گروه استانها- خبرگزاری مهر، راضیه سالاری: این روزها، خیابانهای ایران نقشی بیبدیل و فراتر از همیشه یافتهاند. حضور آگاهانه و خودجوش مردم در عرصه عمومی، دیگر صرفاً نمادی از همبستگی اجتماعی نیست، بلکه به مؤثرترین عامل بازدارنده در برابر نقشههای دشمنان تبدیل شده است.
اگر روزگاری خیابان میتوانست بستر تردید و ناامنی باشد، امروز حضور مردم، آن را به خط مقدم تأمین امنیت ملی مبدل کرده است. این حضور گسترده، نه تنها خار چشمی بر دشمنان قسمخورده انقلاب است که پیش از این نیز همواره از آن هراس داشتهاند، بلکه به ضامنی هوشیار برای آرامش پایدار تبدیل شده است.
حضور مردم آتش افروزان خیابانی را خلع سلاح کرده است
در این میدان، فرصت هر گونه ماجراجویی از بازماندگان عوامل تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی گرفته شده است. کسانی که همواره در پی آن بودند تا با سوءاستفاده از وضعیت کشور، آتش ناامنی در جامعه برافروزند، اکنون در برابر سیطره مردمی بر خیابانها خلع سلاح شدهاند.
نبض خیابانها اکنون در دست مردم است
نبض خیابانها اکنون در دست مردم است. این سپر انسانی، به مثابه سدی نفوذناپذیر، اجازه نمیدهد هیچ تروریست یا عاملی از بیرون، کوچکترین خللی در جان امنیت ملی ایجاد کند. تجربه ثابت کرده است که هرگاه اراده مردم در صحنه باشد، توطئهها در همان ابتدا نقش بر آب میشوند و خیابان، از تهدیدگاه به امنیتآفرینترین نقطه کشور تبدیل میشود.
شهیدی که یک هفته قبل از شهادت در اجتماعات شبانه مردم حاضر شد

امین رحمانیان، از اعضای خانواده شهید مدافع وطن سید محمد رحمانیان که ۲۷ اسفندماه در نبرد با دشمن آمریکایی در خلیج فارس به شهادت رسید، با بازگویی کامل آخرین دیدارها و گفتوگوهای این شهید والامقام، از دغدغه همیشگی او برای حضور و روحیه مردم، خاطره تأکید چندباره بر محل دفن و وداع عارفانهاش با خانواده و همکاران پرده برداشت.
امین رحمانیان که هم پسرخاله و هم داماد خانواده شهید رحمانیان است، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به ابعاد شخصیتی شهید سید محمد رحمانیان اظهار داشت: ایشان به گونهای بود که با همه میجوشید و دوست داشت در هر جمعی حضور داشته باشد. بسیار خوشاخلاق بود. همه دوستان وقتی اسمش را میآوردند، میگفتند این خیلی با معرفت است. بسیار بچه فعالی بود، بسیار اهل نماز و اهل دعا بود.
اولین سوال در آخرین مرخصی؛ مردم چه میگویند؟
رحمانیان با اشاره به آخرین مرخصی شهید، خاطرنشان کرد: عملیاتهایی که اواخر زیاد شده بود، متأسفانه مکان درستی برای استراحت نداشتند. ایشان برای استراحت به منزل آمدند. اولین صحبتی که با ما داشتند، این بود که پرسیدند: مردم حالشان چطور است؟ مردم خسته نشدند؟ مردم چه میگویند؟
وی افزود: وقتی ما از حال و احوال مردم گفتیم، خیلی خیلی ذوق کردند، خوشحال شدند و گفتند: همه همکاران و همه بچههایی که همراه ما هستند، فقط فکر و دغدغهشان این است که مردم چطور هستند. حرفشان این است که اگر مردم پای کار باشند، ما تا آخرین قطره خونمان هستیم و کم نمیآوریم.
با وجود خستگی، به میان مردم آمد و آرام گرفت

راوی خاطرات شهید با بیان همراهی او با خانواده برای حضور میان مردم تصریح کرد: زمانی که شهید رحمانیان در آخرین مرخصی خود به بندرعباس آمده بود با وجود اینکه بسیار خسته بود و به دلیل شرایط جنگ معلوم بود چند روزی استراحت نکرده است، با اصرار در یکی از اجتماعات شبانه مردمی حضور پیدا کرد؛ با دیدن خیل عظیم جمعیت ذوق فروانی پیدا کرد و تأکید داشت که با دیدن مردم به آرامش دست پیدا میکند.
اشاره به بستههای آذوقه ارسالی توسط مردم به خط مقدم جنگ

رحمانیان گفت: شهید «سید محمد» در صحبتهایش از بستههای تنقلاتی که مردم به خط مقدم جبهه فرستاده بود اشاره میکرد و میگفت: در خط مقدم به دلیل شرایط خاصی که داشتیم باید در سنگرها و تونلهای مخفی، عملیات میکردیم از این بابت دسترسی به ما سخت بود و آذوقه به سختی به ما میرسید، ضمن اینکه روزه هم بودیم؛ بستههای خرما، آجیل و تنقلاتی که پشت جبهه توسط مردم تهیه شده بود بسیار کارساز بود و رزمندگان را در شرایط دیر رسیدن یا نرسیدن سحری و افطاری و جیره غذایی خوشحال و سرپا نگه می داشت، نوشتههایی که روی بستهها توسط مردم و کودکان نوشته شده بود نیز روحیه مضاعفی به مدافعان وطن میبخشد و همه را خوشحال میکرد.
این عضو خانواده شهید گفت: او به مردم این پیام را داشت که به مردم بگویید بستههای کوچک آذوقهای که درست میکنند هم به لحاظ هم روحی و هم به لحاظ جسمانی به رزمندگان کمک میکند و حتما این راه را ادامه دهند.
حفظ خیابان مهمترین توصیه شهید

وی تأکید کرد: توصیه مهم شهید این بود که به مردم بگویید، سنگر خیابان را حفظ کنند و خیابانها را خالی نکنند، حضور در خیابانها موجب دلگرمی رزمندگان خط مقدم است و روحیهای مضاعف به آنها میبخشد و موجب میشود مصمم تر بجنگیم و از کشور دفاع کنیم.
شهید رحمانیان هفته قبل از شهادت، محل دفنش را نشان داد
راوی این خاطرات با بیان پیشگویی عجیب شهید از شهادت خود، گفت: این اواخر، همه میدانستند اصلاً حالش منقلب بود، حال دیگری داشت. هفته قبل از اینکه شهید بشود (سید محمد ۲۷ اسفند شهید شد)، موقع برگشتن، همراه خانم از جایی رد میشدند که به خانمش نقطهای را نشان میدهد و میگوید که من را اینجا دفن کنید، و سر آخر هم در همان نقطه تدفین شد.
شب آخر و وداعی گرم با خانواده
رحمانیان به تماسهای محدود شهید به دلیل موقعیت حساس مأموریت اشاره کرد و گفت: سید محمد به خاطر جای حساسی که بود، اصلاً تماس نمیگرفت. شاید روزی ۵ ثانیه، ۱۰ ثانیه اینطوری تماس میگرفت اما مادرش میگوید که آن روز آخری تماس گرفت با من، تقریباً صحبت مفصلی کرد، حال و احوال پرسید و گفت که حالم خوب است و سر آخر میگفت که با من تماس نگیرید.
وی افزود: روز قبل از شهادت با همسر و فرزندانش هم صحبت مفصلی کرده و وداع کرده و گفته من به چیزی که از دنیا میخواستم رسیدهام و به وهیج کس بدهکار نیستم و طلب خود که شهادت است را خواهم گرفت.












