جعفر حقپناه در نشست مجازی هسته سیاست خارجی چند همسایگی دانشگاه فردوسی مشهد، به آسیبشناسی سیاست همسایگی ایران در حوزه شرق پرداخت و اظهار کرد: هر کشوری در مقاطع مختلف خودش بنابر مقتضیات تصمیمگیری، الگوهای متفاوت سیاست خارجی را دنبال میکند. این امر در حوزه سیاست خارجی ما نسبت به شرق کشور هم صدق میکند که آمیزهای از تداوم و تغییر در آن مشاهده میشود. از آنجایی که همسایگان قابلیت جابجایی ندارند و جبر جغرافیایی آنها را کنار یکدیگر قرار میدهد، نوعی تداوم در قبال سیاست خارجی کشور نسبت به کشورهای همسایه وجود دارد. پیوستگی جمعیتی، فرهنگی، قومی و زبانی در همین راستا قرار میگیرد.
وی با بیان اینکه در روابط ایران با همسایگانش وجود تفاوت در عین وابستگیها به اوج خودش میرسد، اضافه کرد: علیرغم برخی پیوستگیها، تفاوت میان کشورها نیز بسیار است. ما در منطقهای هستیم که رسوبپذیر محسوب میشود و به شدت از عوامل ساختار نظام بینالملل و مداخلات قدرتهای بزرگ فرامنطقهای تأثیر میپذیرد. ایران تحت تأثیر پویشهایی است که به لحاظ امنیتی در سه مجموعه امنیتی پیرامونی آسیای مرکزی در شمال، شبهقاره هند و جنوب آسیا و همچنین خاورمیانه بزرگ قرار دارد. برخی معتقدند که در خاورمیانه بزرگتر، افغانستان و پاکستان هم میگنجند.
این استاد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران با اشاره به اینکه چالشهای عدیدهای در برابر همه عوامل پیونددهنده تمدنی و فرهنگی بزرگ ما با کشورهای شرقی قرار گرفته، اظهار کرد: ما در شرق کشور پیوستگیهای فرهنگی و تمدنی داریم که تا الان بیش از آنکه به ارتباط و تعاملات کشورمان با این مناطق منجر شود، موجب ایجاد گرایشهای واگرایانه شده است. بسیاری از نظریهپردازان در پاکستان و افغانستان معتقدند یکی از علتهایی که مجموعه امنیتی بین ایران، پاکستان و افغانستان شکل نگرفته، همین شباهتها و پیوستگیهایی است که از طریق تاریخ به هم گره خوردهاند.
حقپناه با بیان اینکه اساسا شرق کشور از اولویتهای امنیتیمان خارج شده است، افزود: در واقع این پیوستگیها و تداومهای ژئواکونومیک، ژئوپلیتیک و ژئوکالچر در مقاطع مختلف سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران، کاملا تحت الشعاع ملاحظات ایدئولوژیک قرار گرفتند. ما در مطالعات امنیتی یک اصلی داریم که امنیت هر کشوری از مرزها و همسایگان بلافصل خودش شروع میشود. ولی آیا این امر در مورد ایران صادق است؟ به جز مورد عراق دوران جنگ، خیر.
وی ادامه داد: فقط در زمان جنگ هشت ساله بود که بنا بر وجود تهدید، شاهد قرار گرفتن کشوری مثل عراق در اولویت نخست سیاسی - امنیتی کشور بودیم. اما در مورد شرق ایران اصلا این طور نیست. با هر معیاری مقایسه کنیم، طی تمام ۴۷ سال گذشته هزینهها، تهدیدها و چالشهایی که افغانستان برای ایران ایجاد کرده به مراتب حتی از عراق بیشتر بوده است، چه برسد به رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی حوزه شامات، خلیجفارس و خاورمیانه بزرگ. این در قیاس با اولویتبندیهای سیاست خارجی کشور کاملا متفاوت است.
این استاد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران با بیان اینکه برای ما همسایه موثری همچون افغانستان اولویتی بیشتر از چهارم نداشته، گفت: این اولویت نیز از منظر تهدیدمحور و با در نظر گرفتن مولفههایی بود که اتفاقا از چشم همسایه دیده نمیشده است. ما دچار آمریکازدگی در سیاستهای همسایگیمان در قبال افغانستان شدهایم. افغانستان فقط در یک مقطع خاص ۲۰۲۱ آن هم به دلیل حضور آمریکا در این کشور برجسته شد و به محض خروج آمریکا رنگ باخت. لذا سیاستهای ما تابعی از همسایگی نیست، بلکه نگرانی از این انگاره است که آیا این کشور مجددا پایگاه آمریکا خواهد شد؟
حقپناه با بیان اینکه سایر مولفههای همسایگی ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر با افغانستان در اولویتهای پایینتری قرار گرفته، اظهار کرد: در مورد پاکستان وضعیت اسفناکتر است. این کشور پرجمعیتترین همسایه ما است. اما آمار روابط تجاری، فرهنگی، مراودات سیاسی و بازدید مقامات دو کشور نسبت به مولفههای همبستگیمان ناچیز است. صرف نظر از دو ماه گذشته که پاکستان نقش میانجی را ایفا کرده، اصلا ملاقاتی در سطح نخبگان عالی رتبه وجود ندارد.
وی با بیان اینکه ما حتی با ترکیه که مسیر تنفسی ما در دوران تحریمهاست مناسبات گستردهای نداشتهایم، گفت: سال گذشته روابط ایران و ترکیه فقط ۳۰ میلیارد دلار هدفگذاری شده بود. در مورد افغانستان به ۳ میلیارد دلار میرسد، در حالیکه همیشه گفته شده ظرفیت این رابطه بالای ۲۰ میلیارد دلار است. لذا از منظر آسیبشناسی سیاستهای همسایگی، باید در نظر گرفت اساسا این کشورها چگونه دیده میشوند؟ چقدر ملاحظات هویتی و ایدئولوژیک بر روابط ما با این کشورها موثر است؟ و در نهایت چقدر تداوم و تغییر رقم میخورد؟
این استاد مطالعات منطقهای دانشگاه تهران فقدان اجماع نخبگان در حوزه سیاست خارجی را دلیل فاصلههای عمیق با دو کشور افغانستان و پاکستان دانست و بیان کرد: در سطح حاکمیت، دو نگاه کاملا متفاوت نسبت به افغانستان وجود دارد؛ یک گروه بر این عقیده است که اساسا نباید به سمت شناسایی طالبان رفت و برعکس گروه دیگر برآنند که به هر حال ما باید به سمت شناسایی حرکت کنیم. در مورد پاکستان نیز عدهای معتقدند که ما میتوانیم پیوندهای راهبردی با این کشور داشته باشیم و عدهای میگویند اصلا نباید به اسلامآباد اعتماد کرد.
حقپناه با بیان اینکه متاسفانه در عامه مردم هم همین نگاه دوگانه حاکم است، اضافه کرد: علاوه بر این، نوعی گسست میان دولت-ملت در این حوزه ایجاد شده است. در لهستان، اوکراین و بلاروس که هیچ نسبتی با این همسایگان ما ندارند، مرکز مطالعات افغانستان دایر است، اما ما هیچ مرکز مطالعاتی در ارتباط با این کشورها نداریم. این فقر شناختی نهایتا باعث میشود سیاست اصولی مدون و منسجم در قبال این کشورها نداشته باشیم. مقامات حاکمیتی هم به اندازهای درگیر مسائل روزمره هستند که توان رسیدگی به چنین اموری ندارند.
انتهای پیام












