مهمترین میراث رهبر شهید اقتدار و استقلال ایران بود/ توهین به مسئولین یعنی راه اشتباه رفتن

ایرنا چهارشنبه 24 تیر 1405 - 09:31
تهران - ایرنا - دبیر کل حزب عهد ایران با تاکید بر اینکه دکترین دفاعی، نظامی و امنیت ملی ایران با موفقیت قابل توجهی کارآمدی خود را در جنگ اخیر نشان داد، گفت: اگر بخواهیم چند میراث رهبر شهید برای ایران و منطقه را برشمریم، مطمئنا یکی از آنها بازطراحی و پیشبرد «اقتدار و استقلال ایران» بود.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا؛ ایرانیان بیش از یک هفته با حضور در آیین وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان بار دیگر با تداوم مسیر آن شهید والامقام که با خونش «انسجام ملی» و «اقتدار» ایرانیان را مستحکم‌تر کرد، میثاق بستند؛ بنابراین این وداع نه پایان راه بلکه آغازی دوباره برای پایمردی بر اصول انقلاب اسلامی بود.

همچنین این آیین آوردگاهی برای تجلی پایداری «گفتمانی» بود که معمار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) آن را پی‌ریزی کرد و رهبر شهید انقلاب در طی چند دهه آن گفتمان اصیل را با تکیه بر «سرمایه اجتماعی» نظام، در گذرگاه حوادث حفظ کرد؛ تا جایی که امروز این «سرمایه اجتماعی» به یک بازوی قدرتمند «بازدارنده» برای ایستادگی در برابر دشمنان بدل شده است. از این منظر آیین وداع، پیامی به ناظران بیرونی است مبنی بر اینکه «گفتمان انقلاب»، علی‌رغم تغییر چهره‌ها، همچنان زنده و پویاست.

در راستای تحلیل نقش رهبر شهید انقلاب در پایداری این گفتمان و در ایام تشییع پیکر ایشان، در خبرگزاری جمهوری اسلامی برآن شدیم تا با شخصیت‌های سیاسی، صاحبان فکر و اندیشه به گفت و گو بنشینیم و به واکاوی میراث فکری آن رهبر شهید بپردازیم. آنچه در ادامه می‌آید، مشروح گفت‌وگو با علی باقری دبیرکل حزب عهد ایران، در ویژه برنامه «آقای شهید ایران» تلویزیون ایرنا است.

ایرنا: هفته گذشته شاهد وداع با شکوه مردم ایران و عراق با رهبر شهید و خانواده ایشان بودیم، به باور برخی از تحلیل‌گران اگر این مراسم در سایر کشورها مانند هند، پاکستان و ... نیز برگزار می‌شد، شاهد همین بدرقه به یادماندنی بودیم، حضور مردم در این آیین چه پیامی دارد؟

باقری: آنچه در ایام وداع با رهبر شهید ایران سپری شده است بی‌شک محصول طراحی، برنامه‌ریزی و پیشبرد راهبرد ایشان بود که امروز، پس از ۳۷ سال، در معرض داوری جامعه ایران و افکار عمومی جهان قرار گرفته است. به جرات می‌توان گفت این استقبال و بدرقه بی‌نظیر، تنها با دو رویداد بزرگ در تاریخ معاصر ایران یعنی راهپیمایی‌های میلیونی سال ۱۳۵۷ و تشییع باشکوه پیکر امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸ قابل مقایسه است. من از دوران کودکی شاهد راهپیمایی‌های بزرگ انقلاب بوده‌ام و از نزدیک تشییع تاریخی امام (ره) را دیده‌ام و با اطمینان می‌گویم این بدرقه - وداع با رهبر شهید - اتفاق بزرگی در تاریخ ایران بود که قطعا در تاریخ ثبت خواهد شد.

در ایام وداع با ایشان نیز آنچه در عراق رخ داد، تشییع مستمری که نزدیک به ۲۴ ساعت ادامه یافت، اتفاق بی‌نظیر و بزرگی بود. این شور حماسی که در صحن امیرالمؤمنین (ع)، امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) تجلی یافت نشانی از این عظمت بود و این عظمت وقتی دو چندان می‌شود که بدانیم کشور ما و عراق پس از هشت سال جنگ که رنج‌های عمیق و تلخی بر هر دو ملت تحمیل کرد و اگر بگوییم بین دو ملت پدرکشتگی ناخواسته صورت گرفته است، سخن به گزاف نگفته‌ایم.

عظمت تکرار ناپذیر تشییع رهبر شهید، سرمایه‌ای بزرگ برای کشور، منطقه و جهان است

هنگامی که رهبر شهید ایران اینگونه ۲۴ ساعت بر دستان و دل‌های مردم عراق تشییع می‌شود، نشان‌دهنده سطح فراملی و منطقه‌ای این عظمت است، رویدادی که اگر در سایر کشورهای منطقه نیز رخ می‌داد، بدون شک شاهد صحنه‌هایی مشابه و باشکوه می‌بودیم. بنابراین اگر بخواهم آنچه در این یک هفته رخ داد، خلاصه کنم باید بگویم یک عظمت مثال‌زدنی و شاید تکرار ناشدنی رخ داد که ان‌شاءالله سرمایه‌ای بزرگ برای کشور، منطقه و جهان خواهد بود.

00:00
00:00
Download

ایرنا: امروز بزرگ‌ترین میراث حضرت‌ آیت الله خامنه‌ای برای مردم ایران و منطقه چیست؟

باقری: اگر بخواهیم چند میراث رهبر شهید برای ایران و منطقه را برشمریم، مطمئنا یکی از آنها پروژه‌ بازطراحی و پیشبرد «اقتدار و استقلال ایران» بود. برای باز کردن این موضوع، لازم است به یک پرسش بنیادین توجه کنیم و آن این است که آنچه در دهه‌های گذشته در تعامل با قدرت‌های بیگانه و متخاصم بر سر کشور ما گذشت، حاصل چه بود؟ آیا حاصل نوع رفتار انتخابی ما بوده است یا متأثر از عوامل دیگری است؟ این پرسش مهمی است که این روزها در کشور مطرح می‌شود.

آیا علت اصلی تخاصم و چالشی که ایران طی سال‌های گذشته با قدرت‌های متخاصم داشته، صرفاً ناشی از رفتارهای سرزده از ناحیه ما بوده است؟ پاسخ من خیر است.

جایگاه منطقه‌ای و تمامیت سرزمینی ایران موضوع دست‌اندازی قدرت‌های چپاول‌گر است

آنچه امروز حاصل آن را در مواجهه و جنگ آمریکا با ایران مشاهده می‌کنیم، بیش از هر چیز متأثر از جایگاه منطقه‌ای، موقعیت سوق‌الجیشی و تمامیت سرزمینی کشوری به نام ایران است. کشوری با این وسعت، در چهار راه انرژی و تمدن جهانی، با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر و برخوردار از منابع سرشار خدادادی، طبیعتاً برای قدرت‌های سلطه‌گر جذاب و برانگیزاننده طمع است. ایران با چنین ظرفیت‌ها و ویژگی‌هایی، به‌خودی‌خود نگاه نامحرم قدرت‌های جهانی را متوجه خود می‌کند.

علت دشمنی آمریکا با ایران را اگر بخواهیم در یک کلمه خلاصه کنیم، این است که آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد.همانگونه که رهبر شهید نیز در یکی از سخنرانی‌های پیش از شهادت اشاره کردند، اگر بخواهیم علت دشمنی آمریکا با ایران را در یک کلمه خلاصه کنیم، این است که آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد. این زاویه نگاه رهبری نسبت به آن پرسش بود، پاسخ ایشان به این پرسش چنین بود که ایران با این مختصات تا زمانی که وجود دارد و تا وقتی که «ایران» است، نگاه‌های سلطه‌گرانه نسبت به آن وجود خواهد داشت. بر همین پایه رهبر شهید استراتژی مواجهه با دنیا و هدایت جامعه‌ ایران را بنا نهاد که اگر بخواهیم در یک کلام نامی بر آن بگذاریم، شاید بتوان از آن به عنوان ایجاد «ایران مستقل و قوی» یاد کرد.

این پروژه‌ تولید قدرت که ایشان بارها به آن اشاره داشتند و بر این باور بودند که باید برای حفظ ایران به دنبال آن باشیم، ابعاد مختلفی دارد. مؤلفه‌های این قدرت عبارتند از قدرت اقتصادی، علمی، نظامی، انسجام ملی، سرمایه اجتماعی و غیره. این‌ها مؤلفه‌های ایجاد قدرت ملی بود و برای مقابله با آن چشمداشت تاریخی بیگانگان ضرورت دارند.

از استراتژی رهبر شهید برای مواجهه با دنیا و هدایت جامعه‌ ایران می‌توان تحت عنوان «ایران مستقل و قوی» یاد کرد. ایرنا: آیا صرفا «ایران به ما هو ایران» برانگیزاننده طمع دشمنان است یا اهتمام امام خمینی (ره) و رهبری شهید برای ایجاد یک ایران قوی در تشدید این طمع ورزی‌ها تاثیر مضاعف دارد؟

باقری: این دو مسئله در طول هم قرار دارند و فکر می‌کنم اصل ماجرا در این ویژگی‌ها است، اگر به تاریخ پیش از انقلاب اسلامی هم نگاه کنیم، می‌بینیم که این چشم‌داشت‌ها نسبت به ایران همواره وجود داشته است. نوع تعامل قدرت‌های جهانی با ایران نیز با توجه به همین ویژگی‌ها و متناسب با رفتار حکمرانان و مردم ایران در مقاطع مختلف تاریخی در برابر این مطالبات، شکل گرفته است. البته در کنار آن، نوع حکمرانی پس از انقلاب اسلامی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است.

پس از پیروزی انقلاب، یکی از پایه‌های اصلی استراتژی ملی ما «استقلال» بود؛ این نوع حکمرانی با طراحی بنیانگذار فقید و کبیر انقلاب اسلامی آغاز شد؛ هدفی که در شعارهای اصلی انقلاب اسلامی توسط امام خمینی (ره) گنجانده شد و پس از پیروزی انقلاب نیز همواره یکی از ارکان شکل‌گیری استراتژی ملی کشور همین حفظ استقلال بود. طبیعی است وقتی که استقلال مبتنی بر پس زدن دخالت‌ها در تقابل با آن چشم داشت‌ها قرار می‌گیرد، ریشه اصلی شکل ارتباط ایران با قدرت‌های جهانی در این چند دهه گذشته مشخص می‌شود.

وقتی استقلال در تقابل با چشم‌داشت‌ بیگانگان قرار می‌گیرد، ریشه اصلی شکل ارتباط ایران با قدرت‌های جهانی مشخص می‌شود.

البته نمی‌خواهم منکر این قضیه شوم که در تنظیم روابط خارجی با جهان و با قدرت‌های بزرگ جهانی، در مقاطع مختلف می‌توانستیم سیاست‌های مناسب‌تری را در عرصه اجرا، انتخاب کنیم. اما اگر همه‌ این رفتارها منطبق با آنچه تحلیل‌گران آن را سیاست و رفتار درست می‌دانند، منطبق می‌شد باز هم مواجهه، «ایران استقلال‌خواه» با جهان خارج، ایرانی که با این ظرفیت‌ها می‌خواهد سرنوشت خود در اختیار داشته باشد، باز هم منجر به تخاصم و چالش بین ایران و قدرت‌های بزرگ، مشخصاً آمریکا، می‌شد.

ایرنا: پیش‌نیاز دستیابی به مولفه‌های قدرت در «ایران قوی» از نظر رهبر شهید چیست؟

باقری: مایل هستم به سیر تطور مولفه‌های قدرت در دوران حکمرانی رهبر شهید اشاره کنم؛ یکی از این مولفه‌ها «قدرت نظامی» بود. پایان جنگ ۸ ساله نابرابر، مصادف با زعامت رهبر شهید بود و می‌توان گفت دکترین امنیت ملی، دفاعی و نظامی تاریخ ایران معاصر تماما در دوره ایشان طراحی و اجرا شد. ایشان برای تقویت مولفه قدرت نظامی کشور ایده‌ها و پروژه‌های مشخصی داشتند و این پروژه‌ها نیز در طول بیش از سه دهه با جدیت پیگیری شد.

00:00
00:00
Download

دکترین امنیت ملی، دفاعی و نظامی تاریخ ایران معاصر تماما در دوره رهبر شهید طراحی و اجرا شد.

از قضا این استراتژی ایشان منتقدانی هم در داخل کشور داشت؛ منتقدانی که اختصاص منابع به این امر را نقد می‌کردند و میزان موفقیت در رسیدن به دستاوردهای نظامی را مورد تردید قرار می‌دادند اما جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه، عرصه‌ای برای آزمون دکترین امنیت ملی و دفاعی کشور بود که توسط رهبری شهید به مرحله اجرا رسیده بود. آنچه در این میدان رخ داد، دیگر صرفاً ادعا یا تحلیل نیست؛ بلکه واقعیتی است که در سال ۱۴۰۴، در دو جنگ مهم نظامی در معرض ارزیابی عینی قرار گرفت.

دکترین دفاعی، نظامی و امنیت ملی ایران با موفقیت قابل توجه کارآمدی خود را نشان داد

آنچه دنیا مشاهده کرد و ناچار است در برابر آن سر تعظیم فرود آورد این بود که دکترین دفاعی، نظامی و امنیت ملی طراحی‌شده در این سال‌ها توانست در این دو جنگ با موفقیتی قابل توجه کارآمدی خود را به مردم ایران و جهانیان نشان دهد. انتقاداتی که در گذشته مطرح می‌شد، هنوز در خاطر ما هست؛ اگر آن منتقدان منصف باشند، باید اذعان کنند که در صحنه جنگ، این مؤلفه قدرت به‌ خوبی خود را نشان داد؛ مؤلفه‌ای که در کشور به‌ درستی شکل گرفت و توانست به یکی از پایه‌های اصلی مقاومت ملی در دو جنگ اخیر در برابر دشمنان خارجی تبدیل شود.

تصور کنید اگر ایران از امکاناتی که در دو جنگ نقش بازدارنده را ایفا کرد و به سپر حفاظت از ملت بزرگ ایران بدل شد، برخوردار نبود، چه فاجعه‌ای ممکن بود، رخ دهد؟ آیا ایرانی باقی می‌ماند؟ بنابراین یکی از مؤلفه‌های قدرت که هر ناظر و ارزیاب منصفی باید موفقیت قابل توجه آن را بپذیرد، همین مؤلفه قدرت دفاعی و نظامی است. در کنار این مؤلفه، عامل دیگری نیز وجود دارد و آن هم یکی از ارکان مهم قدرت ملی و بازدارندگی به شمار می‌رود و عبارت است از انسجام ملی و حمایت مردمی.

در کنار مؤلفه قدرت دفاعی، عامل دیگری نیز وجود دارد و آن هم یکی از ارکان مهم قدرت ملی و بازدارندگی به شمار می‌رود و عبارت است از انسجام ملی.

همه در این جنگ دیدند که اگر دفاعی که ایران را حفظ کرد، دو یا سه پایه اصلی داشته باشد، یکی از آن پایه‌ها بی‌تردید قدرت نظامی ما بود و پایه دیگر، قدرت مردمی و انسجام ملی بود. یکی از جلوه‌های این انسجام، همین حضور میدانی ۱۴۰ روزه مستمر و کم‌نظیر ملت در کشوری پهناوری مانند ایران بود؛ حضوری که با قاطعیت می‌توان گفت در تاریخ معاصر کم‌سابقه و شاید بی‌سابقه است.

شکل‌گیری انسجام ملی، حاصل یک روند دفعی نبود

اکنون چون در بطن این موضوع قرار داریم، اهمیت آن را درک نمی‌کنیم اما هنگامی که زمان بگذرد، قطعا یکی از مولفه‌های دفاع ملی در تاریخ بشریت به نام ملت ایران به ثبت خواهد رسید. طریقه تولید این مؤلفه قدرت، حاصل یک روند دفعی و ناگهانی نبود، بلکه در پس زمینه آن یک مسیر پیوسته و چنددهه‌ای قرار داشت. این توان و ظرفیت، با تجربه‌اندوزی و طراحی تدریجی به دست آمده است.

مراسم شب عاشورای ۱۴۰۴ را همه به یاد دارند؛ از آن مقطع به بعد فرایندی توسط رهبر شهید در کشور بنا گذاشته شد که محور و مبنای ایجاد انسجام ملی و قدرت مردمی با یک پارادایم شیفت به سمت ملیت، ایران دوستی و دفاع از ایران زیر پرچم سه رنگ سوق پیدا کرد. البته پیشتر نیز از این مولفه‌ ایرانیت استفاده می‌کردیم اما اگر بخواهیم نگاهی گذرا به تلاش حکمرانی برای ایجاد قدرت ملی تا پیش از مقطع مذکور داشته باشیم، شاید مولفه ایران و حفاظت از آن نقش اصلی را نداشت.

00:00
00:00
Download

مراسم شب عاشورای ۱۴۰۴ را همه به یاد دارند؛ از آن مقطع به بعد فرایندی توسط رهبر شهید در کشور بنا گذاشته شد که انسجام ملی به سمت ایران دوستی سوق پیدا کرد.

این هوشمندی که در سال ۱۴۰۴، باعث شد سیاست‌های عمومی کشور به سمت ایجاد محوریت برای حفاظت از ایران زیر پرچم سه رنگ برود، به خوبی در جنگ ۴۰ روزه خود را نشان داد. اینکه در شب عاشورا و در یکی از مقدس‌ترین و خاص‌ترین ایام سال در فرهنگ شیعی، یک مرجع تقلید حکم کند که «ایران را بخوانید»، بیانگر عمق نگاه رهبری شهید را در آن مقطع نسبت به مولفه ایرانیت است. این آغاز رویکردی بود که در یک سال گذشته، مبنای وحدت ملی در کشور قرار گرفت و لوازم آن نیز توسط رهبری شهید فراهم گردید.

طراحی رهبری شهید از شیفت دادن محورهای وحدت ملی - از نگاه‌های دینی، مذهبی و تاریخی - به سمت «نگاه ملی ایران‌خواهانه»، یکی از موفقیت‌های شگرف ایشان بود. البته، عوامل وحدت‌بخش مانند انگیزه‌های دینی و مذهبی، عملکرد و مقوم این محور اصلی باقی ماندند؛ اما انتخاب مفاهیمی مانند «ایران» و «حفاظت از ایران»، برای ایجاد انسجام ملی یکی از معجزاتی بود که به نظرم رهبری شهید به خوبی متوجه آن شدند و تغییرات لازم در سیاست‌های کلان را در این زمینه به وجود آوردند.

در جنگ اخیر، انسجام حداکثری ملی حول ایران و حول دفاع از کشور شکل گرفت

در بزنگاه شرایطی که برای کشور در جنگ اخیر پیش آمد، انسجام حداکثری ملی حول ایران و حول دفاع از کشور شکل گرفت. البته در کنار این مولفه همچنان عوامل دینی و مذهبی نقش پررنگ داشتند و مقوم این محور اصلی بودند اما انتخاب محور اصلی بر مبنای حفاظت از ایران یکی از معجزاتی بود که به نظر من رهبری شهید به خوبی توانستند تغییرات لازم در سیاست‌های کلان مرتبط با آن را ایجاد کنند و در بزنگاه شرایطی در این کشور بوجود بیاورند که در این جنگ یک انسجام حداکثری ملی بوجود آید.

هسته‌ سخت مدافعان کشور در جنگ اخیر تغییر کرد و بغض ملت منفجر شود و جماعتی که قطعاً اکثریت مردم ایران را تشکیل می‌دادند، حامی و حافظ کشور شدند، این نیز یک عامل قدرت است که به نظرم به خوبی عمل کرد. بنابراین پروژه‌ عظیم ایجاد ایران مستقل و مقتدر، مسیری است که باید توسط نسل‌های آینده با دقت و پیوستگی دنبال شود البته در برخی مولفه‌ها نیز تاکنون به خوبی عمل نکرده‌ایم و بی‌شک مولفه «اقتصاد» یکی از حیاتی‌ترین آن‌هاست.

در جنگ بغض ملت منفجر شود و جماعتی که قطعاً اکثریت مردم ایران را تشکیل می‌دادند، حامی و حافظ کشور شوند. از طریق بازخوانی سیر تاریخی سخنان رهبر شهید، مشاهده می‌کنیم که ایشان در دو دهه پایانی حیات خود، اقتصاد را محور اصلی و زیربنای نام‌گذاری سال قرار می‌دادند. استنباط من از چنین راهبردی این است که این مولفه قدرت نیز به خوبی مورد مورد هدف‌گذاری رهبر شهید بود اما متاسفانه به دلایلی که اکنون فرصت پرداختن به آن نیست، موفقیت در این حوزه هم پای موفقیت‌های نظامی و ایجاد وحدت ملی نیست.

همچنین اگرچه در عرصه‌های علمی و دانش‌بنیان، پیروزی‌های قابل توجهی رقم خورده، اما به عنوان یک ناظر، معتقدم آنچه محقق شده تنها بخش کوچکی از ظرفیت‌های واقعی کشور است و عدم دستیابی به سطح ایده‌آل در این حوزه‌ها، قطعاً ریشه در چالش‌ها و خطاهای قابل اجتنابی دارد که باید در تحلیل آن‌ها تعمق کرد. این موارد باید در ادامه راه ایشان مورد توجه طراحان عرصه حکمرانی در کشور ما قرار گیرد تا پروژه استقلال به مرحله تثبیت نهایی برسانند.

ایرنا: ایرانیت مد نظر رهبر شهید که از طرف مردم نیز پذیرفته شده بود چه تفاوتی با ایران‌گرایی از سوی جریان‌های فکری معارض داشت که خواهان «ایرانیت «منهای «اسلامیت» بودند؟

باقری: بزرگترین تفاوت در این است که یک ادعا و برساخته ذهنی چگونه در عمل معنا پیدا می‌کند. وقتی می‌گوییم حاکمیت از ایران دفاع می‌کند، این فقط یک شعار نیست بلکه واقعیتی است که در ماه‌های اخیر شاهدش بودیم. برخی از مردم که شاید تا چند ماه پیش، ارتباط سستی با حاکمیت داشتند اما حالا پای کار آمده‌اند، بارها در خلال گفتگوی صدا و سیما با افرادی که سبک زندگی تراز حاکمیت نداشتند، شنیدیم که احساس آنها این بود که رهبر شهید و مجموعه حاکمیت در قبال حفظ ایران عزیز از همه هستی خود گذشتند. نمی‌توان کسی را با سخنرانی کردن نسبت به این باور رساند بلکه نیازمند صداقت در رفتار است.

وقتی مردم می‌بیند که مسئولین در موقعیت‌های خطیر، اولا توانسته‌اند یک ساز و کار برای دفاع از ایران طراحی کنند در حالی که این ملت در حافظه تاریخی خود موادی همچون اشغال سال ۱۳۲۰ را به یاد دارد که این چتر حفاظتی فراهم نبود، ثانیا رهبر شهید در کنار خانواده‌اش به شهادت رسیده است یا رئیس‌جمهور در اوج بحران و در شرایط جنگی با موتور در میان مردم حضور پیدا می‌کند و با اقتدار در حال مدیریت بحران است، به آنها (مسئولین) اعتماد پیدا می‌کند بنابراین این صداقت حکمرانان از سوی اقشاری که سوءنیتی و قضاوت‌های پیشینی ندارند، پاسخ مثبت دریافت می‌کند.

تحلیلگران بر این باور هستند که یکی از مولفه‌های قدرت، انسجام ملی در کنار قدرت نظامی است. اما طبیعی است که ایران‌خواهی که در نقطه مقابل قرار دارد و نتیجه آن دعوت به تخریب زیرساخت‌های ایران و به خاک و خون کشیدن مردم است، مورد اقبال مردم قرار نمی‌گیرد. بدون شک همه تحلیل‌گران داخلی و خارجی با هر گرایشی بر این باور هستند که یکی از مولفه‌های قدرت، انسجام ملی در کنار قدرت نظامی است. اگر جمهوری اسلامی همین قدرت نظامی را داشت اما این پایه همبستگی اجتماعی را نداشت به نتیجه فعلی نمی‌رسید. بنابراین پایه حفظ ایران که همه روی آن تاکید داشتند این روزها بیش از همیشه نیاز به پاسداشت دارد.

00:00
00:00
Download

ما یک جامعه متکثر هستیم و همانگونه که تکثر در سبک زندگی ایرانیان دیده می‌شود، در نوع دفاع ملی نیز این تکثر دیده می‌شود. برخی افراد تصور می‌کنند که اگر این جنگ بیشتر از این تدوام پیدا می‌کرد یا اگر کاری کنیم که تداوم بیشتر یابد، می‌توانیم امتیازات بیشتری برای کشور بدست آورد و در مقابل نیز نگاه دیگر در کشور وجود دارد که بر اساس شواهد تاریخی ایران می‌گوید، فرصت‌ها را در بزنگاه‌ها باید دریافت زیرا مانند ابرهای بهاری هستند که می‌روند.

اگر در نقطه بهینه دستاورد میدان را نقد نکنیم، ممکن است همین دستاورد موجود هم از دست برود

اگر در نقطه بهینه، دستاورد میدان را نقد نکنیم و تبدیل به سرمایه ملی نشود، معلوم نیست چنانچه جنگ ادامه یابد همین دستاورد موجود هم از دستمان نرود. بنابراین دو نگاه نسبت به جنگ در کشور وجود دارد و هر دو نیز محترم است اما در معرکه جنگ و در حالی که جنگ به پایان نرسیده است و هم در میدان و هم پای میز مذاکره در یک چالش دائم با دشمن قدرتمندمان هستیم، آنچه که باید اجرا شود و مورد حمایت همگان قرار بگیرد، آیا غیر از این چیزی است که به تصمیم نهادها و شخصیت‌های دارای اختیار قانونی رسیده است؟

اگر خدای ناکرده در تشییع رهبر شهید کشور که سنبل وحدت ملی بود، به رئیس‌جمهور و وزیرخارجه کشور توهین می‌شود، بدانیم که راه را اشتباه می‌رویم.

کدام نگاه باید اجرا شود و چه کسی باید تصمیم نهایی را بگیرد؟ آیا دلسوزتر از شخص رهبری و اعضای شورای عالی امنیت ملی در کشور داریم؟ قطعا نداریم. این‌ها کسانی هستند که می‌توانستند جای یکی از این شهدایی باشند که امروز ملت خاک مزار آن‌ها را توتیای چشم می‌کند. این افراد یک تصمیم ملی برای پیشبرد مسئله جنگ گرفته‌اند و سرداران میدان و دیپلماسی کشور در حال پیشبرد این پروژه هستند پس آیا پذیرفتنی است برخی در آتش جنگ بدمند؟

همانطور که در جنگ میدان با وحدت فرماندهی توانستیم پیش برویم و همگان به فرماندهان نظامی اعتماد کردیم، امروز هم چاره‌ای نداریم که با هر دیدگاهی برای موفق شدن به تصمیمی که برای ادامه جنگ یا صلح توسط سرداران عرصه دیپلماسی گرفته شده است، اعتماد کنیم. اگر خدای ناکرده مشاهده کردیم که در تشییع رهبر بزرگ این کشور که سنبل وحدت ملی بود، به رئیس‌جمهور و وزیرخارجه کشور توهین می‌شود، بدانیم که راه را اشتباه می‌رویم.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.