سرویس جهان مشرق - در حالی که ایالات متحده آمریکا پس از ماهها تنش نظامی با جمهوری اسلامی ایران، وارد مرحلهای از مذاکرات و توافق موقت (MOU) شده، نشانههای روشنی از اختلافنظر میان دو چهره کلیدی دولت دونالد ترامپ — مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور — در سیاست خارجی بهویژه در قبال ایران، لبنان و رژیم صهیونیستی مشاهده میشود.
این اختلافات که رسانههای غربی از جمله الجزیره، اتلانتیک، رویترز و تایمز و ... به آن پرداختهاند، نه تنها تصویری از سردرگمی در کاخ سفید ارائه میدهد، بلکه نشاندهنده شکافهای عمیقتر در اردوگاه جمهوریخواهان است که میتواند بر تحولات منطقه خاورمیانه تأثیر بگذارد.

مارکو روبیو، سناتور پیشین فلوریدا و وزیر امور خارجه کنونی، از چهرههای سنتی و جنگطلب جمهوریخواهان به شمار میرود. او سابقه حمایت قاطع از رژیم صهیونیستی، مخالفت شدید با توافق هستهای قبلی و تأکید بر فشار حداکثری بر ایران را دارد. او رویکردی جهانیگرا و وابسته به ائتلافهای قدیمی با متحدان منطقهای بهخصوص رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده است.
در مقابل، جیدی ونس معاون رئیسجمهور و نویسنده کتاب «هیلبیلی الیجی»، نماینده جناح انزواگرا یا معاملهگرای جدید راست آمریکایی است.
ونس پیش از این درباره هزینههای جنگهای طولانی آمریکا در منطقه غرب آسیا انتقاد کرده و بر اولویت دادن به منافع آمریکا تأکید داشته است.
او کمتر به درگیریهای مستقیم علاقه نشان میدهد و بیشتر به دنبال معاملههای کوتاهمدت اقتصادی یا امنیتی برای آمریکا است.
این تفاوت در شخصیت و تفکر، اکنون در برابر پروندههای پیچیده ایران و لبنان آشکار شده است.
جزئیات اختلافها در پرونده ایران
پس از درگیریهای نظامی اخیر میان آمریکا و ایران، دولت ترامپ یک توافق موقتی امضا کرد که شامل بازرسیهای هستهای و مسائل مربوط به تنگه هرمز میشود. ونس نقش اصلی در هدایت این مذاکرات را بر عهده داشته و لحنی نسبتاً امیدوارانه و آشتیجویانه داشته است.
او از ادامه گفتوگوهای غیر مستقیم با تهران سخن گفته و حتی پیشنهادهایی برای بازسازی با کمک کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح کرده است. ونس باور دارد که نباید ایران را بیش از اندازه تحت فشار قرار داد تا مذاکرات از بین نرود.روبیو اما رویکرد متفاوتی در پیش گرفته است.

او در سفرهای خود به کشورهای حاشیه خلیج فارس بر لزوم حفظ فشار بر ایران تأکید کرده و از تعهدات سختگیرانهتر دفاع میکند. روبیو کمتر به وعدههای بازسازی اقتصادی تمایل نشان داده و بیشتر بر جنبههای امنیتی و حمایت از رژیم صهیونیستی تمرکز دارد.
این تفاوت لحن آنقدر واضح بوده که رسانهها از «دو مسیر موازی» در سیاست آمریکا سخن میگویند: یکی مسیر دیپلماتیک و معاملهگرای ونس و دیگری مسیر فشارمحور روبیو.
لبنان و نقش رژیم صهیونیستی: نقطه اصلی تنش
یکی از مهمترین نقاط اختلاف مربوط به لبنان و حملات رژیم صهیونیستی به حزبالله است. ونس علناً برخی حملات رژیم صهیونیستی به زیرساختهای غیرنظامی در بیروت را غیرقابل قبول خوانده و هشدار داده که این اقدامات ممکن است تلاشهای دیپلماتیک آمریکا با ایران را تضعیف کند.
او تأکید کرده که رژیم صهیونیستی حق دفاع از خود را دارد اما تشدید تنشها به ضرر منافع بلندمدت آمریکاست.
روبیو در مقابل از اقدامات رژیم صهیونیستی دفاع کرده و آن را پاسخی مشروع به حملات حزبالله دانسته است. او حزبالله را بازوی مستقیم ایران در منطقه میداند و معتقد است که هر توافق با تهران باید شامل قطع حمایت ایران از این جنبشهای مقاومت باشد.

روبیو در دیدارها و اظهارات عمومی از رژیم صهیونیستی به عنوان متحد نزدیک آمریکا یاد کرده و کمتر به انتقاد از تلفات غیرنظامی پرداخته است.
این اختلاف در حالی رخ میدهد که رژیم صهیونیستی در ماههای اخیر عملیات گستردهای در لبنان انجام داده و ادعا میکند هدفش تضعیف تواناییهای نظامی حزبالله است. اما این عملیات با هزینههای انسانی و سیاسی همراه بوده و حتی داخل آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته است.
ونس با اشاره به این هزینهها تلاش کرده سیاست آمریکا را تا حدی از سیاستهای جنگطلبانه نتانیاهو جدا کند، در حالی که روبیو عملاً همسو با خط رژیم صهیونیستی عمل کرده است.
رژیم صهیونیستی: عامل تشدیدکننده شکاف
رژیم صهیونیستی در این معادلات نقش محوری دارد. نتانیاهو و دولت راستگرای آن همواره بر «تهدید وجودی» ایران و لزوم اقدام نظامی تأکید داشتهاند.
گزارشها نشان میدهد که برخی حملات رژیم صهیونیستی به لبنان گاهی بدون هماهنگی کامل با واشنگتن انجام شده و این امر باعث نارضایتی بخشی از تیم ترامپ شده است.
ونس که پیش از انتخابات نیز نسبت به درگیریهای گسترده هشدار داده بود، نگران است که سیاستهای رژیم صهیونیستی آمریکا را به جنگهای پرهزینه بکشاند. او لبنان را مرتبط اما جدا از پرونده ایران میبیند.

اما روبیو با سابقه حمایت از لابیهای حامی رژیم صهیونیستی، معتقد است که هرگونه ضعف در برابر ایران به معنای تقویت محور مقاومت شامل حزبالله، حماس و دیگر اعضای محور مقاومت است.
این شکاف نشاندهنده آن است که حتی در دولت ترامپ که به حمایت از رژیم صهیونیستی شهرت دارد، سیاست خارجی آمریکا یکپارچه نیست. رژیم صهیونیستی با بهرهبرداری از این اختلافات تلاش میکند جناح جنگطلب به رهبری روبیو را تقویت کند و از هرگونه نرمش در برابر ایران جلوگیری نماید.
پیامدها برای ایران و منطقه
برای جمهوری اسلامی ایران این اختلافها میتواند فرصتهایی ایجاد کند. نخست، نشاندهنده ضعف انسجام در تصمیمگیری واشنگتن است. وقتی دو مقام ارشد دولت ترامپ لحنهای متفاوت اتخاذ میکنند، اجرای هر توافقی با چالش مواجه میشود.
ایران میتواند از این شکاف برای چانهزنی بیشتر استفاده کند و تأکید نماید که فشارهای رژیم صهیونیستی مذاکرات را بیاثر میکند.

دوم، در لبنان، اختلاف آمریکا بر سر نقش حزبالله و آینده نیروهای مسلح لبنان میتواند به نفع محور مقاومت تمام شود. اگر ونس موفق شود رویکرد محدودکننده را پیش ببرد، احتمال کاهش تنش در مرزهای لبنان افزایش مییابد. اما اگر خط روبیو غالب شود، شاهد تشدید حمایت آمریکا از عملیات رژیم صهیونیستی خواهیم بود.
سوم، این اختلافها به رقابت انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ آمریکا مرتبط است. هر دو روبیو و ونس خود را نامزدهای بالقوه ریاستجمهوری میدانند. مواضع آنها درباره ایران و رژیم صهیونیستی میتواند پایگاه رأی آنها را در میان حامیان رژیم صهیونیستی یا جناح اولویت آمریکا شکل دهد. این رقابت داخلی ممکن است سیاست خارجی آمریکا را برای ماهها یا سالها ناپایدار نگه دارد.
این شکاف واقعی است یا مدیریتشده؟
برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند این اختلافها ساختگی یا بخشی از تقسیم کار است: ونس برای مخاطبان داخلی و مذاکره با ایران لحن نرمتری دارد و روبیو برای آرام کردن متحدان منطقهای بهویژه رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی لحن سختتری.
با این حال گزارشهایی از تنش واقعی شامل اظهارات علنی و انتقادهای ضمنی حکایت از عمق بیشتر دارد.در سطح کلان، این موضوع بازتابی از تحول در حزب جمهوریخواه است.

جناح سنتی به رهبری روبیو همچنان به سلطه جهانی و حمایت بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی باور دارد، در حالی که جناح جدید به رهبری ونس خسته از جنگهای منطقه غرب آسیا و متمرکز بر رقابت با چین هستند.
ایران در این میان به عنوان دشمن مشترک اما با اهرمهای مختلف از جمله نفت، تنگه هرمز و نیروهای متحد خود (محور مقاومت) در منطقه عمل میکند.
رژیم صهیونیستی از این وضعیت بهره میبرد. نتانیاهو با لابیگری در کنگره و رسانهها تلاش دارد خط سخت روبیو را تقویت کند. اما اگر ونس موفق شود ترامپ را متقاعد کند که هزینههای حمایت بیقیدوشرط از رژیم صهیونیستی بالاست، ممکن است شاهد تعدیلهایی در سیاست حمایتهای بی چون و چرای آمریکا از تلآویو باشیم.










