دل بی‌‌قرارم را به آرام جانم می‌سپارم / امروز عاشقان از دور و نزدیک میهمان امام مهربانی‌ها هستند+عکس

خبرگزاری تسنیم شنبه 21 خرداد 1401 - 11:52
گروه استان‌ها-دیده جسم را از مناره‌ها بر می‌گیرم و دیده جان را گره می‌زنم به ضریح امام خوبی‌ها و دل بی قرارم را به آرام جانم می‌سپارم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهدمقدس، روز میلاد فرخنده امام مهربانی‌هاست از شب میلاد تا صبح قرار دل بیقرار است و چشم بی خواب... ساعت به وقت رفتن است رفتن به سوی یار و قرار دیدار...

امروز همانند سیل عاشقان حضرت رضا(ع) که به سوی مضجع شریف در تب و تابند من نیز راهی حرم مطهر می‌شوم...

این بار متفاوت از هر روز و هر زمان، امام مهربانی‌ها دعوتم می‌کنند به میهمانی و  جشن و سرور میلاد خجسته شان...

متفاوت تر از همیشه از مسیری دیگر به سوی حضرت خوبی‌ها فراخوانده می‌شوم پا به کوچه ای که برایم نه چندان آشناست می‌گذارم اما این کوچه‌ها با تمام کوچه‌های دیگر فرق دارند هر قدر هم که غریب باشند منتهی به حرم مطهر می‌شوند و گنبد منورحضرت خود راهنمای زائران می‌شود..

این بار چشم به مناره‌های فیروزه ای می‌دوزم و راهم را پیدا می‌کنم از درب نواب صفوی وارد می‌شوم و پا به صحن قدس می‌گذارم خادمان امام مهربانی‌ها با چای و شیرینی پذیرای زائران هستند، کمی جلوتر سیل عاشقان حضرت را می‌بینم که صف بسته اند برای گرفتن چای، گویی نوشیدن چای در خانه یار تمام دغدغه و دلهره را از زائران می‌رباید و اینبار صمیمی تر از همیشه میهمان حضرت می‌شوند، می‌نشینند و با چای و گل و شیرینی پذیرایی می‌شوند، چند قدم جلوتر می‌روم دوست دارم از تمام رواق‌ها و صحن‌ها تبریک خود را خدمت ولی نعمتمان عرضه دارم از این رو  ÙˆØ§Ø±Ø¯ صحن آزادی می‌شوم وارد رواقی که مقبره شیخ بهایی است.

نمی‌دانم چرا اما تصمیم می‌گیرم امروز بیشتر به حال و هوای زائران توجه کنم، هنوز چند قدمی از صحن  Ø¢Ø²Ø§Ø¯ÛŒ نرفته ام که خادم حضرت ندا می‌دهد وقت تعویض پرچم حضرت است و ایستادن اینجا جایز نیست.کمی آنطرف تر منتظر می‌مانم لحظه تعویض پرچم فرا می‌رسد، همهمه عاشقان و دلدادگان صحن را به وجد می‌آورد؛ سیل اشک از چشم‌ها جاری است هر یک زائران و مجاورانی که حضور دارند حاجتی زیر لب زمزمه می‌کنند..

پرچم سبز رنگ بر فراز گنبد نورانی به اهتزاز در می آید، بانگ نقاره‌ها گوش زائران را می‌نوازد و ولادت آقای خوبی‌ها را تبریک می‌گوید...

زائران همزمان با دیدن پرچم بر فراز گنبد و شنیدن نوای نقاره دانه‌های اشگ شوق چون مرواریدهایی گران‌بها از دیدگان جاری می‌شود و دل را صیقل می‌بخشد..

به این می‌اندیشم که پروردگار بزرگ بر ما چه رحمت و نعمتی عنایت کرده اند که امام رئوف در سرزمین ماست امامی که رئوف آل محمد است و تسکین دهنده دل دردمندان...

وقت بازگشت است و در صحن‌ها هنوز هم گل‌های زیادی جابجا می‌شوند هر یک از زائران از خادمان حضرت گلی می‌خواهند که به یادگار ببرند و یا شاید برای حاجت روایی و شاید هم برای شفا ...

به تماشای گل‌ها می‌نشینم و به این می اندیشم که چقدر به خود می‌بالند گل‌هایی که روز ولادت حضرت صحن و سرا و رواق‌ها را آراسته تر و زیباتر می‌کنند...

به مناره‌های سر به فلک کشیده چشم می‌دوزدم صدای بال زدن کبوتران را می‌شنوم گویی میان کبوتران هم ولوله جشن و سرور برپاست و همراه ملائک و طائران قدسی میلاد حضرت و صاحب رئوفشان را با جان و دل تبریک می‌گویند...

دیدگانم میل ندارند جز گوشه کنار مضجع شریف و آسمان نیلگون جایی را به نظاره بنشینند اما وقت رفتن است و سلامی دوباره به آرام جان‌ها
می‌ایستم و نایب الزیاره  ØªÙ…ام عاشقان حضرت می‌شوم و از طرف همه تبریک می‌گویم ولادت باسعادتشان را و دیده جسم را Ø§Ø² مناره‌ها بر می‌گیرم و اما دیده جان را گره می‌زنم به ضریح امام خوبی‌ها و دل بی قرارم را به آرام جانم می‌سپارم ...

انتهای پیام/ش

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.