در بخشی از این نامه آمده است: «اصلاحطلبان که برای احیای پایگاه اجتماعیِ ریزشکردهشان بیش از پیش نیاز به نوسازیها، بازسازیها و توانمندسازیهای گفتمانی و تشکیلاتی در جبههٔ خود را احساس کردهاند باید در عمل نیز به اقتضائات آن تن بدهند. فقط نهادهای حکمرانی نیستند که نیازمند شفاف، دموکراتیک و کارآتر شدناند و احزاب و نهاد اجماعساز اصلاحطلبان هم هنوز دچار انواعی از اندکسالاری، ضعف سازماندهی و عدم شفافیتاند».
در ادامه این نامه ۱۰ پیشنهاد اصلاحی با هدف «ارتقای نهاد اجماعساز اصلاحطلبان» و «بازسازی و نوسازی در این جبهه» مورد تأکید قرار گرفته است.
نخستین بند این نامه به پایین بودن درصد نسلهای جدید، زنان و غیرپایتختنشین در این نهاد اشاره کرده و از احزاب اصلاحطلب خواسته است تا به دنبال رفع این تبعیض باشند.
در بند دوم این نامه پیشنهاد شده تا سامانهای از اعضای همه احزاب و تشکلهای اصلاحطلب تشکیل شود تا زمینه انتخاب دموکراتیک اعضای نهاد اجماعساز در آینده فراهم شود.
کماثری برخی احزاب عضو نهاد اجماعساز و برابری رأی آن ها با احزاب بزرگ و فراگیر اصلاحطلب، نکته دیگری است که مورد انتقاد قرار گرفته است و پیشنهاد شده است داشتن حداقلی از اعضای فعال، داشتن رسانه مستقل و برگزاری حداقل یک کنگره سالیانه در کنار اعلام التزام به روشها و اهداف اصلاحطلبانه پیشنهادی است که برای حل این معضل ارائه شده است.
نویسندگان نامه در ادامه خواستار این شدهاند که انتخاب نامزدهای اصلاحطلبان از شیوههای اندکسالارانه گذشته فاصله بگیرد و سازوکارهای نوآورانه جدیدی مانند سامانه رأیسنجی اصلاحطلبان مورد توجه قرارگیرد.
در بندهای دیگری از این نامه به ضرورت تکثر نسلی و جنسیتی و همچنان توجه ویژه به گروهها،اقشار و اصناف مختلف و توجه ویژه به فعالان اجتماعی و مدنی در ترکیب نهاد اجماعساز اصلاحطلبان اشاره شده است. همچنین از اعضای نهاد اجماعساز خواسته شده است تا نه تنها دیگر به نامزدهای مورد حمایت «چک سفید امضا» ندهند بلکه سازوکاری برای پایش شفاف و مستمر عملکرد نمایندگانشان (از جمله فسادپرهیزی) را هم در دستور کار قرار دهند.
در بند پایانی این نامه توصیه شده است تا خود نهاد اجماعساز اصلاحطلبان نیز فرآیندهای تشکیل و معیار عضویت اعضا و تصمیمگیرانش را در قالبهای سهلالوصول و شفاف به اطلاع عموم برساند.
این نامه را ۱۳۱ نفر عمدتاً از نسلهای جدید و جوان اصلاحطلبان امضا کردهاند.