عصر ایران؛ مهرداد خدیر- معاون ارتباطات دفتر رییس جمهوری خبر داده «رییس جمهور پزشکیان در گفتوگویی صریح با سه تن از فعالان رسانه به مناسبت هفتۀ دولت به سؤالات آنان پاسخ گفته و گزارشی از عملکرد یکساله را به مردم ارایه داده است.»
سید مهدی طباطبایی -که خود سابقۀ 15 سال کار رسانهای آن هم از نوع واقعی و نجیبانۀ آن را دارد-اضافه کرده «گفتوگوی متفاوت رییس جمهور با اقشار مختلف با سلایق متنوع در دورۀ زمانی کوتاهی تکرار خواهد شد.»
یکی از سه شرکتکننده هم تصدیق کرده «از قبل هماهنگ نشده بود چه بپرسیم» و آن را «ابتکاری خوب» توصیف کرده است.
با این حساب میدانیم خبری از مجریان تلویزیونی نیست که کارمندان دستگاه عظیم تبلیغاتی رسمی هستند اگر نگوییم ارگان تصویری جبهه پایداری و نه صدای اکثریت و ولو بخواهند خود را غیرسیاسی جلوه دهند اما از گوشی فرمان میگیرند و همین که سه شرکتکننده از مدیریت صدا و سیما دستور نمیگیرند یک امتیاز است.
با این حال وقتی شرکتکنندگان دربارۀ آن توییت منتشر کردهاند به معنی آن است که مصاحبه زنده نیست و این امتیاز نیست چون احتمال بازبینی و حذف متصور است و باید دید بعد از پخش آن ( بعد از خبر ساعت 21 امشب) دفتر رییس جمهور و سه شرکتکننده تأیید میکنند کامل بوده یا نه.
نکات دیگری هم مد نظر است اما اجازه دهید ابتدا یادآوری شود هر بار که رییس جمهوری مقابل مجری تلویزیون نشست و نام آن را مصاحبه گذاشتند در همین تارنما نوشتیم این مصاحبه نیست چون مجری یا نقش دوربین را ایفا میکند ( وقتی رییسجمهور با صدا و سیما همسو بود) یا نقش ارگان مخالف دولت را ( وقتی رییسجمهور همسو نبود) و در هر دو حالت مجری روزنامهنگار مستقل یا صدای اکثریت نبود.
(به یاد داریم مرتضی حیدری در گفتوگو با محمود احمدینژاد چنان خاضعانه آقای دکتر آقای دکتر میکرد که آدم میپنداشت برای درمان بیماری به مطبی مراجعه کرده یا در دوران مرحوم رییسی خود او حرف در دهان آن بنده خدا میگذاشت و به اصطلاح اهل مدرسه میرساند!)
بخشهایی از نوشته 14 آذر 1400 و در 100 روزگی دولت سید ابراهیم رییسی قابل نقل است تا ادعاهای فوق، گزاف جلوه نکند. در آن یادداشت تصریح شده بود:
« -در آغاز انقلاب نخستوزیران (بازرگان، رجایی و موسوی) رو به دوربین صحبت میکردند و حالا هم مجری در واقع نقش دوربین را ایفا میکند!
-مصاحبهکننده – مرتضی حیدری- نه یک خبرنگار مستقل داخلی که مجری و اخبارگوی تلویزیون انحصاری و رسمی ایران است و به رغم اعتدال در گفتار و رفتار و تسلط در بیان و اطلاعات کافی، نمایندۀ افکار عمومی نیست و اگر هم بخواهد چنین نقشی ایفا کند با لزوم رعایت هنجارهای رسمی و اقتضائات اشتغال در صدا وسیما و قرائت خبرهای رسمی سازگار نیست.
-کاری که آقای حیدری انجام میدهد اگر چه گفتار را از حالت مونولوگ و سخنرانی کسالتبار خارج میکند اما به لحاظ حرفهای از جنس مصاحبههای واقعی نیست و درست است که گابریل گارسیا مارکز میگوید مصاحبه باید معاشقه باشد اما ضمن پرهیز از تبدیل به مباحثه باید برای مخاطب جذاب شود. اکنون اما کاملا مشخص (و با ادبیات نسل امروز) تابلوست که سؤالات از پیش تعیین و چه بسا هماهنگ شده باشد و کمتر پیش میآید از دل پاسخ مصاحبهشونده سؤال تازهای طرح شود یا جنس سؤالات با رویکرد سیاسی صدا و سیما هماهنگ است و جز این هم نمی تواند باشد.
- گاهی مجری خود پاسخ را در دل سؤال میگنجاند تا زحمت کمتری بدهد و آقای رییسی همان محتوا را تأیید یا تکرار میکند!»
اینها در آغاز دوران خالصسازی نوشته شد و مشخص است با این پیشینه از اصل اتفاق تازه و ابتکار جناب طباطبایی استقبال اما 5 نکته هم قابل ذکر است:
1. زنده نبودن مصاحبه از طراوت آن میکاهد. شاید صدا و سیما توجیه کند به خاطر اتفاقاتی که در برخی برنامههای زنده رخ داده و مشخصا سخنان آقایان کواکبیان و رجبیدوانی (اولی ادعای ارتباط جنسی جاسوس اسراییل با برخی کار به دستان و دومی توهین مستقیم به رییس جمهوری اسبق) ترجیح دادهاند برنامه زنده نباشد. اما هیچ یک از سه شرکتکننده در مظان چنین احتمالی نیستند. شاید هم بگویند به خاطر شرایط خاص کشور و یک ماه تعیینکنندۀ پیش روست و به خاطر فعالسازی اسنپبک یا مکانیسم ماشه خود رییسجمهور یا دفتر ایشان ترجیح داده مصاحبه زنده نباشد چون هنوز تصمیم نهایی برای نحوۀ خروج از مخمصه یا معرکۀ ماشه اتخاذ نشده و این که قرار است از انپیتی هم خارج شویم و راه تقابل در پیش بگیریم یا دقیقه 90 کوتاه میآییم ( نویسنده حدس میزند و امیدوار است همین دومی باشد چون غنیسازی زندگی مردم از هر غنیسازی دیگری مهمتر است).
2. از سه شرکتکننده ( سید محمدعلی ابطحی، علیرضا معزی و عبدالله گنجی) به عنوان فعالان رسانه یاد شده است. اما اگر سه سردبیر مشهور و اثرگذار سه رسانه شرکت کرده بودند (از سه جریان اصلاح طلب و اعتدالگرا و اصولگرا) و یک سردبیر غیر سیاسی یا با گرایش چهارم (نه اصلاح طلب نه اصولگرا نه برانداز بلکه خواستار تحول ساختاری) البته بهتر بود.
با این همه آقایان گنجی و معزی مدیران رسانه و البته اهل فعالیت رسانهای هستند و آقای ابطحی نیز اما بیشتر به صبغه سیاسی شهرت دارند. در مورد خاص آقای ابطحی وقتی معمم است نشان دیگری هم دارد. البته آقای ابطحی بازنشسته صدا وسیماست. با این حال همین که مجری و گوش به فرمان نیستند و سه جریان را نمایندگی میکنند جای خرسندی دارد.
فعال رسانه در عرف به کسانی اطلاق میشود که در وهلۀ نخست با کار رسانهای شناخته شود نه حتی گرایش سیاسی. آقای ابطحی کار رسانهای میکند اما مستقلا و نه در قالب یک رسانه و عضو شناخته شده یک تشکل سیاسی صنفی است و البته با فعالان رسانه رابطه بسیار خوبی دارد و برای رییس جمهور یادآور دوران وزارت است که ابطحی معاون پارلمانی رییس جمهور خاتمی بود.
آقای معزی را هم اهل رسانه میشناسند ولی مخاطبان عام نه و البته رسانه او به انصاف شهرت دارد و آقای گنجی هم در مناظره مشهور با آقای کرباسچی که همین خانم مجریِ حالا قهرمان اجرای آن را بر عهده داشت اخلاقمدار جلوه کرد و اگر صادق کوشکی را خلاف توافق به میان برنامه نیاورده بود آن بحث حجاب اجباری به جای خوبی میرسید.
3. مطالبه همیشگی مردم ایران از انقلاب مشروطه به این سو 4 فقره بوده: امنیت، معیشت، عدالت و آزادی. وقتی اولی و دومی تأمین بوده سراغ سومی و چهارمی رفتهاند اما اولویت آنان امنیت و معیشت بوده است. تا این دو فقره تأمین میشده خواستار سومی و چهارمی شده اند و دریغا که هر چهار با هم حاصل نیامده است.
اصول گرایی رادیکال اما دل خوش ندارد که این اولویت به معنی نخواستن آزادی و عدالت است. آن دو همیشه خواستنیاند ولی طبعا مردم نگران جنگ و قدرت خرید فعلا باید به این دو بیندیشند. بهزاد نبوی سیاستمدار کهنه کار در گفتوگو با روزنامۀ هممیهن به صراحت یادآور شد معیار قضاوت مردم دربارۀ عملکرد دولت وضعیت معیشت است که فعلا خراب است. این سخن تأیید مدعای مخالفان دولت نیست و اتفاقا همه دریافتهاند تا سیاست خارجی تغییر نکند و تکلیفمان را با نظم جهانی روشن نکنیم اقتصاد و معیشت به خاطر تحریم و انزوا همین است و حالا بیم جنگ دیگر هم اضافه شده است.
با این اوصاف تا پزشکیان درباره مکانیسم ماشه و این که میخواهیم از ان پی تی خارج شویم و زیر بار بازگشت تحریمهای سازمان مللی برویم و برجام هوا شود یا قرار است دقیقه 90 کنار بیاییم (خدا کند بیاییم تا یک مشت دلال ارز و طلا کیفور نشوند) سخن نگوید بقیه چندان مورد توجه نیست حتی رفع فیلترینگ چون خود مردم با فیلترشکن رفع کردهاند!
اگر مردم میخواستند منتظر رفع ممنوعیت از طرف حکومت باشند چهره شهر این گونه نبود. (یک مثال روشن: دختری که گیسو به باد سپرده و سوار موتور است و با تلگرام به دوست خود پیام میدهد مطابق قوانین جاری سه تخلف مرتکب شده!)
4. چنان که در مقاله دیگری آمده سیاست با منفعت تعریف میشود و نه فقط با عقلانیت ولی سیاست بدون گفتوگو فاقد عقلانیت است و طبعا به منفعت نمیانجامد. خبر بهتر این است که قرار است این گفتوگوها با دیگران هم ادامه یابد.
5.حضور یک روحانی در گفتوگوی امشب بیآن که در فکر و عمل شباهتی به امام جمعههای تریبوندار داشته باشد به سود روحانیت مستقل است تا نسل جدید خیال نکند همه معمممین مثل علمالهدای مشهد و صدیقی معزول با خواست اکثریت جامعه بیگانهاند.
6. اصل قصه اما این است که هیچ یک از این سه مجری رسانه رسمی مدعی ملی نیستند. رسانهای که رییس آن از دولت سالانه 30 هزار میلیارد تومان بودجه میگیرد و در جلسه هیات دولت شرکت میکند اما حاضر به انعکاس جوابیه مهمترین حامیان رییس جمهور نیست. درست است که مصاحبه از صدا وسیما پخش میشود اما متعلق به همه مردم است ولو فعلا به ارگان جبهه پایداری تبدیل شده باشد.
7. سرانجام این که هر چه باشد از وضعیت تصنعی سابق بهتر است چون سیاست در ایران ناچار است واقعی شود. هرچند از بخت بد رییس جمهور هر قدر هم این ابتکار خوب از کار درآید چون فکر مردم جای دیگری است توجه کافی به آن مبذول نخواهد شد و حتی شاید خود آقای رییس جمهور هم چنین باشد!