او به معنای اخص کلمه مرزبان اقالیم قبله بود. جهان اسلام گرفتار در دایره ترس و تفرقه ، شاهد ظهور مردی بود که یکتاپرستی را نه در شعار که در عمل و دفاع از مظلومان را نه به زبان سیاست و بیانیه، بلکه در میدان نبرد نشان داد.
سران ممالک اسلامی که سالها به ریسمان ترس و وابستگی به قدرتهای دنیوی آویزان بودند در حیات خفتبار خود دیدند که مردم کشورهای عربی با مشاهده نور موشکهای ایران در آسمان، نام او را صدا میزدند.
آنان باید میمردند وقتی شنیدند آن کودک فلسطینی با مشاهده موشک ایرانی با اشک و ناله به یگانه پیشوای حامی مظلومان ادای احترام میکرد.
صاحبان امنیت اجارهای، رفیق قافله و شریک دزد، که سالها چشمشان را به روی قتل و عام همکیشان عرب خود بستند باید جان میدادند وقتی مبارزان ضد صهیونیستی تنها نام او را صدا می زنند و از او یاری میخواهند.
حکام مومن به بتهای دست ساز قدرتهای دنیوی، باورشان نمیشد که وارث ایرانی ذوالفقار، ضربتی چنان مهلک به فرقه صهیون بزند که طنین صدای آن کاخ سفید را بلرزاند.
حالا جهان اسلام به باور رسید که مومنان به بتهای قریشی و اسلاف ابوسفیان و معاویه، مرد میدان های سخت نیستند، تنها هنر آنان رقص شمشیر زیر پای بتهایی است که ارمغان آن برای امت اسلامی، جز فلاکت و شوربختی نیست.
خامنه ای اجر شهامت، دینداری، ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از مرزهای اسلام و مسلمانان را با شهادت گرفت. او حالا ستاره ای است در آسمان آزادگی و شرافت، تا راهنما باشد برای آنانی که مومن به آزادگی و مبارزه در راه خدا هستند.











