برترینها: لارنس نورمن خبرنگار والاستریت ژورنال در توصیف چهره قالیباف در اسلامآباد نوشته که او شبیه یک کاراکتر معروف در دنیای سریالها شده است، صورت کشیده و سر بیموی قالیباف احتمالا دلیل این شبیهانگاری بوده، به هر حال او همیشه کاریزماتیک و سینمایی رفتار کرده و اصلا جزو معدود سیاستمداران این سالهاست که حتی در رفتار و میمیک هم برای خودش طرفدارانی دارد. این فقط توصیف است، نه در رد او و نه در تاییدش؛ قالیباف آن "آن" لازم یک سیاستمدار را دارد.
جالب اما اینجاست که همین قالیباف با همین چهره در روزگاری نه چندان دور با شعری موزون تبلیغ میشد برای تصاحب جایگاه ریاستجمهوری؛ هم خوشگلی و هم بوری... آن روز شاید کسی گمان نمیکرد روزی برسد که قالیباف به عنوان پرچمدار تیم دیپلماسی ایران مسئول مذاکره(مستقیم یا غیرمستقیم؟) با آمریکا باشد، آن هم اینبار واقعا در حساسترین شرایط ممکن.
قالیباف در سالهای دور با فرم عینکش و با بور بودنش سوژه بود و این دومی هم چیز کمی نیست! یکی نوشته بود که سالها پیش کیارستمی در دعوت از مهمانان خارجی و ایجاد رضایت برای آنها تاکتیک پرتکراری داشت. هر که را که به تهران میآورد، یک دور به ملاقات محمد بهشتی میبرد، بهشتی آن موقع در فارابی و سازمان سینمایی بود، میدانید که بور است و چهره غربی دارد. حالا قالیباف هم در جهت تکرار تاریخ است انگار!
دلهره و تشویش این روزها خیلی فراتر از این کلمات فارغ و خوشحال است اما حالا کسی در صدر نشسته که حتی تصاویری که از ورودش به اسلامآباد منتشر شده، سریعا مورد قضاوت قرار گرفته است. یکی نوشته بود چقدر پیر شده، خیلیها چیزهای دیگری نوشته بودند که قابل انتشار نیست.
آخرین سفر دیپلماتیک قالیباف که خیلی خبرساز شده بود، آن سفر مسکو بود که در برف و با بکگراند کرملین دیده میشد. از مسکو تا اسلامآباد چهها که نگذشته است، ما مردم ایران بیشتر از هر کس دیگری میدانیم.