به گزارش همشهریی آنلاین به نقل از فارس، جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی با پشتیبانی برخی از کشورهای منطقه علیه ایران به مرحله حساسی رسیده است. در روزهای گذشته حمله به تاسیسات آبی و زیرساختی در خوزستان، بندرعباس، بوشهر و... نشان میدهد که دشمن جنگ را از همان نقطهای که تمام شده بود آغاز کرده است.
ترامپ تا پیش از پذیرش آتشبس در ۱۹ فروردین ماه، وعده نابودی تمام زیرساختهای حیاتی ایران را داده بود. ادعایی که با پاسخ قاطع ایران، از آن عقبنشینی کرد و جنگ در آن مرحله وارد دوران سکوت در جبههها شد.
با آغاز دور جدیدی از درگیریها، دشمن جنگ را از مرحله ضربه به زیرساختها آغاز کرده که با همراهی برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، ابعاد درگیری گسترش یافته است. جنگ کثیفی که باید به تناسب پاسخ داده شود.
لزوم تغییر در ادراک شیخنشینها
همراهی تعدادی از کشورهای عربی با حملات اخیر آمریکا که گزارشهایی از آن در رسانهها منتشر شد، لزوم تغییر ادراک در این کشورها را گوشزد میکند.
صابر گلعنبری، کارشناس روابط بینالملل میگوید: «اگر تعارفات دیپلماتیک کشورهای منطقه را کنار بگذاریم، رفتارشان نشان میدهد که نتایج جنگ اخیر علیه ایران، دستکم تا این لحظه، تغییری در ادراک آنها ایجاد نکرده است.»
پس از آتشبس بین ایران و آمریکا و روندی که تا امضای یادداشت تفاهم بین دو کشور پیش رفت، برخی از کشورهای عربی نظیر عربستان، قطر و امارات، نشانههایی از تعامل با ایران را بروز دادند.
اما به نظر میرسد دو نشست مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا با مقامات شورای همکاری خلیج فارس و همین طور نشست امنیتی فرماندهی سنتکام با فرماندهان نظامی ۱۱ کشور منطقه، در تغییر نظر این کشورها موثر بوده است.
از این رو باید موازنههای قدرت در منطقه دوباره تعریف شود. گلعنبری معتقد است: «تا زمانی که موازنهای تازه در منطقه به شکل جدی و واضح به سود یا زیان هر یک از طرفها شکل نگیرد، نمیتوان گفت جنگ به پایان رسیده است.»

پاسخ متناسب به جنگ زیرساختها
قیس قریشی، تحلیلگر مسائل سیاسی، به تازگی در صفحه مجازی ایکس خود به موضوع حملات آمریکا به زیرساختهای کشورمان اشاره کرده و مینویسد: «اینکه دشمن از خاک همسایه شهرها را بزند، فرودگاهها را بزند، جادهها را بزند، زیرساختها را بزند، ما خود را ملزم به صرفا زدن پایگاه های دشمن در خاک همسایگان بدانیم، اشتباه است.»
در روزهای گذشته و در تازهترین تحولات نظامی منطقه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سومین مرحله از پاسخ به حملات ارتش آمریکا، بندر راهبردی الدقم در سواحل جنوب شرقی عمان و در ۷۰۰ کیلومتری ساحل ایران را هدف حملات موشکی و پهپادی سنگین قرار داد.
مهمترین ویژگی الدقم این است که خارج از تنگه هرمز واقع شده و کشتیها برای رسیدن به آن نیازی به عبور از این گردنه حساس ندارند. بنابراین حمله به دقم علیرغم روابط حسنهای که بین تهران و مسقط وجود دارد، نشان میدهد که ایران در پاسخ به دشمن در هر نقطهای که باشد اغماض نمیکند.
گستردگی آتش ایران، شامل پایگاههای آمریکا در قطر نیز شده است و برای اولین بار برخی از پایگاههای دشمن در اردن مورد اصابت قرار گرفتند که بیانگر بهروزرسانی بانک اهداف نیروهای مسلح است.
تعدد بانک اهداف منطقهای
اما در کنار گسترش اهداف نظامی، ایران گزینههای بسیاری نیز در هدف قرار دادن زیرساختهای آمریکایی یا حتی منطقهای دارد.
مهدی محمدی، کارشناس مسائل سیاسی میگوید: «ایران گزینههای بسیاری در اختیار دارد که در ادامه جنگ میتواند از آنها استفاده کند. اهدافی مانند زیر ساخت شرکتهای فناوری آمریکایی در منطقه یا دیگر اهدف نظیر تاسیسات برق، گاز و آب شیرین کنها که همگی میتوانند جزو اهداف آتی نیروهای مسلح باشند.»
محمدی با اشاره به اینکه «اگر قرار باشد ایران نفت صادر نکند، هیچ طرفی نباید صادر کند» اظهار میدارد: «پاسخهای نامتقارن ایران میتواند مورد اصابت قرار دادن ذخایر نفتی و کالاهای اساسی طرفهایی باشد که الان همگی با آمریکا متحد شدهاند.»
ایران در دو جنگ ۱۲ روزه و خصوصا ۴۰ روزه نشان داده است که توانایی ضربه زدن به استراتژیکترین اهداف دشمنان در سراسر منطقه را دارد. جنگ زیرساختها که اکنون آمریکا به تدریج در حال شکل دادن به آن است، به حتم پاسخ درخوری دریافت خواهد کرد. آن طور که هم آمریکا از این کار خود پشیمان شود و هم ادراک متحدان منطقهای واشنگتن تغییر کند.











