگیر کردن همزمان چین و روسیه در بحث نظم جدید اقتصادی، حکمرانی بر تنگه هرمز و طراحی توسعه پساجنگ، ایران عملاً از ابتکار دور شده و نمیتواند به خواسته خود دست پیدا کند.
از این منظر، سفر پوتین به پکن میتواند هشداری برای تهران هم باشد. شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری، فعالکردن ابتکار سیاسی و اقتصادی ایران در قبال چین و روسیه و تعریف نمایندگی ویژه برای تنظیم منافع مشترک و ساختن موقعیت جدید ایران در معادلات پساجنگ، به یک اقدام فوری و ضروری تبدیل شده باشد. موضوعی که میتواند با ابتکار نماینده ویژه امور چین و سفیر چین در دستور کار قرار بگیرد و دنبال شود.