در دهههای گذشته، استادکاران قفلساز در شهرهای مختلف، با استفاده از مفتولهای آهن و فولاد، آثاری تولید میکردند که مرز میان صنعت و هنر را از بین برده بود. قفلهایی که با طرحهای نمادین حیواناتی مانند شیر، مرغ یا ماهی ساخته میشدند، تنها برای بستن درب خانهها یا صندوقچهها نبودند؛ بلکه در باور عامه، نمادی برای دفع چشمزخم و حفاظت معنوی از داراییها به شمار میرفتند. با این حال، ورود یراقآلات ارزانقیمت خارجی و تغییر ساختار خانهها و جایگزینی صندوقهای چوبی با کمدهای فلزی مدرن، بازار کار این پیشهوران را از رونق انداخت.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه، با اشاره به جایگاه هنر قفلسازی سنتی در تاریخ صنایعدستی خراسان رضوی، اظهار کرد: امروز دیگر خبری از قفلسازی سنتی به عنوان یکی از مشاغل و صنایعدستی اصیل و هویتبخش، نیست.
جواد روشندل، در گفت و گو با ایسنا بیان کرد: این هنر که روزگاری نه تنها به عنوان یک ابزار ایمنی، بلکه به عنوان نمادی از ذوق و مهارت صنعتگران خراسانی شناخته میشد، اکنون جای خود را به ابزارهای صنعتی و تولیدات انبوه ماشینی و وارداتی داده است.
وی با تأکید بر اینکه قفلسازی در خراسان رضوی پیوندی ناگسستنی با سبک زندگی معیشتی قدیم داشته، افزود: اگر به کارگاههای قدیمی در دهههای گذشته نگاه کنیم، درمییابیم که استادکاران قفلساز چگونه با استفاده از مفتولهای آهن و فولاد و با بهرهگیری از ابزارهای دستی ساده اما کارآمد، آثاری تولید میکردند که علاوه بر امنیت، جنبههای تزئینی و آیینی داشتند.
روشندل در خصوص علل منسوخ شدن این حرفه بیان کرد: اصلیترین عامل افول این هنر، ورود بیرویه محصولات صنعتی و یراقآلات وارداتی است که با قیمتی ارزانتر و ظاهری فریبنده، نیازهای بازار را اشباع کردند و تولیدکنندگان سنتی که قادر به رقابت با سرعت تولید ماشین نبودند، به تدریج کارگاههای خود را تعطیل کردند.

وی افزود: از سوی دیگر، تغییر در معماری خانهها و جایگزینی صندوقچههای چوبی با کمدها و گاوصندوقهای مدرن، عملاً کارکرد اجتماعی قفلهای سنتی را از بین برد.
این پژوهشگر فرهنگ عامه با ابراز تأسف از اینکه در این فرآیند، دانش استادکاران قدیمی نیز به دست فراموشی سپرده شده است، اظهار کرد: متأسفانه انتقال نسل در این حرفه صورت نگرفته و جوانان به دلیل عدم توجیه اقتصادی و دشواریهای کار با فلز، علاقهای به یادگیری این مهارت دشوار و طاقتفرسا ندارند.
وی در ادامه به اهمیت ثبت و ضبط فنون این حرفه اشاره کرد و گفت: قفلسازی سنتی تنها یک پیشه نبوده، بلکه مجموعهای از فنون ریختهگری، سوهانکاری، پرداختکاری و در برخی موارد قلمزنی و طلاکوبی بوده است.
روشندل اظهار کرد: عدم توجه به مستندسازی این فرآیندها باعث شده که امروز تنها نمونههای اندکی از این قفلها در موزهها یا کلکسیونهای شخصی باقی مانده باشد و نسل امروز هیچ شناختی از پیچیدگیهای ساخت یک قفل سنتی که تنها با یک کلید خاص باز میشد، نداشته باشد.
وی بیان کرد: در قدیم، قفلسازان از جایگاه اجتماعی ویژهای برخوردار بودند؛ چرا که آنان حافظ اموال و حریم خصوصی مردم بودند و اعتماد مردم به آنان، رابطهای مبتنی بر اخلاق حرفهای را شکل داده بود که متأسفانه امروزه کمتر در روابط بازار مشاهده میشود.
این پژوهشگر فرهنگ عامه با تصریح بر اینکه هنوز فرصت کوتاهی برای احیای برخی ابعاد این هنر باقی است، اظهار کرد: احیای قفلسازی سنتی نباید صرفاً با نگاه به کارکرد امنیتی آن باشد، بلکه باید به عنوان یک صنایعدستی فاخر به آن نگریست.
وی پیشنهاد کرد: سازمانهای میراث فرهنگی و صنایعدستی باید با شناسایی معدود استادکاران باقی مانده، نسبت به برگزاری کارگاههای آموزشی و مستندسازی تصویری از مهارتهای آنان اقدام کنند تا این دانش پیش از آنکه آخرین بازماندگان این حرفه از میان بروند، به آیندگان منتقل شود.

روشندل گفت: میتوان این قفلها را به عنوان قطعات هنری و دکوری با رویکرد جدید تولید کرد تا همچنان جایگاهی در بازار صنایعدستی داشته باشند.
وی با تأکید بر اینکه هویت فرهنگی یک منطقه در گرو حفظ مشاغل بومی آن است، افزود: منسوخ شدن قفلسازی سنتی به معنای از دست دادن بخشی از تاریخِ طراحیِ صنعتی در خراسان است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه اظهار کرد: نباید اجازه دهیم این هنر در غبار تاریخ دفن شود؛ چرا که قفلسازی سنتی بخشی از فرهنگ مادی ماست و نادیده گرفتن آن، موجب گسست بیشتر میان نسل جوان و پیشینه تاریخیشان میشود.
وی تصریح کرد: مسئولان و نهادهای ذیربط باید با ارائه تسهیلات حمایتی و ایجاد بازارهای عرضه برای محصولات هنری و صنایعدستی، بارقههای امیدی در دل علاقهمندان به این حرفه ایجاد کنند تا شاید بتوان بخشی از این میراث ارزشمند را از منسوخ شدن کامل نجات داد و به عنوان شناسنامهای از هنر فلزکاری خراسان به آیندگان عرضه کرد.
انتهای پیام












