حضور تهیه کننده‌های کود فروش و قابلمه‌ فروش در تئاتر نشانه بحران است یا تلاش برای بقا؟

عصر ایران شنبه 20 تیر 1405 - 18:56
این افراد می‌خواهند برای بهره‌مندی از معافیت‌های مالیاتی و از آن مهمتر مطرح کردن خود، به عنوان تهیه‌کننده وارد عرصه تئاتر شوند و این روند نه تنها کمکی به هنر نمی‌کند بلکه به آن آسیب هم می‌زند. 

عصر ایران ؛ نهال موسوی - داود نامور رئیس هیات‌مدیره انجمن صنفی تماشاخانه‌های خصوصی ایران در گفتگویی با ایرنا به نکات جالب توجهی اشاره کرد و گفت: 

«برخی افراد که کود فروش، دان مرغ فروش و یا قابلمه‌ فروش هستند و سرمایه‌ای دارند و می‌خواهند برای بهره‌مندی از معافیت‌های مالیاتی و از آن مهمتر مطرح کردن خود، به عنوان تهیه‌کننده وارد عرصه تئاتر شوند و این روند نه تنها کمکی به هنر نمی‌کند بلکه به آن آسیب هم می‌زند. 

این افراد نه نام‌آشنا هستند، نه برندی دارند و نه هولدینگی، با سرمایه‌های تقریبا محدود مثلا ۵۰۰ میلیون تومان و یا یک میلیارد به دنبال مطرح کردن خودشان هستند و اغلب با کارگردان‌هایی کار می‌کنند که گمان می‌کنند این وجه برای کمک به هنر است. 

در حالی این افراد نه تنها با هنر دراماتیک آشنایی ندارند بلکه عوامل و بازیگران عرصه تئاتر را هم نمی‌شناسند.»

سخنان رئیس هیات‌مدیره انجمن صنفی تماشاخانه‌های خصوصی ایران، هرچند در ظاهر گزارشی از یک آسیب‌شناسی صنفی است، در اصل آینه‌ای است که تصویر پیچیده و گاه متناقض تئاتر خصوصی ایران را در برابر ما می‌گشاید. 

این که سرمایه‌های بازاری، از تجارت کود کشاورزی گرفته تا فروش ظروف آشپزخانه، راه خود را به دل صحنه نمایش باز کرده باشند، در نگاه نخست خبری تلخ به نظر می‌رسد، اما اگر با نگاهی چندلایه به آن بنگریم، هم نشانه بحران است و هم گواه بر نوعی بقا.

داود نامور رئیس هیات‌مدیره انجمن صنفی تماشاخانه‌های خصوصی ایران

نخست باید این واقعیت را پذیرفت که تئاتر خصوصی ایران، در غیاب حمایت‌های دولتی و در سایه بودجه‌های ناچیز فرهنگی، سال‌هاست تشنه سرمایه است.

وقتی نهادهای رسمی از تامین مالی هنر نمایش سر باز می‌زنند، طبیعی است که خلأ آن را کسانی پر کنند که سرمایه‌ای در دست دارند، هرچند این سرمایه از دل بازارهای دیگر بیرون آمده باشد. 

از این منظر، ورود چنین افرادی را نمی‌توان یکسره محکوم کرد، آنان دست ‌کم پولی به گردش درآورده‌اند که بی‌حضورشان شاید هرگز خرج تولید یک نمایش نمی‌شد. 

افزایش دستمزد بازیگران و عوامل، آن‌گونه که در بخش پایانی این گفتگو نیز به آن اشاره شده، ثمره‌ای است که نمی‌توان به‌سادگی از آن گذشت. 

حق طبیعی هنرمندی است که ساعت‌ها تمرین می‌کند و روی صحنه می‌رود که دستمزدی درخور دریافت کند، و اگر منتقدان این جریان تنها به آسیب‌ها بنگرند و از این دستاورد ملموس چشم بپوشند، تصویری ناقص از ماجرا ارائه داده‌اند.

اما در کفه دیگر ترازو، نگرانی رئیس این انجمن نیز بی‌پایه نیست. تئاتر، برخلاف بسیاری از کالاهای تجاری، فرآیندی است که ریشه در شناخت، تجربه و آشنایی عمیق با زبان دراماتیک دارد. 

کسی که تا دیروز در حوزه‌ای کاملا بیگانه با هنر نمایش فعالیت می‌کرده، هرچند سرمایه‌گذاری کند، لزوما درک درستی از فرآیند تولید یک اثر نمایشی، از انتخاب متن تا هدایت بازیگر، ندارد. 

وقتی چنین فردی صرفا به قصد دیده شدن و بالا بردن اعتبار اجتماعی خود وارد این عرصه می‌شود، ممکن است در نهایت آنچه تولید می‌شود بیش از آن‌که هنر باشد، ابزاری برای خودنمایی تهیه‌کننده باشد. 

این خطر واقعی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت، به‌ویژه آن‌ زمان که کارگردانان جوان و کم‌تجربه، به امید یافتن حامی مالی، تن به همکاری با چنین افرادی می‌دهند بی‌آن‌که بدانند در میان‌ مدت چه بر سر اثرشان خواهد آمد.

حضور تهیه کننده‌های کود فروش و قابلمه‌ فروش در تئاتر

نکته‌ای که در این گفتگو به‌ درستی مطرح شده و شاید راه‌حلی میانه پیش پای این معضل بگذارد، پیشنهاد ورود تدریجی این افراد به عرصه تهیه‌کنندگی از طریق نقش‌هایی چون مجری طرح یا مدیر تولید است. 

این پیشنهاد در واقع نوعی کارآموزی نانوشته را طلب می‌کند، فرآیندی که در آن سرمایه‌گذار تازه‌ وارد، پیش از آن‌که مسئولیت کامل یک اثر را بر عهده بگیرد، از نزدیک با سازوکارهای واقعی تولید نمایش آشنا شود. 

جالب آن‌که به گفته همین گزارش، نزدیک به نیمی از این تهیه‌کنندگان بازاری، در طول زمان توانسته‌اند دانش لازم را کسب کنند و در میان خود جای بگیرند، امری که نشان می‌دهد مرز میان «مهاجم به تئاتر» و «تهیه‌کننده واقعی» همیشه ثابت و غیرقابل عبور نیست.

شاید ریشه اصلی این پدیده را باید در جایی دیگر جست: در نبود نظامی رسمی برای آموزش و صدور مجوز تهیه‌کنندگی تئاتر در ایران. در بسیاری از کشورها، تهیه‌کننده تئاتر مسیری آموزشی و حرفه‌ای را طی می‌کند پیش از آن‌که مسئولیت یک تولید را بر عهده گیرد. 

در غیاب چنین ساختاری در ایران، طبیعی است که هر کس با اندکی سرمایه بتواند بی‌واسطه وارد این حرفه شود، بی‌آن‌که کسی از او بپرسد آیا اساسا زبان نمایش را می‌شناسد یا نه.

در نهایت، آنچه از این گفتگو برمی‌آید نه یک قضاوت ساده میان خوب و بد، بلکه دعوتی است به بازاندیشی درباره ساختار تولید تئاتر خصوصی در ایران. 

سرمایه بیگانه از هنر می‌تواند هم نجات‌بخش باشد و هم مخرب، بسته به این‌که آیا نظامی برای هدایت، آموزش و نظارت بر آن وجود دارد یا خیر.

تا زمانی که چنین سیستمی شکل نگیرد، تئاتر خصوصی ایران همچنان میان دو قطب امیدواری به سرمایه‌های تازه و نگرانی از سوءاستفاده از آن در نوسان خواهد بود.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.