به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: این جمله، یک اعتراف شکستخورده است. این، فریاد استیصال از گلوی رسانهای است که چندین سال، شبانهروز، برای سقوط ایران برنامه ساخت. حالا، مجریاش، در برابر چشمان میلیونها بیننده، دارد میپرسد: «پاسخش چیست؟» و به اعتقاد نگارنده، پاسخ، درست در دل سوالش نهفته است. اما او نمیبیند یا نمیخواهد ببیند.
نگارنده معتقدم پاسخ این است: «شما گرفتار جنگ شناختیای شدهاید که خودتان راه انداختید. امپراتوری دروغ را بنا کردید، در آن زیستید، آن را باور کردید و حالا که واقعیت، این کاخ شیشهای را درهم کوبیده، شروع کردهاید به گاز گرفتن یکدیگر!» دقیقا مانند اسبهایی که در سربالایی، توان کشیدن درشکه را ندارند. اول، رکاب میزنند و فکر میکنند پیروزند. بعد، خسته میشوند و در نهایت، به جان هم میافتند و همدیگر را گاز می گیرند.
بیایید این «امپراتوری دروغ» را کالبدشکافی کنیم. سه لایه داشت. لایه اول: توهم سقوط قریبالوقوع. چند سال است که این رسانهها، هر صبح، تیتر میزدند: «جمهوری اسلامی تا چند ماه دیگر سقوط میکند.» از اعتراضات ۸۸ تا ۹۶، از آبان ۹۸ تا ۱۴۰۱. هر بار، نوید «پایان» را دادند. بنیاد دفاع از دموکراسیها، در گزارش سال ۲۰۲۲ خود، صراحتا نوشت: «جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است.» بروکینگز، در تحلیلی مشابه، پیشبینی کرد که «تا پایان ۲۰۲۳، ساختار سیاسی ایران تغییر خواهد کرد.» حالا در ۲۰۲۵، نه تنها ساختار تغییر نکرده، که ایران، دو جنگ تمامعیار را پشت سر گذاشته و ایستاده است. این یعنی لایه اول فرو ریخت.
لایه دوم: اسطوره «اپوزیسیون متحد». آنها یک قصه ساختند: «مردم ایران پشت شاهزادهاند. پهلوی، آلترناتیو است.» رضا پهلوی را به تلآویو فرستادند، از او «ناجی ایران» ساختند. سناتورهای آمریکایی، پشت تریبون، از «ایران پس از جمهوری اسلامی» سخن گفتند. جیدی ونس، معاون ترامپ، اما تیر خلاص را زد: «هدف ما به قدرت رساندن پهلوی نبود.» این یعنی اربابان، مهره خود را علنا تحقیر کردند. مجری منوتو، حالا همین را فریاد میزند: «شاهزاده به میدان آمد، اما جمهوری اسلامی نرفت!» این یعنی لایه دوم هم فرو ریخت.
لایه سوم و خطرناکترین لایه: باور به دروغهای خودساخته. این رسانهها، چندین سال دروغ گفتند. به مردم ایران وعده «فردای روشن» دادند. به تحلیلگران خود وعده «پیروزی نزدیک» دادند و حالا، خودشان این دروغها را باور کردهاند. آنها تبدیل شدهاند به قربانیان جنگ شناختیای که خود طراحی کردند. مجری منوتو، با این سوال که «دیگر باید چه کار میکردیم؟»، دارد اعتراف میکند که همه نقشهها شکست خورده، همه سناریوها به بنبست رسیده و این یعنی پایان. پایان امپراتوری دروغ.
حالا، طبق قاعده، مرحله بعدی آغاز شده: گاز گرفتن یکدیگر. وقتی دروغها فرو میریزند، مقصر کیست؟ در اتاق فکر اپوزیسیون، اتهامها رد و بدل میشود. پهلوی، آمریکا را مقصر میداند. آمریکا، پهلوی را ناکارآمد. منوتو، به ترامپ میتازد. ایران اینترنشنال، از اسرائیل ناامید میشود. اسرائیل، شبکه ۱۴ را به فحاشی علیه ترامپ وامیدارد و این، یعنی «همدیگر را گاز میگیرید». درست مانند اسبهای درشکه در سربالایی. به جای اینکه هماهنگ شوند و بار را بکشند، یکدیگر را مقصر میدانند و زخم میزنند. این تصویر، عینا مصداق دعای الهی است: «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین.» خداوندا، ستمکاران را به جان هم بینداز. حالا، این دعا، در استودیوهای لندن، در راهروهای واشنگتن و در رسانههای فارسیزبان، مستجاب شده است.
این فروپاشی روایی، یک پیروزی بزرگ برای ایران است. پیروزیای که با موشک به دست نیامده، با حقیقت به دست آمده. با ایستادگی. با صبر استراتژیک. آنها چند سال دروغ گفتند. ایران، چند سال ایستاد. آنها میخواستند جمهوری اسلامی را با جنگ شناختی ساقط کنند. اما حالا، خودشان در این جنگ شناختی ذوب شدهاند. این یعنی «بازدارندگی روایی». یعنی ایران، نه فقط در میدان نظامی، که در میدان ذهنها هم پیروز شده است. اعتراف مجری منوتو، سند این پیروزی است. سندی که در تاریخ میماند. این، یعنی پایان. پایان امپراتوری دروغ. پایان توهم سقوط آغاز گاز گرفتن آنها. آغاز افول واقعی. افولی که از درون آغاز شده. از اعتراف. از استیصال و این، مرگ تدریجی یک جریان است. جریانی که با دروغ آغاز شد، با دروغ زیست و حالا، زیر آوار دروغهایش، در حال خفه شدن است. ما، ایستادهایم و تماشا میکنیم. بیآنکه نیازی به گلوله داشته باشیم. چون حقیقت، خودش گلوله است و این گلوله، به قلب امپراتوری دروغ نشسته است. والسلام.








