سرویس جهان مشرق - مراسم تاریخی بدرقهی رهبر شهید انقلاب اسلامی، علاوه بر نمایش وفاداری ملت ایران به آیتالله سید علی خامنهای و بیعت آنان با آیتالله سید مجتبی خامنهای، واقعیت دیگری را نیز به رخ جهانیان کشید: ایران نهتنها در جنگ اخیر شکست نخورده، بلکه همچنان مقاوم و یکپارچه در مقابل دشمنان ایستاده است. تصاویری که این روزها از ایران به جهان مخابره میشود، قدرت و بردی بیشتر از تمام موشکهایی دارد که هر کشوری ممکن است در زرادخانهاش داشته باشد. پایگاه خبری تحلیلی «المانیتور» مستقر در واشینگتن، که به طور اختصاصی و تخصصی به اخبار خاورمیانه میپردازد، طی گزارشی تحت عنوان «تشییع [آیتالله] خامنهای نشانهی سرباززنی ایران و نظم جدید منطقهای است[۱]» ضمن اشاره به همین واقعیتها، به نقل از کارشناسان آمریکایی مسائل ایران توضیح میدهد که چگونه تشییع تاریخی رهبر فقید جمهوری اسلامی به موضع مذاکراتی این کشور در مقابل آمریکا کمک میکند. آنچه در ادامه میخوانید، ترجمهی گزارش المانیتور است.
دریای بیکرانهی جمعیت عزادار در مراسم بدرقهی رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، آیتالله سید علی خامنهای، به معنای واقعی کلمه نه ابتدایی داشت و نه انتهایی. حضور این جمعیت، که رسانههای غربی نیز اینبار چارهای جز اعتراف به «چندین میلیون نفری» بودن آن نداشتند، اثبات کرد که جنگ تحمیلی رمضان نهتنها این ملت را نشکسته، بلکه آنها را مقاومتر و متحدتر از گذشته کرده است. (+)
مراسم تشییع آیتالله علی خامنهای، رهبر فقید ایران، فراتر از یک وداع ملی بود. سیل عزاداران در تهران این پیام را به آمریکا و اسرائیل فرستاد که تلاش آنها برای در هم شکستن جمهوری اسلامی با شکست مواجه شده است. ایران پس از جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد، نهتنها ضعیف به نظر نمیرسد، بلکه [از طریق این مراسم تشییع] نشان داد که همچنان سرکش [و مقاوم در برابر دشمنان]، متحد و مصمم به شکل دادن به رویدادهای آینده است. مقامات منطقهای، دیپلماتها و تحلیلگران معتقدند این سرکشی و توانایی بقا اکنون سنگ بنای راهبرد مذاکراتی ایران را تشکیل میدهد. آنها مراسم تشییع آیتالله خامنهای را همان لحظهای توصیف میکنند که تهران به دنبال آن بود تا بتواند «تابآوری» خود را به «اهرم فشار» تبدیل کند.
چرا الماس را با آبنباتچوبی عوض کنند؟
کارشناسان میگویند این جنگ، اهرم فشار ایران بر تنگهی هرمز را برجسته کرده و این کشور را قادر ساخته تا مطالبه کند که هرگونه توافقی دربارهی برنامهی هستهایش، باید با این اعتراف آغاز شود که کنترل ایران بر این آبراه حیاتیِ نفت، واقعیتی است که باید پذیرفته شود. واشینگتن با برقراری یک آتشبس ۶۰ روزه قصد داشت دیپلماسی را برای جلوگیری از ساخت تسلیحات هستهای توسط ایران احیا کند، اما این آتشبس، در عوض، رقابت جدیدی را رقم زده است. در این رقابت، موقعیت جغرافیایی ایران (و نه اورانیوم) است که به قدرتمندترین دارایی این کشور تبدیل شده است. از همین رو، تهران به دنبال آن است تا دستاوردهایش در دوران جنگ را از طریق تثبیت تسلط خود بر تنگهی هرمز، به یک مزیت راهبردی دائمی تبدیل کند. شمارش معکوس ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی پس از توافق آتشبس و امضای همزمان یادداشت تفاهم، هنوز آغاز نشده است؛ و در این خلأ، این ایران است که دارد ریتم بازی را تعیین میکند.
در همینباره بخوانید:
›› کوین برت: ایران با تنگه هرمز، معادل بازدارندگی هستهای را دارد
«الکس وطنخواه» عضو [ارشد و بنیانگذار میز ایران در] «مؤسسهی خاورمیانه» مستقر در [واشینگتن در] آمریکا، میگوید اگرچه ممکن است درآمد کلانی از طریق دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگهی هرمز به دست بیاید، اما تهران بیشتر از اینکه به هرمز به عنوان یک دارایی اقتصادی نگاه کند، به عنوان منبعی برای مشروعیت سیاسی مینگرد. وطنخواه [که نام خانوادگیاش را واتانکا نیز مینویسند] میگوید: «بخش نمادین این قضیه برای ایرانیها مهمتر از درآمدهای آن است. آنها به دنبال نوعی اذعان نمادین مبنی بر این هستند که این تنگه متعلق به ایران است. بحث بر سر پذیرش ایران به عنوان قدرت حاکم بر تنگه است.» وطنخواه با اشاره به یک ضربالمثل فارسی میافزاید: «چرا باید یک الماس را با یک آبنبات چوبی عوض کنند؟» بر اساس محاسبات تهران، هرمز همان الماس است، در حالی که رفع تحریمها و دریافت داراییهای مسدودشده، آبنباتچوبی هستند.
در همینباره بخوانید:
«نعمت الهی»
رهبران ایران نیز بر این موضع صحه گذاشتهاند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفته است: «تنگهی هرمز بزرگترین ابزار قدرت ماست. ما باید بهدرستی از این نعمت الهی محافظت کنیم.» وی تأکید کرده است که ایران «تحت هیچ شرایطی از حقوق خود» در تنگهی هرمز دست نخواهد کشید. دیپلماتها و منابع منطقهای میگویند ایران به عمد در حال کند کردن روند مذاکرات است تا پیش از بازگشت به موضوع هستهای، دستاوردهای خود در جنگ اخیر را تثبیت کند.
فرمانده «توماس اسکالابر»، ۲۷ آوریل، در «مرکز همکاری و آگاهی اطلاعات دریایی» در شهر بندری «بِرِست» در فرانسه، به موقعیت کشتیها در تنگهی هرمز بر روی یک صفحهنمایش اشاره میکند. اگرچه ایران بارها تهدید کرده بود اگر امنیتش به خطر بیفتد، اقتصاد جهان دیگر امکان استفاده از تنگهی هرمز را نخواهد داشت، اما به نظر میرسد آمریکا و رژیم صهیونیستی این تهدید را دستکم گرفته بودند و در نتیجهی جنگ اخیر اهرم فشاری را تقدیم ایران کردند که کارشناسان آن را حتی با بازدارندگی هستهای مقایسه میکنند. درگیریهای گاهوبیگاه در تنگهی هرمز میان ایران و آمریکا نیز نوعی آزمون تابآوری هستند؛ آزمونی که آمریکا قطعاً در نهایت در آن شکست خواهد خورد و در نتیجهی آن، به اعتقاد کارشناسان، به سازوکار مدنظر ایران برای کنترل بر این آبراه حیاتی تن خواهد داد. (+)
«آلن ایر» دیپلمات سابق آمریکایی و کارشناس مسائل ایران، معتقد است از نظر تهران (که میگوید به دنبال دستیابی به بمب هستهای نیست) موضوع اورانیوم میتواند به تأخیر بیفتد، اما تحکیم موقعیتش در هرمز نه. ایر میگوید: «ایران با کمال میل از زمان خریدن و طولانی کردن مذاکرات خرسند است. این کشور خواهان کنترل بر هرمز است و برای نهادینه کردن این کنترل است که مذاکره میکند.» این نهادینهسازی میتواند به معنای تثبیت نفوذ ایران از طریق ترتیبات ترانزیتی، سازوکارهای هماهنگی یا دریافت هزینه برای ارائهی خدمات در طول این کوریدور باشد؛ کوریدوری که یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند. این در حالی است که کشورهای حاشیهی خلیج [فارس] منتظرند ببینند آیا واشینگتن میتواند یا تمایلی دارد که این واقعیت جدید را معکوس نماید یا خیر.
یک کشتی باری، حامل خودرو، ۲۲ مارس ۲۰۲۶، در جریان جنگ تحمیلی آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران، از خلیج فارس به سمت تنگهی هرمز حرکت میکند. اگرچه تمرکز زیادی روی اهمیت تنگهی هرمز برای بازارهای انرژی جهان میشود، اما اهمیت این تنگه صرفاً منحصر به موضوع انرژی نیست و دامنهی تأثیر اقدام ایران به اِعمال کنترل بر تنگهی هرمز خیلی زود به بازارها و حوزههای دیگر نیز سرایت کرد. در صورت ضرورت، ایران با هدف قرار دادن فقط یک نفتکش یا کشتی باری به فاصلهی چند روز، میتواند جریان عبور انرژی و کالا از تنگهی هرمز را کاملاً متوقف کند. بعد از جنگ کنونی، این ادعا دیگر صرفاً یک تهدید نیست، بلکه یک واقعیت آزموده است. (+)
تهران بر این باور است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا (که تحت فشار فضای سیاسی داخلی است و از درگرفتن یک درگیری دیگر پیش از انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر واهمه دارد) برای دستیابی به توافق، تحت فشار بیشتری قرار دارد تا ایران برای دادن امتیاز. ایر معتقد است: «ایرانیها میدانند که رئیسجمهورْ ترامپ میخواهد از این وضعیت خارج شود؛ میخواهد این فصل را ببندد. آنها میدانند که میتوانند او را تحت فشار بگذارند، چون زمان به نفع آنهاست.»
«وقتی [رسانههای] اخبار جعلی میگویند دشمنِ ایرانی از نظر نظامی دارد مقابل ما خوب عمل میکند [و حالش خوب است]، عملاً مصداق خیانت است، چون چنین حرفی واقعاً دروغین، و اصلاً مسخره، است. اینها دارند به دشمن کمک و با آن همدستی میکنند! تنها نتیجهی کارشان دادن امید دروغین به ایران است، در حالی که چنین امیدی اصلاً نباید وجود داتشه باشد. اینها [رسانهها] ترسوهای آمریکاییای هستند که علیه کشور ما [از ایران] حمایت میکنند. ایران ۱۵۹ کشتی در نیروی دریاییاش داشت؛ تکتک آنها اکنون کف دریا آرمیدهاند. [ایرانیها] هیچ نیروی دریاییای ندارند؛ نیروی هوایی آنها از بین رفته؛ تمام فناوری آنها ازبین رفته؛ «رهبران» آنها دیگر در بین ما نیستند؛ و این کشور [گرفتار] یک فاجعهی اقتصادی است. فقط بازندهها، ناسپاسها، و نادانها میتوانند علیه آمریکا موضع بگیرند! رئیسجمهور دونالد جِی. ترامپ» پیام «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، در شبکهی اجتماعی شخصیاش موسوم به «تروثسوشال» خطاب به رسانههایی مانند واشینگتنپست و نیویورکتایمز که اذعان کردهاند ایران حدود ۷۰ درصد از تواناییهای نظامی خود پیش از جنگ، از جمله دسترسی به ۳۰ زرادخانه از ۳۳ زرادخانهاش در امتداد تنگهی هرمز، را همچنان در اختیار دارد و ترامپ دربارهی نابودی نیروی نظامی ایران دروغ میگوید. (+)
در همینباره بخوانید:
ایران هرمز را رها نخواهد کرد
«آرون دیوید میلر» مذاکرهکنندهی سابق آمریکا در خاورمیانه، میگوید کارزار نظامی واشینگتن نهتنها نتوانسته اهرم فشار ایران را بشکند، بلکه کارزار دیپلماسیِ آمریکا را نیز در میان آتشبس معیوبی رها کرده که اجرای آن، به خودی خود، به یک میدان نبرد تبدیل شده است. به عقیدهی میلر تهران دلیل چندانی ندارد که تا زمان اطمینان از پذیرش واقعیت جدید دربارهی هرمز و پیشرفت ملموس در آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدودشدهاش در خارج از کشور، به طور جدی وارد بحث بر سر برنامهی هستهای شود. به گفتهی او: «ساعت [شنی] ۶۰ روزه از همان ابتدا یک توهم بود. ایرانیها تا وقتی نسبتاً مطمئن نشوند به این «وضعیت موجود» [و واقعیت تثبیتشدهی] جدید دست یافتهاند، به سراغ پروندهی هستهای نخواهند رفت. آنها میخواهند مطمئن شوند که ترامپ و دنیا میفهمند راه برگشتی به ۲۷ فوریه [روز پیش از آغاز جنگ رمضان] وجود ندارد.» ایران در حال بهرهبرداری از آن چیزی است که میلر نامش را «واقعیت کلیدیِ نظمِ پساجنگ» میگذارد؛ این واقعیت که نه قدرت نظامی آمریکا و نه تهدید به محاصرهی دریایی توسط واشینگتن، هیچکدام تغییر بنیادینی در موضع ایران در قبال تنگهی هرمز ایجاد نکردند. میلر میگوید: «[ایرانیها تنگهی هرمز] را رها نخواهند کرد.»
در همینباره بخوانید:
«ابتسام الکِتبی» رئیس «مرکز سیاست امارات»، میگوید چهبسا واشینگتن با متوقف کردن جنگ بدون حلوفصل مسائلی که در وهلهی اول باعث ایجاد آن شده بودند، کاری کرده باشد که هرمز از یک نقطهی ضعف [جهان در مقابل ایران] به یک اهرم دائمی فشار در دست تهران تبدیل شود. مقامات کشورهای حاشیهی خلیج [فارس] نگرانند که این جنگ با نشان دادن توانایی ایران در شکلدهی به رویدادهای پیرامون تنگهی هرمز، نقطهی قوتی به دست جمهوری اسلامی داده باشد که تهران حتی در ازای لغو تحریمها یا پیشرفت در پروندهی هستهایش نیز تمایلی به از دست دادن آن نداشته باشد. الکتبی معتقد است: «[ایرانیها] دارند گوش آمریکاییها و همه را میپیچند. اکنون که این گنج هرمز را پیدا کردهاند، آن را رها نخواهند کرد.» تحلیلگران میگویند واشینگتن احتمالاً مجبور خواهد شد بازگشایی تنگه را تحت شرایطی بپذیرد که عمدتاً توسط تهران دیکته میشوند. از نظر ایر «هیچکس پیروز نخواهد شد، اما ایران کمتر از آمریکا شکست خواهد خورد.»
نمایی از مراسم اقامهی نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای، در مصلای امام خمینی و خیابانهای اطراف آن. حضور تاریخی مردم در بدرقهی رهبر شهیدشان اکنون به کارت قدرتمندی در سیاست خارجی ایران تبدیل شده است که مسئولین موظفند آن را به نفع ملت و جمهوری اسلامی ایران نقد کنند. (+)
در همینباره بخوانید:
›› نیویورکتایمز: تهران اکنون اهرمهایی دارد که پیش از جنگ نداشت
















