«همهچیز در چند ثانیه فرو ریخت؛ صدای گلولهها، فریاد مردم و نگاههایی که روی یک مغازه قفل شد…» در غروب شلوغی از تابستان سال 1390 در شهریار، حملهای مسلحانه به یک طلافروشی، شهری آرام را به صحنهای از وحشت و خشونت بدل کرد. سارقان با شلیکهای پیاپی، نهتنها نقشه سرقت خود را پیش بردند، بلکه در برابر چشمان دهها شاهد، جان صاحب مغازهای را که برای دفاع از داراییاش ایستادگی میکرد، گرفتند. سالها بعد، در دل یک زندان، لافزدن یک سارق از گذشتهاش، سرنخی شد که این پرونده نیمهتمام را دوباره زنده کرد. حالا با شهادت زندانیان و شناسایی متهم از سوی شاهدان عینی، راز آن غروب خونین بار دیگر روی میز عدالت قرار گرفته؛ جایی که حقیقت، پس از سالها، آماده آشکار شدن است.
«همهچیز در چند ثانیه فرو ریخت؛ صدای گلولهها، فریاد مردم و نگاههایی که روی یک مغازه قفل شد…» در غروب شلوغی از تابستان سال 1390 در شهریار، حملهای مسلحانه به یک طلافروشی، شهری آرام را به صحنهای از وحشت و خشونت بدل کرد. سارقان با شلیکهای پیاپی، نهتنها نقشه سرقت خود را پیش بردند، بلکه در برابر چشمان دهها شاهد، جان صاحب مغازهای را که برای دفاع از داراییاش ایستادگی میکرد، گرفتند. سالها بعد، در دل یک زندان، لافزدن یک سارق از گذشتهاش، سرنخی شد که این پرونده نیمهتمام را دوباره زنده کرد. حالا با شهادت زندانیان و شناسایی متهم از سوی شاهدان عینی، راز آن غروب خونین بار دیگر روی میز عدالت قرار گرفته؛ جایی که حقیقت، پس از سالها، آماده آشکار شدن است.
منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.