همشهری آنلاین: فرق نمیکند جواد خیابانی کجا باشد و چه بگوید. تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی؛ مجری یا گزارشگر؛ مفسر یا مافیا (شاید هم شهر)؛ هر جا باشد و هرچه بگوید، خواسته و ناخواسته، عجیبوغریب است و وایرال میشود. همین رفتن مزه وایرال شدن زیر زبانش در چند سال اخیر باعث شده که بیشتر چیزهای عجیب بگوید و کارهای غریبتر بکند. بیشتر دیده شدن مساوی شهرت بیشتر است، برایاش فرقی ندارد گفتار و کردارش با سن و جایگاه و توقعاتی که از او وجود دارد همخوان است یا نه. خیابانی سلطان ویرالهای منظم و نامنظم است.
در طول جنگ ۴۰ روزه برای خیلیها سوال شد که خیابانی کجاست؟ او که در حماسهسازی از عادیترین اتفاقات هم دست توانایی دارد، چرا در دوره جنگ که وقت حماسه بود و گفتن از حماسهسازان در تلویزیون پیدایش نبود؟ بعد هم که به مناسبت جام جهانی با برنامه اینترنتی «برجام» از «ورزش ۳» به همراه خداداد عزیزی سروکلهاش پیدا شد، اول با اشک و آه فراوان از این گفت که از تلویزیون بازنشسته شده و بعد هم با حرفها و کارهایی که در این برنامه کرد، حسابی وایرال شد و در مرکز توجهات قرار گرفت.
نمیخواهیم در اینجا وارد بحثهای تخصصی روانشناختی شویم (چرا نباید شویم، خصوصا وقتی موضوعی تا این حد فراگیر و قابل بررسی است؟ فعلا بگذارید بگوییم بحث ما این جنبه از موضوع نیست) اما از نظر روانشناسی، به گفته فروید، علاقه به «کتک خوردن همچنین دال بر دوست داشته شدن است.» وقتی کسی مدام با رفتار و کردارش خودش را در موقعیتی قرار میدهد که مورد ضربه خوردن و سرزنش و نکوهش و توبیخ و تنبیه قرار میگیرد، از نظر روانی این علامت را مخابره میکند که به این نوع توجه، هرچند توأم با خشم و شماتت و سرکوفت، نیازمند است تا مطمئن شود که نگاهها از روی او برنگشته و از دایره توجه بیرون نیفتاده است.
همانطور که یک شخصیت رسانهای در مقام منتقد مدام با انکار و نفی و سرکوب دیگران به شهرت میرسد و اصلا به نماد تحقیر و استخفاف و خوارداشت دیگران و آثارشان تبدیل میشود، عجیب نیست که در این سو هم شخصیت رسانهای دیگری سعی کند با قرار دادن خود در معرض آماج سرزنشها و شماتتهای تماشاگرانش موقعیت خودش را در اکوسیستم رسانهای تثبیت کند. در جریان رسانهای باقی ماندن، آن هم در شرایطی که رقبای زیادی برای برآوردن نیازها و تمایلات مصرفکنندگان وجود دارد، گاه شگردهای نادر و حیرتانگیزی را میطلبد.
خیابانی تلاش میکند با رفتارها و حرفهایش فیگور قربانی را اختیار کند که مرغ عروسی و عزاست و در هر حالت سر بریده میشود. همین درگیری اخیر او و کارفرمایش، مدیر «ورزش ۳»، را روی آنتن ببینید که خیابانی به او اجازه حرف زدن نمیدهد و سعی میکند ایرادهایی را که ممکن است به او گرفته شود، به روی طرف مقابل فرافکند و ژست فردی بیگناه و بیخطا را بگیرد که قربانی سوءبرداشت و قصد و غرض طرف مقابلش شده است. خیابانی حتما از ماجراها و دردسرهایی که ظرف تمام این سالها از سر گذرانده درس گرفته که رفتار اخیرش میتواند سیل نقدها و ملامتها را به سویاش روانه کند، اما برای کسی که میخواهد، برای اطمینان از مورد توجه قرار گرفتن، در شمایل کودکی که کتک میخورد جا بیفتد چه بهتر از این؟
این تمایل خستگیناپذیر خیابانی به ادامه رفتارهایی که به وضوح از علاقهاش برای جلب توجه خبر میدهد، عامل اصلی دیده شدن اوست. قاعدتا بالاخره این میل جایی باید متوقف شود. اما تماشاگر سالهاست که با حیرت شاهد این نیاز دائمی به دیده شدن است.









