بر اساس گزارش اکونومیست، چین سالهاست با معضل مزمن «عملکرد ضعیف» بازار سهام مواجه بوده است. سرمایهگذاران داخلی عاد ت کردهاند منابع خود را با عبور از کنترلهای ارزی به بورسهای آمریکا یا ژاپن منتقل کنند. اما امسال معادله تغییر کرده است. رشد چشمگیر بورس در شرایطی رخ داده که اقتصاد چین درگیر رقابت فرسایشی ناشی از مازاد تولید است. صنایع پیشرو کشور، از جمله خودروسازی برقی و انرژی خورشیدی، که زمانی نماد قدرت فناورانه چین محسوب میشدند، اکنون زیر فشار رقابت فزاینده دچار بحران شدهاند. حتی BYD، موفقترین شرکت خودروی برقی چین، در تامین مالی زنجیره تامین خود مشکل دارد و بسیاری از شرکتهای بزرگ فعال در حوزه انرژی خورشیدی در نیمه نخست سال زیان ثبت کردهاند. این فشارها به لایههای پایینتر جامعه نیز رسیده و نمونه آن جنگ قیمتی میان رانندگان پلتفرمهای تحویل کالا است.
با این حال، دولت چین تلاش کرده فضای روانی بازار را مدیریت کند. موفقیتهای فناورانه همچون عرضه مدل هوش مصنوعی «دیپسیک» یا اکران پرفروش انیمیشن داخلی «نژا ۲» بهعنوان نمادهای امیدواری برجسته شدهاند. در کنار آن، سیاست «مبارزه با مازاد تولید» یا همان کارزار ضد رقابت فرسایشی نیز بهطور رسمی آغاز شده تا نشان دهد دولت قصد دارد به یکی از ریشهایترین مشکلات ساختاری اقتصاد واکنش نشان دهد.
عوامل دیگری نیز به تقویت بازار سهام کمک کرده است. بخش صادراتمحور صنعت چین، با وجود فشارهای تعرفهای آمریکا، بهتر از پیشبینیها دوام آورده است. همچنین شانگهای در ۲۵ اوت محدودیتهای خرید مسکن را کاهش داد؛ اقدامی که میتواند قیمت املاک در این قطب مالی را بالا ببرد. خانوارهای چینی که حجم عظیمی از پسانداز را در حسابهای بانکی نگه داشتهاند، بخشی از منابع خود را روانه بورس کردهاند. شرکتها نیز دست به خرید سهام خود زدهاند؛ به طوری که در نیمه نخست سال جاری ۷۵میلیارد یوآن (۱۰میلیارد دلار) بازخرید انجام شد که نسبت به نیمه دوم سال گذشته افزایش اندکی نشان میدهد. علاوه بر آن، شرکتهای بیمه در همین دوره ۶۲۰میلیارد یوآن به بازار سهام تزریق کردند؛ رقمی که تقریبا معادل کل سرمایهگذاری آنها در سال ۲۰۲۴ است.
با وجود این سیگنالهای مثبت، تناقض آشکاری میان وضعیت واقعی اقتصاد و رونق بورس دیده میشود. در ۱۵ اوت، دادههای رسمی از کاهش فراتر از انتظار در مصرف خصوصی، تولید صنعتی و سرمایهگذاری حکایت داشت. اما به جای سقوط بازار، شاخص شانگهای یک درصد رشد کرد. این بیاعتنایی به اخبار منفی نشان میدهد سرمایهگذاران بیش از آنکه بر دادههای اقتصادی تکیه کنند، به نقدینگی و حمایتهای دولتی چشم دوختهاند.
عملکرد شرکتها نیز تاییدکننده این گسست است. تا ۲۷ اوت، ۲۳ درصد از شرکتهای بورسی که گزارش نیمسال خود را منتشر کرده بودند، زیان نشان دادند؛ بالاترین نسبت از سال ۲۰۱۶ و بسیار بیشتر از حدود ۱۰درصد پیش از همهگیری کرونا. گزارشهای بیشتر در راه است، اما روند کلی چندان دلگرمکننده نیست. اصلاحات دولتی نیز عمقی کمتر از آن چیزی دارد که به نظر میرسد. سیاست صنعتی چین دههها بر پایه یارانههای گسترده بنا شده است؛ سازوکاری که رقابت را تشدید و قیمتها را پایین میآورد. این همان دلیل اصلی است که خودروهای برقی چینی ارزانتر از نمونههای خارجیاند. پایان دادن واقعی به رقابت فرسایشی مستلزم کنار گذاشتن این مدل یارانهای و پذیرش پیامدهای آن یعنی ورشکستگی شرکتهای ضعیف و افزایش بیکاری خواهد بود.
چنین تغییری برای دولتی که همزمان نگران اشتغال داخلی و رقابت در بازارهای جهانی است، بسیار پرهزینه خواهد بود و بعید است در مقیاس لازم اجرا شود. در این فضای مبهم، تحلیلگران و مدیران سرمایهگذاری با تردید به آینده نگاه میکنند. یکی از مدیران صندوقهای سرمایهگذاری تاکید کرده است که تا زمانی که نقدینگی موجود باشد، قیمتها میتوانند بالا بروند، اما این بنیان بسیار لرزان است. کارشناسان HSBC نیز در گزارشی هشدار دادهاند که «رالی اخیر با واقعیت اقتصادی همخوانی ندارد». حتی دولت چین نیز ظاهرا محتاط شده است؛ بهگونهای که شایعاتی درباره تلاش نهاد ناظر بورس برای محدود کردن استفاده از عباراتی همچون «بازار گاوی» در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. به این ترتیب، بورس چین در موقعیتی قرار گرفته است که به نظر میرسد قانون جاذبه را به چالش کشیده است. اما همانطور که بسیاری از کارشناسان اشاره میکنند، هر صعودی که بیش از حد از واقعیت فاصله بگیرد، دیر یا زود با زمین سخت واقعیت برخورد خواهد کرد.