پس از شکست سنگین تیم ملی فوتبال آمریکا در مرحله یکهشتم نهایی جامجهانی ۲۰۲۶ مقابل بلژیک، واکنش عجیب و غیرمنتظره صفحه رسمی تیم ملی ایران در فضای مجازی، با انتشار یک استوری مقایسهای که در آن به زبانی طنزآمیز به ناکامی حریف کنایه زده شده بود، توجه بسیاری از محافل رسانهای را به خود جلب کرد. این اقدام که به نظر میرسید تلاشی برای قالب کردن ناکامی حریف به عنوان یک دستاورد برای کادرفنی خودی است، پرسشهای جدیای را درباره رویکرد فدراسیون فوتبال ایران و معنای واقعی کریخوانی در فوتبال مطرح میکند.
ساعاتی پس از پایان بازی آمریکا و بلژیک، صفحه رسمی تیمملی ایران در اینستاگرام، استوریای را منتشر کرد که دو تصویر را کنار هم قرار داده بود: تصویری از نتیجه تساوی صفر-صفر تیمملی ایران مقابل بلژیک در مرحله گروهی و تصویری دیگر از نتیجه شکست چهار-یک آمریکا مقابل بلژیک در مرحله یکهشتم نهایی. در این قاب جنجالی، جمله انگلیسی «!Dance with me» و معادل فارسی آن «جهان با من برقص» به چشم میخورد.
این حرکت، در نگاه اول، ممکن است به عنوان یک پاتک مجازی به حواشی اداری و لجستیکی میزبان جامجهانی (از جمله کارشکنی در صدور ویزا و محدودیتهای حرکتی کاروان ایران) یا واکنشی به مداخله مستقیم سیاست در فوتبال (مانند فشار دونالد ترامپ به جیانی اینفانتینو) تعبیر شود. اما با بررسی دقیقتر، بوی یک تصمیم احساسی عجیب نیز از این اقدام به مشام میرسد که نهتنها به اعتبار فوتبال ایران لطمه میزند، بلکه نشاندهنده عدم درک صحیح از مفهوم رقابت و دستاورد در ورزش است.
عدم درک از مفهوم دستاورد
کریخوانی در مرام فوتبال، متعلق به تیمهایی است که دستاوردی بزرگ نظیر قهرمانی، صعود به مراحل بالا یا بردی پرگل را کسب کردهاند. واقعیت تلخ ریاضی به ما میگوید که ایران با بلژیک مساوی کرد و حذف شد؛ آمریکا نیز به بلژیک باخت و حذف شد. در هر دو حالت، هر دو تیم چمدانهایشان را بستهاند و از دور رقابتها کنار رفتهاند. تفاوت صفر-صفر و ۴-یک چه ارزشی دارد وقتی هیچکدام از این دو تیم در جدول حضور ندارند؟ این یعنی ما با «فرمول چطور باختن» برای حریف شمشیر میکشیم، که خود نشانهای از ضعف و ناکامی است.
سقف آرزوهای حداقلی
وقتی صفحه رسمی یک فدراسیون که نماد آبرو و عیار فوتبال یک مملکت است، برای یک تساوی بدون گل پایکوبی میکند، در واقع به مخاطب خود سیگنال میدهد که «سقف آرزوهای ما همین مساوی خنثی است و آن را فتحالفتوح میدانیم!» تیمی که ادعای پادشاهی آسیا و صعود به مراحل بالای جهان را دارد، نباید برای پنهان کردن ناکامی صعود نکردنش، پشت ماتریکس باخت دیگران پنهان شود. اگر ایران بلژیک را برده بود، این کری مشروعیت داشت، اما نه با این فرمول.
مقایسه بدون منطق
اگر منصف باشیم، آمریکا با تمام حواشی سیاسیاش، تا مرحله حذفی بالا آمد، اما تیم ما با وجود آن تساوی، باز هم در مرحله گروهی حذف شد و به خانه برگشت. کدام عقل سلیمی با این ترازنامه کری میخواند؟ این حرکت یعنی برای یک دستاورد حداقلی آنقدر ذوقزده میشویم که یادمان میرود خودمان هم اوت شدهایم!
فوتبال ایران با تمام محدودیتها، ستارههای باکیفیتی دارد و میتواند روی نسل آیندهاش حساب کند. کریخوانی با تفکر «مساوی»، تنها یک چیز را ثابت میکند، ما همچنان از اعتمادبهنفس واقعی و هویت تهاجمی بیبهرهایم و برای لاپوشانی کارنامه خالی خود، به تحقیر نتایج دیگران پناه میبریم. اینگونه اقدامات، به جای ارتقای جایگاه فوتبال ایران، آن را در سطح تفکری حداقلی و احساسی نگه میدارد و از پتانسیلهای واقعی این ورزش در کشور غافل میماند.