سینما ۱۲۰: تاریخ را نمیتوان مخدوش کرد و نمیتوان نادیده گرفت. اینجا صحبت از سینمای ایران است که در دهه چهل و پنجاه شکل گرفت و جدا از هر نقد و نظری نسبت به کیفیت آثار، نمیتوان منکر محبوبیت ستارههای آن شد. انقلاب ۵۷ در پی تغییر بود و خیلی از بازیگران ممنوعالکار شدند. بعضی از آنها در ایران ماندند و برخی رفتند و از این جمع بعضیها بار دیگر فرصت حضور مقابل دوربین بهدست آوردند. در ادامه نگاهی داریم به سرنوشت بازیگران پس از سالها دوری؛ بهانه گزارش اکران آنلاین «هایکپی» است که مرتضی عقیلی یکی از نقشهای اصلی را برعهده دارد.

در دهه ۵۰ جزو بازیگران پرکار بود و چهار فیلم هم کارگردانی کرد. از آثار معروف او میتوان به «تپلی» و «زیر پوست شب» اشاره کرد. مرتضی عقیلی بعد از انقلاب اجازه فعالیت نداشت و چمدان را بست و رفت. او چند نمایش در خارج از ایران روی صحنه برد و با شبکههای فارسیزبان نیز همکاریهایی داشت. این بازیگر اواخر دهه نود به کشور بازگشت و یک تئاتر بازی کرد و درنهایت ایفاگر یکی از نقشهای اصلی فیلم «هایکپی» شد. مرتضی عقیلی «جَنم» بازیگری دارد و تلاش او در قوام دادن دو شخصیت در این اثر سینمایی مشهود است. حیف که فیلم دارای کیفیت نیست و امیدواریم بهزودی عقیلی را در اثری درخور ملاقات کنیم.

نماد مردان «لوطیمسلک» بود؛ با آن کلاه مخملی، پیراهن سفید، دستمال ابریشم یزدی و ابروهای بالا و نگاه نافذ. ناصر ملکمطیعی جزو رکودداران بازیگری است و چندین بار هم پشت دوربین ایستاده. در کارنامهاش فیلم ضعیف دیده میشود؛ اما شاهنقش هم زیاد دارد؛ از «قیصر» و «طوقی» تا «قلندر» و «سلطان صاحبقران» و… ملک مطیعی با پذیرش بازی در «برزخیها» در سال ۶۱ خواست حسننیت خود را اثبات کند. فیلم اما توقیف شد و او ممنوعالکار. تلاشها برای بازگشت او به بازیگری جواب نداد؛ تا این که بعد از سی و چند سال «نقش و نگار» را پذیرفت و کاش نمیپذیرفت. فیلم دارای کیفیت نبود و بازی ملکمطیعی نشانی از آن بازیگر توانمند نداشت. اتفاق تلختر جایی است که تلویزیون جلوی پخش دو مصاحبه ضبطی با او را گرفت و در نهایت نیز غریبانه از دنیا رفت.

موفقیتش فقط بهخاطر بدن ورزیده نبود و «آنِ» بازیگری داشت. سعید راد در دهه پنجاه به شهرت رسید و فیلمهایی شاخص مثل «صادق کرده»، «تنگنا»، «خداحافظ رفیق» و… در کارنامهاش به ثبت رسید. او بعد از انقلاب و تا سال ۶۳ در ۷ فیلم حضور یافت؛ اما بعد از «عقابها» جزو ممنوعهها قرار گرفت؛ از ایران رفت و سختیهای زیادی در غربت متحمل شد. سعید راد سال ۸۱ بازگشتی قابلقبول به سینما با فیلم «دوئل» داشت. فیلم «چ» و سریالهای «در چشم باد»، «گیلدخت» و «سرزمین مادری» جزو کارهای موفق این بازیگر در دور تازه فعالیت هستند؛ اما «دل»، «گیرنده»، «ترور خاموش» و… جایی برای دفاع ندارند.

در دهه چهل و پنجاه، غرق در سینما بود و بهعنوان بازیگر و کارگردان فیلمهای زیادی را به سرانجام رساند. ایرج قادری در سینمای عامهپسند تنفس میکرد که برخی از آنها مثل «کوچه مردها» جایگاهی خوب میان مخاطبان بهدست آوردند. او سال ۶۱ «برزخیها» و «دادا» را ساخت که از پرده پایین کشیده شدند. قادری دو سال بعد «تاراج» را ساخت که فروش بالایی داشت و بعد از آن ممنوعالکار شد. او ۱۰ سال بعد یکی از بهترین فیلمهای خود یعنی «میخوام زنده بمانم» را ساخت و بازگشتی موفق به کارگردانی داشت. قادری اما اجازه بازی نداشت و این ممنوعیت با «آکواریوم» در سال ۸۴ برداشته شد. کارنامه بازیگری و کارگردانی ایرج قادری در واپسین لحظات زندگی معمولی است. او گزینه اول کارگردانی سریال «ستایش» بود که بیماری مانع شد.

فیلمهای «رضا موتوری»، «دایره مینا»، «سرایدار» به همراه سریال «دایی جان ناپلئون» نشان از توانمدی سعید کنگرانی داشت و از او چهرهای محبوب ساخت. او در دهه شصت، سه فیلم بازی کرد؛ اما در ادامه اجازه فعالیت به او داده نشد و آثاری مهم مثل فیلم «مادر» را از دست داد. کنگرانی از ایران رفت تا اینکه بعد از سالها مجوز بازی در «ازدواج به سبک ایرانی» را بهدست آورد. دوری ناخواسته از دنیای بازیگری اما کار خودش را کرد و این فیلم نتوانست خاطرات خوش گذشته را زنده کند. کنگرانی آماده نقشآفرینی در سریال خانگی «رقص روی شیشه» بود که اجل مهلت نداد و البته این پروژه بعد از چند قسمت ناتمام ماند.

محمد متوسلانی در دهه ۴۰ به همراه منصور سپهرنیا و گرشا رئوفی گروه سه نفره کمدی را تشکیل دادند که طرفداران بسیاری پیدا کرد. آنها حضوری فعال در سینما نیز داشتند که از سال ۵۳ متوسانی با ساخت فیلم «سازش» از این گروه کناره گرفت. سپهرنیا بعد از انقلاب ممنوعالکار شد و حالا در خارج از کشور است. رئوفی بعد از «عصیانگران» در دهه ۶۰ به مدت ۱۰ سال اجازه کار نداشت و قفل ممنوعیت با «دو نیمه سیب» شکسته شد. او در ادامه فیلمهای زیادی بازی نکرد که آخرینش «دختر ایرونی» بود. متوسلانی تا سال ۷۳ مجوز بازی بهدست نیاورد تا اینکه نوبت به فیلم نهچندان خوب «دل و دشنه» رسید. البته او در مقام کارگردان کار میکرد که شاخصترین آن «کفشهای میرزا نوروز» است.

ماجرای محمد مطیع تفاوتی محسوس با دیگر بازیگران دارد. او ممنوعالکار نشد و خودش به نشانه اعتراض علیه وضع کشور، ایران را ترک کرد. مطیع چهره فعال تئاتر و سینما در اواخر دهه چهل و نیز دهه پنجاه بود و موفقیتش در دهه شصت با «هزاردستان»، «سلطان و شبان»، «امیرکبیر» و «کوچک جنگلی» تداوم یافت.

او سالها در سوئد زندگی کرد و سال ۸۷ دوباره بازیگری در ایران را پی گرفت؛ اما موفقیتهای پیشین تکرار نشد. سریال «عمارت فرنگی» اولین کار محمد مطیع در دور تازه بود که ویژگی لازم برای عرضاندام این بازیگر را نداشت.