وسعت جنگلهای هیرکانی حدود ۱.۹ میلیون هکتار برآورد شده و بیش از ۸۰ گونه درختی و درختچهای را در خود جای دادهاند؛ گونههایی نظیر راش، بلوط، ممرز، افرا پلت، افرا شیردار، نمدار، بارانک، گیلاس وحشی و بسیاری دیگر که هر یک بخشیاز هویت اکولوژیک این رویشگاه کمنظیر را تشکیل میدهند.
ورود مدیریت علمی به عرصه جنگلهای شمال کشور، در قالب تهیه و اجرای طرحهایجنگلداری، به اواخر دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ بازمیگردد. در سال ۱۳۳۸ قانونی به تصویب رسید که بر اساس آن، تمامی برنامههای اجرایی، فنی و بهرهبرداری در جنگلهای شمال صرفاً در قالب طرحهای جنگلداری مصوب و با تأیید شورای عالیجنگل، مرتع و خاک ـ بهعنوان عالیترین مرجع علمی سازمان جنگلها و مراتع کشور ـ امکانپذیر شد.
در پی اجرای این قانون، بخش وسیعی از جنگلهای شمال تحت پوشش طرحهایجنگلداری قرار گرفت و در برخی مناطق، اجرای این طرحها بیش از سه تا چهار دهه تداوم یافت. در این طرحها تلاش میشد مأموریتهای اصلی سازمان جنگلها و مراتع کشور، شامل حفظ، احیا، توسعه و بهرهبرداری اصولی، به شکلی متوازن مورد توجه قرار گیرد.
گرچه در اجرای طرحهای جنگلداری ایراداتی نیز وجود داشت ـ از جمله تمرکز برداشت بهجای برداشت پراکنده ـ اما این طرحها تجارب ارزشمندی را برای کشور، سازمان جنگلها و جامعه کارشناسی و تخصصی منابع طبیعی به همراه داشت.
در اواسط دهه ۱۳۹۰، نگرانیهایی درباره بهرهبرداری بیرویه از جنگلهای شمال در میان برخی متخصصان و کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست مطرح شد. البته باید توجه داشت که در سالهای ابتدایی اجرای طرحهای جنگلداری، میزان برداشت سالانه چوب حدود ۲ تا ۳.۵ میلیون مترمکعب بود، اما این میزان در اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰، با سیاستهای اتخاذشده از سوی سازمان جنگلها و مراتع کشور، روندی کاهشی پیدا کرد؛ بهگونهای که در سالهای پایانی اجرای طرحها، میزانبرداشت به کمتر از ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار مترمکعب در سال رسید.
سرانجام در سال ۱۳۹۶، علیرغم مخالفت جمع قابل توجهی از متخصصان، پژوهشگران و کارشناسان حوزه منابع طبیعی، قانونی در مجلس شورای اسلامی به تصویبرسید که بر اساس آن، اجرای طرح موسوم به «تنفس جنگل» به مدت ده سال در جنگلهای شمال کشور آغاز و هرگونه بهرهبرداری ممنوع شد؛ قانونی که همچنان نیزپابرجاست.
بر اساس این قانون مقرر شد سازمان برنامه و بودجه کشور اعتبارات لازم را برایحفاظت از عرصههای جنگلی شمال و اجرای عملیات فنی مورد نیاز، در اختیارسازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور قرار دهد. با این حال، بررسی اعتبارات سالهای اجرای طرح تنفس نشان میدهد که اعتبارات تخصیصیافته همواره فاصلهایمعنادار با نیاز واقعی این بخش داشته است؛ بهگونهای که در برخی موارد حتیپرداخت حقوق نیروهای حفاظتی با چندین ماه تأخیر انجام شده است. طبیعیاست که در چنین شرایطی، انگیزه و تابآوری نیروهای حفاظتی در انجام وظایفخطیر خود با آسیب جدی مواجه شود.
از سوی دیگر، افزایش شدید قیمت چوب و فرآوردههای چوبی، قاچاق چوب را در جنگلهای شمال گسترش داده است. واقعیت آن است که علیرغم ممنوعیت رسمیبهرهبرداری، چوب گونههای مختلف جنگلی همچنان به وفور در بازار و کارگاههای مرتبط مشاهده میشود. افزایش قیمت چوب، در کنار تضعیف ساختار حفاظتی سازمان منابع طبیعی از نظر اعتبارات و نیروی انسانی، سبب شده روند حفاظت از جنگلها با چالشهای جدی روبهرو شود. افزون بر این، جرایم و مجازاتهای تعیینشده برایقاچاق چوب نیز تناسبی با ارزش اقتصادی تخلفات انجامشده ندارد.
یکی دیگر از زیرساختهای اساسی در طرحهای جنگلداری، شبکه جادههای جنگلیاست که طی سالهای گذشته در مناطق مختلف جنگلهای شمال احداث شدهاند. اینجادهها برای اجرای عملیات مختلف جنگلداری، از جمله برداشت چوب، جنگلکاری،عملیات اصلاحی و پرورشی، اطفای حریق و دسترسی سریع به عرصههای جنگلی،نقشی حیاتی ایفا میکنند.
شاخص تراکم جاده ـ که بر حسب متر جاده در هکتار بیان میشود ـ در کشورهایپیشرو در حوزه جنگلداری نظیر فرانسه، آلمان، اتریش و بلژیک، به حدود ۴۰ تا ۵۰ متر در هکتار میرسد. این در حالی است که تراکم جاده در جنگلهای هیرکانی، حتیدر مناطق دارای طرح جنگلداری، کمتر از ۹ تا ۱۰ متر در هکتار بوده است.
متأسفانه در سالهای اجرای طرح تنفس، به دلیل کمبود اعتبارات، بخش قابل توجهی از جادههای جنگلی مستهلک یا از چرخه بهرهبرداری خارج شدهاند و بسیاری دیگر نیزبه دلیل نبود نگهداری مناسب، وضعیت مطلوبی ندارند. اهمیت این موضوع در زمان وقوع آتشسوزیها بهخوبی نمایان میشود؛ بهطوری که نبود دسترسی مناسب، عملیات اطفای حریق را با دشواری و تأخیر مواجه میسازد. نمونه آن، آتشسوزیهای جنگلهای منطقه الیت در چالوس بود که به دلیل نبود شبکه جادهای مناسب، عملیاتمهار آن بیش از یک هفته به طول انجامید و بخش قابل توجهی از عرصههای جنگلیمنطقه از بین رفت.
در سالهای اجرای طرح تنفس، عملیات اصلاحی و پرورشی مرتبط با تودههایدستکاشت نیز تا حد زیادی متوقف شده است. در دوره اجرای طرحهای جنگلداری، در برخی مناطق جنگلی شمال کشور، تودههای دستکاشت بومی و غیربومی با هدف تأمینچوب مورد نیاز صنایع ایجاد شده بود. این تودهها به دلیل همسال بودن درختان و رشد همزمان آنها، نیازمند اجرای عملیات اصلاحی و پرورشی توسط کارشناسان متخصص هستند. انجام این عملیات موجب افزایش قطر، استحکام و مقاومت پایههای درختی در برابر عوامل طبیعی نظیر باد و برف میشود. در مقابل، عدم اجرای این اقدامات، سبب رشد ارتفاعی بیش از حد، کاهش قطر و افزایشآسیبپذیری تودهها خواهد شد؛ مسئلهای که آثار آن در بسیاری از عرصههای جنگلیشمال کشور قابل مشاهده است.
از سوی دیگر، اجرای چند دههای طرحهای جنگلداری ـ که در سالهای آغازین حتی با حضور کارشناسان بینالمللی و همکاری فائو همراه بود ـ سرمایهای ارزشمند از تجربه و دانش فنی را در کشور ایجاد کرد. با این حال، در یکی دو دهه اخیر، بخش عمدهای از کارشناسان باتجربه این حوزه بازنشسته شدهاند و در صورت بازگشت به اجرای طرحهای جنگلداری، کشور از منظر نیروی انسانی متخصص با چالشهایجدی مواجه خواهد بود.
ماده ۳۶ برنامه هفتم توسعه کشور، ضمن تأکید بر ادامه طرح تنفس و ممنوعیتبهرهبرداری از جنگلهای شمال، در قالب تبصرههایی به موضوع برداشت درختان شکسته، افتاده، خشک، خطرآفرین و آسیبپذیر در برابر آتشسوزی اشاره کرده و همچنینبرداشت چوب حاصل از زراعت چوب را مجاز دانسته است. در همین راستا، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در ۲۸ حوضه آبخیز از مجموع ۱۰۳ حوضه آبخیزشمال کشور، اقدام به تهیه «طرح جنگلداری نوین» کرده است؛ طرحی که در چارچوب قانون مذکور تنظیم شده و اجرای آن ضروری به نظر میرسد.
بدیهی است درآمد حاصل از اجرای این طرحها و فروش چوبهای استحصالی، بایدمجدداً در مسیر عمران، احیا و ارتقای کیفیت عرصههای جنگلی هزینه شود تا زمینه بهبود شرایط اکولوژیک جنگلها فراهم گردد.
جنگل، موهبتی الهی و سرمایهای ارزشمند برای نسلهایامروز و آینده است. بهرهبرداری از این منابع، در صورتی که بر پایه طرحهای علمی،متناسب با توان اکولوژیک و همراه با ملاحظات زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادیانجام گیرد، امری قابل قبول و حتی ضروری خواهد بود. تعیین میزان برداشت بایدبر اساس مطالعات دقیق و متناسب با میزان رویش سالیانه تودههای جنگلی صورت گیرد و برداشتها نیز بهصورت پراکنده و کنترلشده انجام شود تا اکوسیستم جنگل توان ترمیم و بازسازی خود را حفظ کند.
برش و قطع در جنگل، همانند تیغ جراحی در دست پزشک، ابزاری تخصصی برایاصلاح، پرورش و ارتقای کیفیت تودههای جنگلی است و در صورت استفاده علمی و اصولی، میتواند در خدمت پایداری و سلامت جنگل قرار گیرد.
به امید روزی که جنگلهای هیرکانی شمال کشور، در بهترین شرایط اکولوژیک و با بالاترین کارکردهای زیستمحیطی، همچنان پایدار و ماندگار باقی بمانند
*استاد تمام دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری















