الصّلاه الصّلاه، ای خیل دلدادگان کوی جانان؛ الصّلاه ای دیدگان بارانی و دلهای داغدیده در کوچهپسکوچههایِ فراق، این آخرین نماز در کنار رهبرتان است، اصلاه اصلاه.
پروردگارا، امروز این رهبر شهید و این سرو ایستاده را به دستان رحمانی تو میسپاریم. شهادت میدهیم که در همه سالیان همنشینی، جز جلوههای ایمان و آینه فضیلت از او ندیدیم و گوش جانمان جز ندایِ حقطلبی از او نشنید.
ساعت به وقت هشت صبح، طنین الله اکبر در همه خیابان های منتهی به مصلای تهران پیچید؛ گویی آسمان نیز با ما همنوا شد. او، رهبر ما، اکنون پیچیده در پرنیان سرخ، سفید و سبز وطن، آخرین سفر زمینی خویش را آغاز کرده است. در این انبوه جمعیت، هر نگاهی که بر پیکرش میافتد، گواهی میدهد که نیکی، تنها میراثی بود که او از خود به جای گذاشت.
الله اکبر؛ ای پروردگار بخشنده، ما بندگان گنهکار، چشم به کرم تو داریم. ما که عمری دل در گروی مهر این رهبر داشتیم و اکنون در ماتم جانکاه دوریاش، سینههایمان مالامال از زخم است؛ تو را به پاکی او، ما را ببخشای.
الله اکبر؛ خدایا، اینک ما ماندهایم و بار سنگین نبودن «پدر». ما که در دفاع از آرمانهای بلند انقلاب، تکیهگاه خویش را از دست دادیم. پروردگارا، این پرچمدار عزیز را با اکرام به سوی خود بپذیر.
الله اکبر؛ ای آفریدگار عالمین، بر ما رحم آر که در این روزهای سخت پس از «رهبر شهید»، تاب دوری او بر جانمان دشوار است. اگر در ایام حضورش، چنان که باید قدردان حضور و وجودش نبودیم، به کرمت بر ما ببخش؛ همان فضیلتهایی که دیدیم و همان نجواهایی که شنیدیم جز نیکی نبود.
امروز، چهاردهم تیرماه، هنگامه به پا خواستن نماز است، نماز بر پیکر شهیدی عزیز. آیتالله سبحانی در سکوتی که تنها صدای بال فرشتگان در آن به گوش میرسد، نماز وداع را اقامه کرد؛ نه تنها بر پیکر او، که بر همه خانواده شهید انقلاب. چه وعده شیرینی است که هر آنکس که در راه حق قدم نهاد و به مقام شهادت رسید، جاودانه است؛ جسمش اگر چه در خاک آرام میگیرد، اما روح بلندش همواره بر سر این سرزمین سایهافکن است و دعایش بدرقه راه ما.
پروردگارا، این مرد که همواره از شهادت سخن میگفت، از شهادت مینوشت و در هر نماز، شهادت را از تو طلب میکرد، امروز با ردای گلگون شهادت به میهمانی تو میآید. ما شهادت میدهیم که او از قبیله نور بود و جز نیکی، طریقی نمیشناخت.
خدایا، او برای ما تنها یک رهبر نبود؛ پدری بود برای خانواده بزرگ ایران، پناهگاهی در طوفانها، سایهای گسترده بر سر این مرز و بوم و سپری سترگ در برابر بدخواهان. اینک او با این لباس سپید شهادت، به محضر قدسی تو میشتابد.
این نماز، نماز عهد است؛ نه تنها بر پیکر این رادمرد، که بر پیکر آن طفل خردسال خانوادهاش نیز میخوانیم؛ همان غنچه نورسی که هنوز از کشاکش دنیا بیخبر بود، هنوز نمی دانست جنگ یعنی چه؟ حتی نمیدانست پدربزرگش، پدر همه ملت ایران است، اما گویی مقدر بود که همپای باغبان خویش، در این بهار شهادت، پرواز را بیاموزد.
و اینک ما، این جماعت بیشمار که عددش جز در شمار پروردگار نگنجد، به حق شهادت میدهیم که از این خاندان و از این پدر شهید، جز خیر و صلاح ندیدیم و نشنیدیم. شهادت میدهیم که او در راه میهن و آرمانهای خویش، از جان عزیز خود گذشت و مظلومانه به دست شقیترین انسانها، به ملکوت اعلی عروج کرد.








