نگاه راهبردی رهبر شهید انقلاب به دانشگاه فرهنگیان نیز دقیقاً در همین افق قابل تحلیل است. ایشان این دانشگاه را صرفاً یک مرکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش نمیدانند، بلکه آن را «مسئله درجه اول کشور» و «مرکز ثقل اصلی نظام آموزش و پرورش» معرفی میکنند. این تعبیر نشان میدهد که کیفیت کل نظام تعلیم و تربیت، بیش از هر عامل دیگری، به کیفیت نظام تربیت معلم وابسته است. ازاینرو، سرمایهگذاری در دانشگاه فرهنگیان، در حقیقت سرمایهگذاری برای آینده علمی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی کشور است.
در این چارچوب، مأموریت دانشگاه فرهنگیان فراتر از تربیت نیروی انسانی مورد نیاز آموزش و پرورش است. این دانشگاه باید به دانشگاهی راهبر تبدیل شود که علاوه بر تربیت معلم، آینده مدرسه ایرانی، سیاستهای آموزشی، نوآوریهای یادگیری، فناوریهای آموزشی و سرمایه انسانی نظام تعلیم و تربیت را طراحی و هدایت کند. این همان جایگاهی است که دانشگاههای نسل پنجم برای خود تعریف کردهاند؛ دانشگاهی که موتور تحول جامعه و شریک راهبردی دولت در حل مسائل ملی است.
رهبر شهید انقلاب با تأکید بر اینکه «شخصیت معلم در این دانشگاه ساخته میشود»، رسالت اصلی دانشگاه فرهنگیان را هویتسازی حرفهای، اخلاقی، فرهنگی و تمدنی معلم میدانند. بنابراین، تربیت معلم نباید به انتقال دانش تخصصی محدود شود، بلکه باید شایستگیهایی همچون تفکر نقاد، پژوهشگری، نوآوری، سواد دیجیتال، رهبری آموزشی، مسئولیتپذیری اجتماعی و اخلاق حرفهای را نیز دربر گیرد؛ مؤلفههایی که امروز از ویژگیهای اصلی معلمان در نظامهای آموزشی پیشرو به شمار میآیند.
از سوی دیگر، تأکید رهبر انقلاب بر اینکه مسیر ورود به حرفه معلمی باید از دانشگاههای تربیت معلم عبور کند، بیانگر ضرورت حرفهایسازی معلمی است. همانگونه که پزشکی یا قضاوت بدون آموزش حرفهای امکانپذیر نیست، معلمی نیز نیازمند آموزش تخصصی، کارورزی، صلاحیتسنجی و تربیت هویتی است. از این منظر، دانشگاه فرهنگیان باید مرجع اصلی استانداردسازی حرفه معلمی در کشور باشد.
هشدارهای رهبر انقلاب درباره کمبود معلم، کمبود استاد، ضعف زیرساختها، محدودیت بودجه و جذبهای غیرحرفهای نیز صرفاً بیان مشکلات اجرایی نیست، بلکه هشداری نسبت به آینده نظام تعلیم و تربیت است. تضعیف کیفیت تربیت معلم، آثار خود را سالها بعد در کیفیت سرمایه انسانی، فرهنگ عمومی، بهرهوری اقتصادی و پیشرفت کشور آشکار خواهد کرد.
بر همین اساس، راهبرد محوری ایشان، توسعه همزمان کمّی و کیفی دانشگاه فرهنگیان است. اما این توسعه در افق دانشگاههای نسل پنجم، صرفاً به افزایش ظرفیت پذیرش یا توسعه فضاهای فیزیکی محدود نمیشود؛ بلکه مستلزم استقرار دانشگاهی هوشمند، شبکهای، پژوهشمحور، فناوریمحور و مسئلهمحور است که از ظرفیت هوش مصنوعی، کلاندادههای آموزشی، مدارس آزمایشگاهی، پژوهشهای میانرشتهای و تعاملات ملی و بینالمللی برای ارتقای کیفیت تربیت معلم بهره گیرد.
تحقق این چشمانداز، بیش از هر دستگاهی بر عهده وزارت آموزش و پرورش است. اگر دانشگاه فرهنگیان «مرکز ثقل اصلی نظام آموزش و پرورش» است، باید به محور سیاستگذاری، برنامهریزی و سرمایهگذاری این وزارتخانه نیز تبدیل شود. نگاه نسل پنجمی اقتضا میکند که وزارت آموزش و پرورش، دانشگاه فرهنگیان را صرفاً یک واحد اجرایی تأمین معلم تلقی نکند، بلکه آن را بازوی راهبردی خود در آیندهپژوهی، نوآوری آموزشی، توسعه سرمایه انسانی، تولید دانش تربیتی و هدایت تحول مدرسه ایرانی بداند. در کنار آن، وزارت علوم، سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور استخدامی نیز باید با تأمین زیرساختهای علمی، مالی و منابع انسانی، این مأموریت ملی را پشتیبانی کنند.
برآیند این منظومه فکری آن است که آینده ایران، پیش از آنکه در مدرسه ساخته شود، در دانشگاه تربیت معلم شکل میگیرد. هر سیاستی که به ارتقای کیفیت، مرجعیت علمی، شایستهگزینی، نوآوری، توسعه هوشمند و تقویت دانشگاه فرهنگیان بینجامد، در حقیقت سرمایهگذاری برای آینده تمدنی کشور است؛ آیندهای که از تربیت معلمانی توانمند، متعهد، نوآور و آیندهساز آغاز میشود.
*پژوهشگر فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه فرهنگیان











