به گزارش خبرنگار مهر، بازار نقل و انتقالات فوتبال ایران هنوز به طور رسمی وارد روزهای داغ خود نشده اما برخی جابهجاییها از ماهها قبل نهایی شدهاند. انتقالهایی که حالا پرسشهای متعددی را درباره نحوه عقد قراردادها و شیوه درآمدزایی برخی باشگاهها ایجاد کرده است.
بررسی برخی پروندههای نقل و انتقالاتی نشان میدهد تعدادی از بازیکنان لیگ برتری و حتی لیگ یکی، پیش از آغاز رسمی فصل جابهجاییها با تیمهای جدید قرارداد امضا کردهاند. اتفاقی که در ظاهر طبیعی به نظر میرسد اما جزئیات برخی از این انتقالها، ابهاماتی را به همراه داشته است.
در برخی موارد، باشگاه مقصد مبالغ قابل توجهی را برای دریافت رضایتنامه بازیکنان پرداخت کرده است؛ ارقامی که گفته میشود در بعضی پروندهها به دهها میلیارد تومان نیز رسیده است. با این حال، آنچه در اسناد رسمی ثبت شده با مبالغ واقعی مطرح شده در مذاکرات تفاوتهایی دارد و همین مسئله، شائبههایی را درباره نحوه تنظیم قراردادها به وجود آورده است.

موضوع زمانی عجیبتر میشود که برخی بازیکنانی که به یک باشگاه جدید منتقل شدهاند و اصلا قرار نیست حتی یک مسابقه برای آن تیم انجام دهند. در این الگو، بازیکن از باشگاه نخست جدا میشود و به باشگاه دوم میرود اما پیش از آغاز فصل یا در فاصله کوتاهی بعد از آن، راهی باشگاه سومی میشود.
در چنین شرایطی، باشگاه دوم که حتی یک دقیقه از توانایی فنی بازیکن استفاده نکرده، از محل انتقال او به تیم سوم سود مالی قابل توجهی به دست میآورد. موضوعی که از نگاه بسیاری از کارشناسان، استفاده از خلأهای موجود در مقررات نقل و انتقالات محسوب میشود.
به بیان ساده، بازیکنی که تحت قرارداد باشگاه «الف» قرار داشته، به باشگاه «ب» منتقل میشود اما برنامهای برای حضور در ترکیب این تیم ندارد. سپس با پیشنهادی بهتر راهی باشگاه «ج» میشود و درآمد حاصل از این انتقال نصیب باشگاه «ب» خواهد شد؛ باشگاهی که تنها نقش واسطه را در این فرآیند ایفا کرده است.
این الگوی جدید باعث شده برخی باشگاهها عملاً به مراکز واسطهگری در نقل و انتقالات تبدیل شوند؛ روندی که اگرچه ممکن است با متن برخی مقررات مغایرت مستقیم نداشته باشد اما با فلسفه اصلی نقل و انتقالات حرفهای فاصله دارد.
شاید وقت آن رسیده که سازمان لیگ و کمیته تعیین وضعیت باید نسبت به این نوع جابهجاییها حساسیت بیشتری نشان دهند چرا که در صورت گسترش این رویه، نقل و انتقال بازیکنان از یک فرآیند فنی و ورزشی به یک چرخه اقتصادی و واسطهای تبدیل خواهد شد.
سوالی که اکنون مطرح میشود این است که آیا قوانین فعلی فوتبال ایران توانایی مقابله با چنین مدلهایی را دارد یا باشگاهها با استفاده از خلأهای موجود، مسیر تازهای برای کسب درآمد از بازار نقل و انتقالات پیدا کردهاند.
پاسخ به این پرسش شاید در ماههای آینده و با بررسی دقیق برخی پروندههای نقل و انتقالاتی مشخص شود؛ پروندههایی که میتوانند ابعاد تازهای از اقتصاد پنهان فوتبال ایران را آشکار کنند.










