قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

ایرنا چهارشنبه 24 تیر 1405 - 10:35
تهران-ایرنا- مساله دریای جنوبی چین در پی تشدید تنش‌ها در شرق آسیا و واکنش دیپلماتیک پکن به مواضع برخی کشورهای اروپایی، بار دیگر به یکی از موضوعات مهم منطقه‌ای تبدیل شده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای حفظ هژمونی خود تحت عنوان «آزادی کشتیرانی» و تبدیل این گذرگاه آبی به صحنه یک قمار ژئوپلیتیک پرریسک در حیاط‌خلوت امنیتی پکن است.

به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، اگر امروز بر عرشه یکی از ناوهای گشتی در آب‌های دریای جنوبی چین بایستید، سکوت وهم‌انگیزی را حس می‌کنید که پشت آن، غرش موتورهای غول‌پیکر نظامی پنهان شده است.

کشورهای غربی از جمله واشنگتن در حال حاضر به دنبال تبدیل این گذرگاه آبی که نبض تپنده اقتصاد آسیا بوده، به انباری از باروت هستند.

این توصیفی بود که می‌ توان از بخشی از اظهارات دیپلمات چینی برداشت کرد.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

گنگ شوانگ معاون نماینده دائمی چین در سازمان ملل متحد ۳۱ اردیبهشت سال گذشته در یک نشست علنی شورای امنیت سازمان ملل متحد از مواضع و اقدامات ایالات متحده در منطقه شرق آسیا انتقاد و تاکید کرد که واشنگتن بیش از هر عامل دیگری صلح و ثبات در منطقه راهبردی دریای جنوبی چین را تهدید می‌کند.

همچنین، سان ویدونگ معاون وزیر امور خارجه چین در نشست بلندپایه همکاری شرق آسیا در لائوس که ۲۱ خرداد ۱۴۰۳ برگزار شد، آمریکا را بزرگترین چالش امنیتی در دریای جنوبی چین توصیف و تاکید کرده بود که واشنگتن با استقرار نیروهای نظامی خود در این دریا، منطقه را به محلی برای برگزاری مسابقه تسلیحاتی تبدیل می‌کند.

اما داستان دریای جنوبی چین، قصه یک اتوبان تریلیون دلاری است که اسناد تاریخی و نقشه‌های کهن، آن را حریم سنتی و شناسنامه تجاری پکن می‌دانند و ماجرا دیگر بر سر چند صخره مرجانی یا حق ماهیگیری نیست؛ ماجرا هراس از جابه‌جایی هندسه قدرت جهانی است.

درواقع، کاخ سفید که می‌بیند صندلی ابرقدرتی‌اش در حال لرزش است، سناریویی مخرب از جمله فعال کردن گسل‌های تاریخی و عقده‌های ژئوپلیتیک کهنه میان این کشورهای حوزه دریای جنوبی چین را کلید زده تا بتواند بخشی از هژمونی خود را نگه‌دارد.

اما روایت اصلی زمانی خطرناک‌تر شد که اروپایی نیز به این به این معرکه باز شد؛ قاره‌ای که عمده مواد اولیه چین تامین می‌کند.

لین جیان سخنگوی وزارت امور خارجه چین روز گذشته (سه‌شنبه) پس از همصدایی کشورهای اروپایی علیه پکن برای همراهی آمریکا، اعلام کرد که مقام‌های اداره امور اروپای وزارت خارجه چین به‌طور جداگانه نمایندگان سفارتخانه‌های استونی، آلمان، لتونی، لیتوانی و رومانی و هیات اتحادیه اروپا در چین را احضار کرده و اعتراض رسمی خود را اعلام کرده‌اند.

وی افزود: اروپایی‌ها طرف اختلافات دریای جنوبی چین نیستند و جایگاهی برای اظهارنظر غیرمسئولانه درباره حاکمیت سرزمینی و حقوق دریایی مشروع ما را ندارند.

درواقع، اروپایی که فرسنگ‌ها با این جغرافیا فاصله دارد و خود درگیر بحران‌های داخلی است، حالا زیر چتر هدایت آمریکا، آرایش نظامی در شرق آسیا به خود گرفته است.

این لشکرکشی مشترک، در واقع یک قمار انتحاری است؛ غرب و ژاپن برای مهار چین و حفظ هژمونی رو به زوال خود، کبریت را بالای سر انبار باروت آسیا گرفته‌اند، بی‌آنکه بدانند انفجار این انبار، پیش از همه، خودِ آن‌ها را خاکستر خواهد کرد.

چرا غرب حاضر است برای دریای جنوبی چین دست به چنین قمار خطرناکی بزند؟

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

روایت دریای جنوبی چین، با نقشه‌های کهن دریانوردان سلسله‌های «هان» و «تانگ» آغاز می‌شود؛ روایتی هزار ساله که وجب به وجب این مجمع‌الجزایر—از اسپراتلی تا پاراسل—توسط چین نام‌گذاری شده و برای قرن‌ها، صیادان و تجار بدون هیچ اصطکاکی در این مسیر رفت‌وآمد می‌کردند اما این آرامش با آغاز استعمارزدایی غربی و بیدار شدن طمع کشورهای همسایه ترک خورد.

کشورهای حوزه دریای جنوبی چین با تکیه بر قواعد نوین حقوقی، اسناد چند هزار ساله را نادیده گرفتند اما تا زمانی که پای آمریکا وارد معرکه نشده بود، پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران جهانی را نداشت.

درواقع، واشنگتن با فعال کردن خطوط گسلی میان چین و همسایگانش، از این اختلافات به عنوان اهرم فشار استفاده کرد.

واشنگتن به خوبی می‌داند که این گذرگاه‌آبی چه اهمیتی دارد؛ اهمیتی که تریلیون دلاری این پهنه آبی نهفته و قلب تپنده اقتصاد بین‌الملل توصیف می‌شود.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

براساس گزارش‌ها، تردد کالاها از دریایی جنوبی چین سالانه بیش از ۵ تریلیون دلار (یعنی یک‌سوم تجارت دریایی زمین) است و زیر این صخره‌های مرجانی این شاهرگ حیاتی یک گنجینه عظیم انرژی با میلیاردها بشکه نفت و تریلیون‌ها فوت مکعب گاز خوابیده است.

بنابراین، غرب می‌خوبی می‌داند که تثبیت قدرت پکن در این دریا، به معنای پایان هژمونی آمریکا در اقیانوس آرام است.

اهمیت دریایی جنوبی چین برای پکن

تصور کنید روزانه صدها غول آهنی و کشتی‌های کانتینربر غول‌پیکر از این آبراه می‌گذرانند و نبض صنایع بزرگ دنیا از پکن و توکیو گرفته تا سئول و حتی پایتخت‌های اروپایی در همین آب‌ها می‌زند. در انتهای این دریا، گلوگاه باریکی به نام «تنگه مالاکا» قرار دارد؛ شریانی حیاتی که تحلیلگران راهبردی آن را نقطه خفگی اقتصاد مدرن می‌دانند؛ چرا که بسته شدن آن، حتی برای چند روز، می‌تواند زنجیره تامین کالا در سراسر جهان را با یک ایست قلبی مواجه کند.

همچنین، گنجینه انرژی زیر صخره دریایی جنوبی چین که زمین‌شناسان آن را «خلیج فارس دوم» می‌نامند، برای برای چین که موتور محرک صنعتش با ولع بلعیدن انرژی کار می‌کند، تسلط بر این منابع به معنای بیمه کردن آینده اقتصادی است.

علاوه برآن، این دریا حکم یک دژ دفاعی و سپر امنیتی را دارد؛ حیاط‌خلوتی که پکن با ساخت جزایر مصنوعی و استقرار رادارهای پیشرفته، آن را به یک منطقه نفوذناپذیر تبدیل کرده است تا دسترسی ناوهای آمریکایی را قطع کند.

درواقع، تحلیل رفتار واشنگتن و توکیو نشان می‌دهد که تسلط کامل چین بر این آب‌ها، کابوس نهایی آن‌هاست؛ کابوسی که می‌ تواند در هر بحران احتمالی شریان انرژی ژاپن را قطع کرده و پایگاه‌های نظامی آمریکا در اقیانوس آرام را عملا منزوی کند.

درهمین حال، می‌توان تصور کرد که پکن مساله «دریای جنوبی چین»، «ناموس ژئوپلیتیک» خود می‌داند.

درواقع، قرن ۱۹ و ۲۰ در دکترین سیاسی پکن به عنوان «قرن تحقیر» شناخته می‌شود؛ دورانی که استعمارگران غربی و امپراتوری ژاپن از همین آب‌ها و اقیانوس‌ها آمدند، حاکمیت چین را تکه‌تکه کردند اما اکنون، تسلط بر دریای جنوبی چین برای پکن به معنای پایان قطعی آن دوران ضعف است.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

برای همین هم، چین به هیچ قیمتی اجازه نخواهد داد سناریوی قرن ۱۹ تکرار شود و بیگانگان دوباره در حیاط‌خلوت او خط و نشان بکشند.

علاوه بر آن، اگر به نقشه نظامی اقیانوس آرام نگاه کنید، چین در حصاری از پایگاه‌های نظامی آمریکا و متحدانش قرار دارد؛ زنجیره‌ای که در راهبرد نظامی به آن «زنجیره اول جزایر» می‌گویند و هدفش خفه کردن نظامی چین در خشکی است.

بنابراین، چین با ساخت جزایر مصنوعی، پادگان‌های نظامی و استقرار موشک‌های بالستیک ضدناو در این دریا، یک دژ نفوذناپذیر (مشهور به استراتژی منع دسترسی) ایجاد کرده است تا تا اگر روزی جنگی رخ داد، میدان نبرد به جای سواحل پکن و شانگهای، فرسنگ‌ها دورتر در قلب دریا رقم بخورد.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

درکنار همین اگر به بعد اقتصادی هم به این دریایی جنوبی چین نگاه بکنیم؛ موتور محرک کارخانه‌های چین با انرژی آسیای غربی و آفریقا می‌چرخد و محصولاتش از همین مسیر به اروپا و جهان صادر می‌شود.

براساس گزارش‌ها، بیش از ۸۰ درصد واردات انرژی پکن باید از تنگه «مالاکا» و دریای جنوبی چین عبور کند.

درهمین پیوند، پکن سال‌هاست که دچار کابوسی به نام «تنگنای مالاکا» است؛ هراس از اینکه در صورت بروز بحران (مثلاً بر سر تایوان)، آمریکا و ژاپن این تنگه را ببندند و جریان خون را در رگ‌های اقتصاد چین قطع کنند.

بنابراین، کنترل دریای جنوبی چین برای پکن، راهکار پادزهر این کابوس است.

اهمیت دریایی جنوبی چین برای کشورهای این حوزه

دریای چین جنوبی محصور در همسایگانی است که هرکدام تکه‌ای از این پازل تریلیون دلاری را برای خود می‌خواهند.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

در خط مقدم این همسایگان، ویتنام ایستاده است؛ کشوری با زخم‌های کهنه از استعمار غربی که حالا خودش به یکی از اصلی‌ترین مدعیان صخره‌های پاراسل و اسپراتلی تبدیل شده است.

این کشور در یک موازنه ظریف و خطرناک حرکت می‌کنند؛ از یک‌سو بزرگترین شریک تجاری‌شان چین است و نمی‌خواهند پکن را کاملا خشمگین کنند و از سوی دیگر برای حفظ ادعاهای دریایی خود، چراغ‌سبزهای پنهانی به واشنگتن نشان می‌دهند تا تعادلی در برابر غول شمالی ایجاد کنند.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

بوی تان سون وزیر امور خارجه ویتنام بارها در دیدار همتای چینی خود تاکید کرد که هانوی به عنوان یک همسایه، رفیق و برادر از توسعه پکن حمایت می‌کند و همیشه چین را به عنوان اولویت اصلی و انتخاب استراتژیک روابط خارجی ویتنام می‌داند.

کمی پایین‌تر، فیلیپین قرار دارد؛ کشوری که در سال‌های اخیر به اصلی‌ترین گسل تنش در منطقه تبدیل شده است.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

مانیل ادعای مالکیت بر صخره‌های «اسکاربورو» را دارد، یعنی دقیقا همان‌جایی که قایق‌های گارد ساحلی چین و فیلیپین بارها به هم سرشاخ شده‌اند.

همچنین این کشور آسیای جنوبی شرقی با امضای توافقنامه‌های نظامی جدید و گشودن در پایگاه‌های خود به روی ارتش آمریکا، عملا پای واشنگتن را به خط مقدم این معرکه باز کرده است.

بنابراین، از نگاه پکن، فیلیپین مهره پیاده‌ای است که آمریکا با تحریک آن، قصد دارد فتیله انبار باروت آسیا را روشن نگه دارد.

در ضلع دیگر، غول‌های مسلمانی چون مالزی و اندونزی قرار گرفته‌اند که رویکردی کاملاً متفاوت را روایت می‌کنند.

مالزی اگرچه بر بخش‌هایی از آب‌های جنوبی ادعا دارد و به نفت و گاز اعماق آن چشم دوخته، اما ترجیح می‌دهد این پرونده را پشت درهای بسته و از طریق دیپلماسی آرام با پکن حل کند تا شریان‌های اقتصادی‌اش با چین آسیب نبیند.

همچنین، اندونزی هم اگرچه رسما ادعایی در مجمع‌الجزایر اصلی ندارد اما بر سر منطقه اقتصادی خالص خود در نزدیکی جزایر «ناتونا» —جایی که خطوط ۹ گانه چین با آب‌های آن تلاقی پیدا می‌کند—سخت‌گیر است.

جاکارتا بارها تلاش کرده نقش برادر بزرگ‌تر و موازنه‌گر را در اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه‌آن) بازی کند تا مانع از تبدیل شدن منطقه به میدان جنگ ابرقدرت‌ها شود.

در نهایت، این داستان ورود غرب و ژاپن به دریای جنوبی چین، قصه کشورهایی نیست که نگران صیادان یا صخره‌های مرجانی باشند؛ این تحلیل یک مهار همه‌جانبه علیه قدرتی است که هژمونی ۵۰۰ ساله غرب بر جهان را به چالش کشیده است.

اقیانوس آرام که قرن‌ها برای آمریکا حکم یک «دریاچه خصوصی» را داشت که ناوگان هفتم دریایی‌اش بدون هیچ مزاحمتی در آن جولان می‌داد اما خیزش چین و تسلطش بر این پهنه راهبردی، کابوس نهایی یعنی پایان عصر ابرقدرتی واشنگتن در آسیا را برای واشنگتن رقم خواهد زد.

در این میان، ژاپن نقشی کلیدی و شدیدا تحریک‌آمیز را بازی می‌کند.

قمار خطرناک غرب در حیاط‌خلوت پکن

درواقع، بیش از ۹۰ درصد انرژی توکیو از همین آب‌ها عبور می‌کند، سعی می‌کند کنترل این شاهرگ حیاتی با مجهز کردن کشورهای ساحلی مثل فیلیپین به کشتی‌های گشت‌زنی و رادارهای نظامی، برای خود حفظ کند.

همچنین، ورود کشورهای اروپایی تحت احتمال فشار واشنگتن، به مساله دریایی جنوبی چین با هیچ منطق دفاعی یا جغرافیایی همخوانی ندارد و می‌توان این لشکرکشی مشترک، تحت پوشش واژه‌های فریبنده به نام «دفاع از آزادی کشتیرانی» و «حفظ نظم بین‌الملل مبتنی بر قانون» را طمع راهبردی دانست.

به عبارت دیگر، آنها به‌خوبی می‌دانند که هر کس فرمانروای دریای جنوبی چین باشد، شیر کنترل اقتصاد و امنیت جهان را در دست دارد و این دقیقا همان دلیل است که غرب و ژاپن را سراسیمه با ناوهایشان به این معرکه کشانده تا با انبار باروت آسیا بازی کنند. آنها حاضرند روی خطرناک‌ترین انبار باروت جهان قمار کنند و فتیله جنگ را بالا بکشند، تنها به این امید که روند سقوط هژمونی خود را چند سالی به تأخیر بیندازند.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.