«نگفت»های پزشکیان مهم‌تر از «گفت»های او/ ابطحی فراتر از انتظار

عصر ایران شنبه 08 شهریور 1404 - 01:26
گفت‌ها بیشتر همان گفته‌های قبلی بود. اما نگفت‌ها مهم بود. این که نگفت تنگه هرمز را می‌بندیم. نگفت از ان‌پی‌تی خارج می‌شویم. نگفت اسنپ‌بک مهم نیست. نگفت نمی‌دانستم در برجام مکانیسم ماشه هم تعبیه شده. نگفت از بیانیه جبهه اصلاحات اعلام برائت می‌کنم. نگفت از قول رفع فیلترینگ منصرف شده. 

   عصر ایران؛ مهرداد خدیر- این بار در مقابل رییس جمهور پزشکیان نه مجریان صدا و سیما که سه چهرۀ سیاسی - رسانه‌ای با سه گرایش اصلاح‌طلب، اعتدال‌گرا و اصول‌گرا نشسته بودند. 

   چنان که قبل‌تر نوشتم جای گرایش دیگر و سردبیر رسانه‌ای با تم غیر سیاسی خالی بود  حالا چه اقتصادی و چه اجتماعی یا فرهنگی. اما در مجموع بهتر از مجریانی بودند که اگر بخواهند خودشان باشند سروکارشان با جریان حاکم بر این سازمان است که عادل فردوسی‌پور و رضا رشیدپور و علی ضیا و احسان علی‌خانی و سروش صحت را هم برنتافتند چه رسد به مجری‌یی که با رییس جمهور دل بدهد و قلوه بگیرد و اگر گوش به گوشی نقش مستقلی ایفا نمی‌کنند.


  از طرف دیگر اگر قرار با چالش با رییس جمهوری بود از یک سو رهبری بر حمایت از او تأکید ورزیده و از جانب دیگر وضعیت کشور خاص و قدری ملتهب است و چنین امکانی فراهم نیست.  از این رو قطعا اگر جنگ 12 روزه درنگرفته بود زوج جبلی - جلیلی به قول بچه‌های امروزی عمراً زیر بار مصاحبه با این سه می‌رفتند!

   مسعود پزشکیان مقابل سه چهره نشسته بود که دو نفر با دو رسانه شناخته می‌شوند و یکی اگرچه رسانه عمومی ندارد ولی با رسانه‌های اصلاح‌طلب رفاقتی نزدیک دارد و  خود نیز سال‌هاست مثل یک شهروند - رسانه مطلب می‌نویسد و عکس منتشر می‌کند اگرچه به قول یک  عکاس خوش ذوق در عکاسی پیشرفت محسوسی نداشته است!

  خود رییس جمهور را می‌توان در این مصاحبه به روزنامۀ اطلاعات تشبیه کرد که نه به خاطر آنچه می‌نویسد که به خاطر آن که مثل کیهان به عالم و آدم انگ نمی‌زند شناخته شده و سنت مرحوم دعایی را دو سرپرست بعدی هم ادامه دادند.  بر این اساس است که این نوشته مدعی است مهم‌تر از »گفت«‌های پزشکیان »نگفت«‌های او بود ( و نه ناگفته‌های او).

  گفت‌ها بیشتر همان گفته‌های قبلی بود. اما نگفت‌ها مهم بود. این که نگفت تنگه هرمز را می‌بندیم. نگفت از ان‌پی‌تی خارج می‌شویم. نگفت اسنپ‌بک مهم نیست. نگفت نمی‌دانستم در برجام مکانیسم ماشه هم تعبیه شده. نگفت از بیانیه جبهه اصلاحات اعلام برائت می‌کنم. نگفت از قول رفع فیلترینگ منصرف شده. 

  تمام تأکید او این بود کاری را که از عهده او برآید انجام می‌دهد مثل قانون حجاب و عفاف که گفت بلد نیستم اجرا کنم تا نگویند تمرد کرده ولی زیر بار نرفت و وقتی به عنوان دستاورد دولت طرح شد نماینده اصول گرایی رادیکال سکوت کرد. این همان قانونی است که هر هفته در هر نمازجمعه به آن پرداخته شد و پزشکیان رسما آن را کنار گذاشت. کاری را که از اختیار او خارج باشد نیز  با تعامل پی‌گیری می‌کند نه با دعوا چون اختلافات داخلی را از جنگ خطرناک‌تر می‌داند.

  در توصیف روزنامه اطلاعات می‌گویند می‌توانست مثل همتای قدیمی خود شود اما نشده. در توصیف پزشکیان هم می توان گفت نه به مرحوم رییسی شباهت دارد که تا پرسیدند با رییس جمهوری آمریکا دیدار می‌کنید محکم گفت: نخیر و نه مانند او وعده ساخت یک میلیون مسکن در سال را می‌دهد بلکه می‌پرسد آیا فکر نکردند برای این همه بارگذاری اطراف تهران به آب نیاز است؟!    مثل احمدی‌نژاد هم شعار نداد و البته از تجربه حسن روحانی بهره برده و به دنبال سایش با دیگر نهادها نیست. البته روحانی هم به شدتی نبود که تبلیغ  می‌کردند و حرص شان از جای دیگر است.

  اگر رییس جمهور باب میل اصول‌گریان سر و کار آمده بود و قرار بود به جز تکرار هزار باره جملاتی با دو کلمه فرصت و ظرفیت حرف دیگر هم بر زبان آورد چه بسا می‌گفت یا انتظار داشتند بگوید از ان‌پی‌تی خارج می شویم. از 60 درصد هم بیشتر غنی سازی می‌کنیم. اسنپ بک اثری ندارد. سفیران اروپا را اخراج می‌کنیم. به زودی روسیه بر اوکراین پیروز می شود و هندسه جهان را تغییر می دهیم. پزشکیان اما هیچ یک از اینها را نگفت هر چند بنای تقابل هم ندارد و نظر خود را منتقل می کند.

  توجیه او درباره «تسویف» هم این بود که امروز و فردا نمی کند بلکه نمی‌خواهد با چالش و تنش حل کند و به دنبال اجماع‌سازی است. تسویف از سوف می‌آید و  محمد علی ابطحی به عمد اصطلاح مذهبی را برگرفته از دعای ابوحمزه به کار برد تا ادبیات مشترک ایجاد کند غافل از این که پزشکیان فراتر از نهج البلاغه نرفته و دکتر سروش نیست که هم داروساز است هم فیلسوف. هم ادیب و مولانا شناس و هم قرآن پژوه و از هر فنی هنری به غایت دارد.

  به جز ابطحی که برخی مطالبات اصلاح طلبانه یا واقعیت‌های اجتماعی را به صراحت مطرح کرد علیرضا معزی هم پرسش مناسبی پرسید که آیا بر آن است که تصمیم سخت بگیرد یا نه. این احتمال وجود دارد که موافقت با کاندیداتوری پزشکیان و چینش صحنه برای همین بوده که تصمیم سخت بگیرد منتها نه در سیاست که درباره آب و برق و بنزین و گاز که فحش خور آن ملس است. همان مواردی که گفت در لبه سقوط قرار داریم.

   منتها تصمیم سختی که مراد معزی بود احتمالا درباره مناقشه هسته ای است و تمام درد اصول گریان این است که می خواستند باری بر دوش پزشکیان بگذارند نه آن که درباره سیاست و هسته ای تصمیم بگیرد تا جایی که کسی نگران مصوبه مجلس برای خروج از ان پی تی یا راه ندادن بازرسان آژانس نیست و همه می دانند در شورای عالی امنیت ملی تصمیم گیری می شود که رییس مجلس در آن یک رأی دارد و عناصر رادیکال مجلس در آن نیستند.

  پزشکیان واقعا متفاوت است. نه مثل ابراهیم رییسی عین ادبیات رسمی را بی هیچ افزونه ای تکرار می کرد. نه مثل روحانی بیان فاخر دارد که ابایی هم از طعنه نداشت. نه مثل احمدی نژاد یاوه سرایی می کند چون پول نفتی هم در کار نیست تا با اتکا به آن شعار دهد. نه مثل خاتمی از گذشته چپ فاصله گرفته و لیبرال شده و نه مثل هاشمی رفسنجانی توسعه را بر امور دیگر ارجح بداند.

  جان کلام پزشکیان این است گرفتاریم، گیریم! وقتی به او گفتند مردم جنگ نمی خواهند شعارهای مرسوم قبل از جنگ 12 روزه و برنامه های ملال آور صدا وسیما با چهار تا کارشناس تکراری مانند فؤاد ایزدی و خوش چشم و جواد لاریجانی را تکرار نکرد. در این مصاحبه گفت های پزشکیان مهم نبود نگفت های او مهم بود. چون 30 روز مهلت داریم و از لابهلای حرف های پزشکیان می شد فهیمد نظر خود را منتقل خواهد کرد.

  البته نه این که هیچ "گفت" ی نداشت کما این که گفت: اگر موشک داشته باشیم و مردم را نه قدرتی نداریم. یا: کسانی که مخالف برجام بودند حالا نگران اسنپ بک شده اند. این یکی مثل شوت سرکش کریم باقری یا مهدوی کنی یا روزبه چشمی بود که حسین شریعتمداری را بر تور دروازه کیهان دوخت. روزنامه ای که به زمین و زمان بد می گوید و همه را متهم می کند و هنوز درباره رییس و رفیق سابق خودشان که زیر علم رضا پهلوی رفته یک کلمه نمی نویسد!

  آری! آنچه پزشکیان نگفت و همین که ادبیات کیهان و صدا وسیمای جبلی و جلیلی و خطبه های علم الهدای مشهد و چند تا امام جمعه دیگر را تکرار نکرد مهم تر است از آنچه گفت حتی جایی که گفت: پول در این مملکت گم می شود یا کی گفته هر که حجاب ندارد عفاف ندارد یا دوست ندارد کسی زندانی سیاسی باشد یا چند نفر در شورای علی فضای مجازی مانع رفع فیلترینگ هستند و به جای نگاه قشری از عدالت و انصاف و راستی گفت.

  با این همه معیار مردم برای قضاوت درباره عملکرد دولت بر اساس معیشت است و او بهتر می داند هر قدر هم در هسته ای حق با ما باشد اگر کار با اسنپ بک گره بخورد بر اقتصاد هم اثر می گذارد.

  آنچه بیش از همه او را رنجانده اما رد صلاحیت هاست. بارها خود را مثال زد و این که برای حل مشکلات نمی تواند از مدیرانی استفاده کند که در این وضعیت نقش داشته اند و با این حال مسیر را مهم تر از آدم ها دانست.

  عجبا که نماینده اصول گرایان رادیکال نه از بستن تنگه هرمز گفت و نه از خروج از ان پی تی و میدان در دست ابطحی و معزی بود و حتی می توان گفت عبدالله گنجی حرفی برای گفتن نداشت.

  اصول گرایی رادیکال حرفی برای گفتن ندارد جز این که اسنپ بک را گردن ظریف و روحانی بیندازد و بگوید اگر رییسی بود آب و برق قطع نمی شد!

  برنامه پزشکیان روشن است. به جای سر و کله زدن با تندروهای مجلس اختیار را به شورای عالی امنیت ملی منتقل کرده و برای مهار تندروها از رهبری کمک بگیرد و آنها را سرجای خود بنشاند.

  با این حال نباید از یاد برد که هر چند وزیرانی مانند ارتباطات و بهداشت و فرهنگ با او همراه‌ترند آقای عراقچی همچنان واهمه دارد که مورد هجوم تندروها قرار بگیرد و به جای راه حل دیپلماتیک از ادبیات نامتناسب با اقتضائات روز استفاده می کند.

   نمره قابل قبول را باید به ابطحی داد که صریح و روشن گفت: مردم جنگ نمی خواهند. رفع فیلترینگ را به فردا و پس فردا نینداز و جوانان امروز فراتر از فیلم و کتاب مجوز دار شما را دنبال می‌کنند و می‌خوانند. 

  پرسشی که مطرح نشد اما این بود: حق باماست و اروپایی ها بدعهد و آمریکایی‌ها پدرسوخته. همه درست. در این وانفسا می خواهید چه کنید فراتر از بیانیه های شداد و غلاظ وزارت خارجه و تهدیدات امام جمعه ها که اخبار صدا و سیما هم آنها را قابل نقل نمی داند بس که شعاری و تکراری و دور از خواست مردم است.

راستی یکی به خاطر مطلب قبلی از این نویسنده پرسیده اگر شما بودید چه می پرسیدید؟

  پاسخ دادم: پرسشی با مقدمه‌ای تمثیلی طرح می‌کردم. آقای رییس جمهور! تصور کنید برای مجلس هم صلاحیت شما را دوباره تأیید نمی‌کردند و رییس جمهور هم نمی شدید و با فراغ بال ظهر یک روز تعطیل به اتفاق دخترتان که از جان بیشتر دوست می‌داریدش و خانواده او و پسرتان در لب رودی استراحت می‌کنید. ناگهان اما کیف‌تان یا کیف دخترتان حاوی محتویات ارزش‌مند درون رود مواج می‌افتاد. بی‌محابا به آب می‌زنید تا آب کیف را نبرد اما درمی یابید آب سهمگین‌تر است و نه تنها کیف که چه بسا خودتان را در طلب آن ببرد. منصرف می‌شوید یا جان خودتان و دختر و نوه را برای به دست آوردن کیف به خطر می‌اندازید؟ این اورانیوم غنی شده را  اصلا بگیر گنج ناب و دُر یتیم. اما به  رود مواج تخاصم جهانی افتاده. می‌ارزد که اقتصاد و سیاست و دیانت و معیشت‌مان را به خطر اندازیم؟

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.