رابرت مالی: توافق ترامپ با ایران، هرچند ناقص، از ادامه جنگ بهتر است

فرارو شنبه 06 تیر 1405 - 00:37
رابرت مالی نوشت: این تفاهم‌نامه دارای کاستی‌های متعددی است؛ از جمله اینکه متن آن فاقد دقت کافی است، از همان ابتدا اختلافاتی را برانگیخته، جدول زمانی دستیابی به توافق نهایی «خیالی» است و توالی اجرای تعهدات نیز ابهام‌های فراوانی دارد.

فرارو- رابرت مالی، رئیس بازنشسته و مدیر برنامه خاورمیانه در گروه بین‌المللی بحران یادداشتی درباره توفاهمنامه ایران و آمریکا در فاینشنال تایمز نوشت. در این یادداشت آمده است که سیاست دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در قبال ایران از نخستین دوره ریاست‌جمهوری او تاکنون «یک شکست کامل» بوده و انتقادهای فراوانی را برانگیخته است. با این وجود، نویسنده تأکید می‌کند که توافق موقت هدف درستی برای انتقاد نیست، زیرا این یادداشت تفاهم «گامی اولیه و لرزان برای جبران پیامدهای» جنگ محسوب می‌شود. 

به گزارش فرارو به نقل از فاینشنال تایمز، به نوشته نویسنده، این تفاهم‌نامه دارای کاستی‌های متعددی است؛ از جمله اینکه متن آن فاقد دقت کافی است، از همان ابتدا اختلافاتی را برانگیخته، جدول زمانی دستیابی به توافق نهایی «خیالی» است و توالی اجرای تعهدات نیز ابهام‌های فراوانی دارد. 

نویسنده با اشاره به انتقادهای مطرح‌شده در آمریکا می‌نویسد برخی از دموکرات‌ها در کنار جمهوری‌خواهان این توافق را «یک تسلیم تحقیرآمیز» توصیف کرده‌اند، اما این ارزیابی را «حکمی عجیب و اغراق‌آمیز» می‌داند. به گفته او، یادداشت تفاهم در شرایط کنونی تنها چند هدف مشخص را دنبال می‌کند: پایان دادن به جنگ، بازگشایی تنگه هرمز، فراهم کردن امکان دسترسی دوباره ایران به بخشی از دارایی‌های مسدودشده و فروش موقت نفت، و همچنین ترسیم چارچوبی برای مذاکرات آینده. 

به باور نویسنده، مخالفت جمهوری‌خواهان تندرو قابل پیش‌بینی است، زیرا آن‌ها همچنان معتقدند که با اعمال تحریم یا حمله نظامی بیشتر، حکومت ایران فرو خواهد پاشید و حاضر نیستند بپذیرند که ترامپ ممکن است به نتیجه‌ای کمتر از آن رضایت دهد؛ موضوعی که از نگاه نویسنده، «رویاهای آن‌ها را به عنوان خیال‌پردازی آشکار می‌کند.» 

وی در ادامه، واکنش بخشی از دموکرات‌ها را نیز «گیج‌کننده» توصیف کرده و می‌نویسد این انتقادها بر این فرض استوار است که گزینه بهتری در دسترس بوده است. به گفته نویسنده، بسیاری این تفاهم‌نامه را با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، مقایسه کرده‌اند؛ توافقی که باراک اوباما آن را امضا کرد و دونالد ترامپ سه سال بعد به صورت یکجانبه از آن خارج شد. 

او همچنین تلاش‌های جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، برای متمایز نشان دادن این دو توافق را «خنده‌دار» توصیف کرده و می‌نویسد این تلاش‌ها تنها موضع او را تضعیف کرده است. با این حال، نویسنده اصل این مقایسه را نیز نادرست می‌داند و توضیح می‌دهد که برجام توافقی مفصل و دقیق برای محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران و بازنگری در ساختار تحریم‌ها بود، در حالی که تفاهم‌نامه کنونی تنها یک سند یک‌ونیم صفحه‌ای از اصول کلی برای هدایت مذاکرات آینده است. به اعتقاد او، مقایسه این دو تنها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که توافق جامع نهایی به دست آید. 

نویسنده در ادامه این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌شد به توافقی بهتر دست یافت و می‌نویسد چنین نتیجه‌ای احتمالاً مستلزم آن بود که ترامپ زمان بیشتری صرف کند، فشار بیشتری بر ایران وارد آورد یا حملات نظامی را از سر بگیرد؛ اما چنین اقدامی تنها خسارت‌ها را تشدید می‌کرد، خطرهای اقتصادی برای آمریکا را افزایش می‌داد و پیامدهای ویرانگری در سایر مناطق به همراه داشت. او همچنین معتقد است ایران، صرف‌نظر از میزان خسارت، بعید بود در برابر این فشارها عقب‌نشینی کند. 

در این یادداشت تأکید شده است که مفاد تفاهم‌نامه نه نشانه تسلیم واشنگتن در برابر تهران، بلکه پذیرش واقعیت‌های میدانی است؛ «نتیجه‌ی شکستی راهبردی که ایران را در وضعیتی قرار داد که برای تاب‌آوری در برابر تداوم محاصره، از توان بیشتری نسبت به توانِ آمریکا برای حفظ آن برخوردار بود.» نویسنده می‌افزاید: «جنگ‌ها پیامدهایی دارند و جنگ‌های باخته، پیامدهای پرهزینه‌تری به همراه می‌آورند.» 

به اعتقاد نویسنده، این تفاهم‌نامه بدون تردید عقب‌نشینی آشکاری از وعده پیشین ترامپ درباره «تسلیم بی‌قید و شرط ایران» است و احتمالاً نتیجه‌ای ضعیف‌تر از آنچه پیش از آغاز جنگ قابل دستیابی بود، به همراه خواهد داشت. با این حال، او این ادعا را که توافق یک امتیاز یک‌طرفه به تهران داده و آمریکا را دست خالی گذاشته، بی‌اساس می‌داند. 

در ادامه یادداشت آمده است که منتقدان بیش از همه بر احتمال لغو گسترده تحریم‌ها و وعده سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران تمرکز کرده‌اند، اما نویسنده تأکید می‌کند که هر دو مورد صرفاً آرزوهایی هستند که تحقق آن‌ها به دستیابی به توافق نهایی وابسته است؛ توافقی که ممکن است هرگز حاصل نشود. 

به نوشته او، آنچه ایران در کوتاه‌مدت به دست می‌آورد، محدودتر از آن چیزی است که منتقدان مطرح می‌کنند؛ از جمله حدود پنج میلیارد دلار درآمد نفتی در هر ماه و به‌تدریج دسترسی به ده‌ها میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده، که احتمالاً تنها برای خریدهای بشردوستانه قابل استفاده خواهد بود. 

نویسنده در عین حال تأکید می‌کند که این ارقام در مقایسه با خسارت‌های ناشی از جنگ بسیار ناچیز است. به گفته او، تخریب زیرساخت‌های حیاتی ایران هزینه‌هایی در حد صدها میلیارد دلار به اقتصاد این کشور تحمیل کرده و حتی می‌تواند موجب انقباض سالانه ۱۰ درصدی اقتصاد شود؛ هزینه‌هایی که این تفاهم‌نامه به هیچ‌وجه قادر به جبران آن‌ها نیست. 

او در پایان می‌نویسد نادیده گرفتن هزینه‌های سنگین جنگ برای ایران و نتیجه گرفتن اینکه تهران آمریکا را فریب داده، «شیوه‌ای عجیب از حسابداری» است. به باور نویسنده، مخالفت امروز برخی منتقدان با این توافق نشان‌دهنده تداوم این فرضیه نادرست در سیاست آمریکا است که تنها راه مقابله با ایران، اعمال فشار اقتصادی بیشتر و خفه کردن اقتصاد این کشور است؛ سیاستی که به گفته او، تنها موجب رنج مردم ایران شده، بدون آنکه تأثیر واقعی بر رهبران این کشور بگذارد. 

نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد: «تنها کار هوشمندانه‌ای که ترامپ از زمان شروع این جنگ انجام داده، پایان دادن به آن بوده است. با محکوم کردن این موضوع، هیچ هدف خوبی حاصل نمی‌شود.»

منبع خبر "فرارو" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.