خاورمیانه آمریکایی نشد، آمریکا خاورمیانه‌ای شد!

اقتصادنیوز یکشنبه 04 مهر 1400 - 18:04
اقتصادنیوز: توماس فریدمن، ستون‌نویس نیویورک تایمز در مقاله‌ای به اوج گیری «قبیله گرایی سیاسی» در آمریکا به خصوص در میان طیف‌های محافظه‌کار حامی جمهوری‌خواهان پرداخته ​است.
خاورمیانه آمریکایی نشد، آمریکا خاورمیانه‌ای شد!

به گزارش اقتصادنیوز ؛ توماس فریدمن، روزنامه‌نگار سیاسی برنده جایزه پولیتزر در ستون‌ هفتگی خود در روزنامه نیویورک تایمز در مقاله‌ای با عنوان «آیا ما خاورمیانه را تغییر شکل داده‌ایم یا شروع به تقلید از آن کرده‌ایم؟» توضیح داده است که چگونه در عرصه سیاست آمریکا حزب به قبیله تبدیل شده و تحزب جای خود را به قبیله‌گرایی داده است.

ستون‌نویس نیویورک‌تایمز نوشت: روزگاری، شــاید یک‌هزار ســال دیگر، زمانی که باستان‌شناسان وقایع این عصر را واکاوی می‌کنند، مطمئنا خواهند پرســید «چه شد که ابرقدرتی به نام آمریکا می‌خواست خاورمیانه را با تکیه بر دو اصل پلورالیسم و حاکمیت قانون شبیه خود کند و در نهایت خود با تقلید از بدترین الگوها و رفتارهای قبیله‌ای و سطح جدیدی از بی‌قانونی در حوزه سیاست ملی، در هیئت خاورمیانه ظاهر شد؟»

70668

تحزب در دام قبیله گرایی

مردمــان خاورمیانه ممکن اســت قبایل بزرگ خود را شــیعه و ســنی بنامند و آمریکایی‌ها را جمهوریخــواه و دموکرات خطاب کنند، اما به نظر میرســد هر کدام به شکل فزاینده‌ای با یک طرز تفکر ســازگار به اشکال و سطوح مختلف همچون ما عمل می‌کننــد. امــروز قبیله‌گرایی افراطــی در میــان جمهوریخواهان شــتاب و سرعت گرفته اســت.

قبیله‌گرایی عمدتا در میان سفیدپوستان ترویج یافت؛ چرا که میترسیدند با تغییر سریع هنجارهای اجتماعی، گسترش مهاجرت و جهانی شــدن، اولویتهای بلندمدت‌شان در ساختار قدرت آمریکا در حال از بین رفتن باشد، تا جایی که دیگر در کشــور خود احساس اینکه در خانه هســتند نکنند.

برای نشــان دادن این وضعیت آنها به دونالد ترامپ پیوستند؛ همانی که با اشتیاق به تاریک‌ترین ترس‌ها و تحریکات قبیله‌ای، پاسخ داد و توقع آن‌ها را برای گرفتن حق خود از حکومت اقلیت تشدید کرد.

دونالد ترامپ

این نه فقط به معنای سوءاستفاده معمول از مکانیسم جری‌مندرینگ (Gerrymandering)، بلکه بسط نظریه‌های توطئه درباره انتخابات 2020، تصویب قوانین سختگیرانه بــرای مانع‌تراشــی در برابــر رای دهنــدگان غالباً دموکرات و نیز جایگزینی مجریان رای‌گیری بی‌طرف با هک‌های قبیله‌ای که آماده نقض قوانین هســتند را شامل می‌شود.

به دنبال اینکه این جناح حامی ترامپ در محوریت حزب قرار گرفت حتی اصول جمهوریخواهانه عمدتا برای سواری دادن به ترامپ تنظیم شد و فلسفه اصلی که بر سیاست های قبیله‌ای در افغانستان و جهان عرب حاکم است حزب را در برگرفت؛ اینکه دیگری دشــمن است نه همشهری و تنها دو گزینه «حکمرانی یا مرگ» برای انتخاب وجود دارد، یا ما حکومت میکنیــم و یا از پذیرش نتایج مشروع سر باز میزنیم.

160525-trump-protest-jsw-642p

توجه داشته باشید، باستان شناســان همچنین این مســئله را لحاظ خواهند کــرد که دموکرات‌ها هــم علاقه‌مندی غیرعقلانی‌شان به چنین رویکردی را نشان داده‌اند، مانند تفکر گروهی از چهره‌های مترقی در دانشــگاه‌های آمریکایی قرن بیســت‌ویک.

بــه طور خاص شــواهدی مبنی بر کنار گذاشــته شدن اســاتید، مدیران و دانشــجویان وجود داشــت که به واســطه ابراز دیدگاه‌های غیرمتعارف یا محافظه‌کارانه نسبت به مقوله هایی چون سیاست، نژاد، جنسیت یا هویت جنسی ساکت یا اخراج شدند. اپیدمی محق بودن سیاست قبیله‌ای در جناح چپ تنها به تقویت همبستگی قبیله‌ای در جناح راست کمک کرد.

اما چه چیــزی موجب چرخش از پلورالیســم سنتی به قبیله‌گرایی سبعانه در ایالات متحده و بسیاری دیگر از دموکراســی‌های جهان شد؟

divided congress

پاسخ کوتاه من این اســت: امروزه حفظ دموکراســی بسیار سخت‌‌تر شده است، چراکه شبکه‌های اجتماعی دائماً در حال قطبی‌سازی فضای جامعه هستند، و با جهانی شــدن، تغییرات اقلیمی، جنگ با تروریسم، افرایش شــکاف درآمدی و تغییر سریع نوآوری‌ها در عرصه فناوری، و از همه مهمتر یک پاندمی مخرب، کار دشــوارتر هم شــده است. در حال حاضر بیش از چند رهبــر دموکراتیک منتخب در سراســر جهان، ایجاد پایگاه رأی با شعارهای قبیله‌ای متمرکز بــر هویت را آسانتر از این می‌دانند که وظیفه سنگین ائتلاف‌سازی و سازش در جوامع پلورالیستی را در عصری پیچیده عهده‌دار شوند.

وقتی چنین رویدادی رخ می‌دهد، همه‌چیز -از ماسک زدن و واکسیناســیون در دوران پاندمی تا ضمایر جنســیتی و تغییرات اقلیمی- تبدیل به نماد هویت قبیله‌ای می‌شود. موضع شما در هر موضوعی به چالشــی مضاعف برای دیگران تبدیل خواهد شد، اینکه شما در قبیله من هستید یا نه؟

بنابراین تمرکز کمتری روی منافع عمومی وجود دارد و در نهایت هیچ زمینه مشترکی برای انجام کارهای سخت و بزرگ تعریف نخواهد شد. ما یــک بار مردی را به ماه فرســتادیم، امروز برای تعمیر پل‌های شکســته به سختی می‌توانیم به توافق برسیم.

از قضا هیچ موسسه‌ای در زندگی آمریکایی وجود ندارد که بیشتر در جهت ایمن‌سازی آمریکا از این ویروس قبیله ای تلاش کرده باشد.  در حالی که نمونه غنی‌شده اخلاق پلورالیسم ارتش است؛ شامل افرادی که بیش از همه در معرض مناسبات خاورمیانه بوده‌اند، 20 سال. اینطور نیست که برخی از نیروهای نظامی در آن جنگ، هیچ رفتار افراطی مرتکب نشده اند و یا از رفتار افراطی دشمنان خود آسیب ندیده اند. هر دو اتفاق افتاد. اما آنها اجازه ندادند هویت اصلی و نوع ارتشی که می‌خواستند تغییر کند.

زنان ارتش آمریکا

من بارها و بارها در سفرهایی که به عراق و افغانستان داشتم با سطح بالایی از تنوع در هر واحد نظامی آمریکایی روبرو شدم.

در سفری که ســال 2005 به عراق داشتم، ستونی در باب یک شــب در «یواس‌اس چوسن» در کنار فرماندهی نیروهای دریایی ایالات متحده در سواحل عراق نوشــتم. همان جا با مصطفی آهنسل، ملوان آمریکایی-مراکشی مصاحبه‌ای داشــتم. زمانی که به شناورهای مظنون می‌رسیدیم مصطفی در چوسن نقش مترجم عربی را ایفا می‌کرد.

او یکبار به من گفت: «اولین باری که ازکشتی سوار قایق شدیم، شش یا هفت نفر بودیم یک اسپانیایی زبان، یک سیاه‌پوست، یک سفید‌پوست و یک زن در واحد ما بود. ملوانان آنها به من گفتند، ما فکر می کردیم همه آمریکایی ها سفید پوست هستند. سپس یکی از آنها از من پرسید، آیا شما در ارتش هستید؟ این واقعاً آنها را شوکه می کند. یک افسر گارد ساحلی عراق یکبار ابراز شگفتی کرد که چگونه افراد از مذاهب و نژادهای مختلف می توانند چنین نیروی دریایی قدرتمندی ایجاد کنند، در حالی که در اینجا (خاورمیانه یا عراق) ما در شمال و جنوب می‌جنگیم و همه ما پسر عمو و برادر هستیم». 

رهبری مهم است؛ جمعیت آمریکا همچون ارتش این کشور دارای تنوع های مشابهی است، اما اخلاق پلورالیستی و کار گروهی که بســیاری از زنــان و مردان ما با لباس های متحدالشکل انجام می‌دهند، موجب شده تا اختلاف‌های قبیله ای در نیروهای مسلح کاهش یابد. این کامل نیســت اما واقعی است، رهبری اخلاقی مبتنی بر پلورالیسم اصولی اهمیت دارد. به همین دلیل ارتش ما آخرین حامل بزرگ پلورالیسم ما در عصری است که سیاستمداران غیرنظامی، گزینه قبیله‌گرایی ارزان را انتخاب می‌کنند.

آنچه برای من هولناک است، این اســت که این ویــروس قبیله‌گرایی در حال حاضر برخی از پرتحرک‌ترین دموکراســی‌های چندقومیتی جهان چون هند، برزیل، مجارستان و لهستان را آلوده کرده است.

هند برای من یک داستان بسیار غم انگیز است، زیرا بعد از 11 سپتامبر ، من پلورالیسم هند را به عنوان مهمترین مثال مطرح کردم که چرا اسلام فی نفسه مسئول ایجاد انگیزه تروریست‌های القاعده نبود. من استدلال کردم که همه چیز بستگی به زمینه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد که اسلام یا هر ایمان دیگری در آن نهادینه می‌شود، و اسلام در یک جامعه دموکراتیک متکثر، مانند هر دین دیگری شکوفا می شود. اگرچه هند اکثریت هندو را در اختیار داشت، اما رئیس‌جمهورهای مسلمان و در دادگاه عالی خود یک زن مسلمان داشت. مسلمانان، از جمله زنان، فرماندار بسیاری از ایالت های هند بودند و مسلمانان از موفق‌ترین کارآفرینان این کشور بودند.

تاج محل

متأسفانه امروز ناسیونالیســم هندی مبتنی بر پلورالیسم، توسط نخبگان هندوی حزب B.J.P تضعیف کردند. حزبی که به تعبیر مورخ برجسته هندی راماچاندرا گوها، برای تبدیل یک هند سکولار به "هندو پاکستان" جهنمی تلاش می‌کند.

و دموکراســی‌ها در سراسر جهان به این ویروس قبیله‌ای در بدترین زمان ممکن آلوده شدند، زمانی که هر جامعه و کشــوری باید خود را با شتاب تغییرات تکنولوژیک، جهانی شدن و تغییرات اقلیمی سازگار کند. و این تنها با درجات بالاتری از همکاری بین مشاغل، کارگران، مربیان ، کارآفرینان اجتماعی و دولت‌ها در داخل و نیز بین کشورهاست که می‌تواند موثر باشد.

از همین رو ما باید هر چه سریعتر پادزهر این سم قبیله گرایی را بیابیم، وگرنه آینده دموکراسی‌ها در همه‌جا مبهم خواهد بود.

Thomas Friedman
توماس فریدمن، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.