فرارو- با ادامه تنشها میان ایران و ایالات متحده و افزایش اختلافها بر سر اجرای مفاد یادداشت تفاهم امضاشده در ۱۷ ژوئن، روند تحولات میان دو کشور وارد مرحله جدیدی شده است. همزمان، تلاشها برای دستیابی به توافق درباره نحوه مدیریت تردد دریایی در تنگه هرمز نیز تاکنون به نتیجه نرسیده و برخی ناظران معتقدند چشمانداز دستیابی به توافق برای کاهش تنشها با چالشهای بیشتری مواجه شده است.
به گزارش فرارو، روزنامه گاردین در گزارشی مدعی شده است که یکی از اهداف اصلی واشنگتن، تغییر وضعیت کنترل و مدیریت تنگه هرمز است و دولت دونالد ترامپ ممکن است برای تحقق این هدف، دامنه اقدامات خود را گسترش دهد. این گزارش همچنین هشدار داده است که ادامه تنشها میتواند قیمت نفت را تا حدود ۹۰ دلار در هر بشکه افزایش دهد؛ موضوعی که به اعتقاد برخی تحلیلگران، ممکن است بر فضای سیاسی داخلی آمریکا نیز اثرگذار باشد.
بر اساس این گزارش، سیاست آمریکا درباره تنگه هرمز در هفتههای اخیر با تغییراتی همراه بوده است. دونالد ترامپ در مقطعی پیشنهاد دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از این آبراه را مطرح کرد، اما پس از واکنش برخی شرکتهای کشتیرانی، شماری از مقامهای آمریکایی و تعدادی از کشورهای منطقه، این پیشنهاد کنار گذاشته شد.
پیش از این، سازمان بینالمللی دریانوردی الگوهای مختلفی را برای مدیریت عبور و مرور در آبراههای راهبردی جهان از جمله تنگه مالاکا، بسفر و داردانل بررسی کرده بود. همچنین ایران و عمان آمادگی خود را برای گفتوگو درباره بهرهگیری از این الگوها اعلام کردهاند، اما تاکنون از سوی آمریکا طرح جایگزین مشخصی ارائه نشده است.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پیشتر اعلام کرده بود که دریافت عوارض از کشتیهای عبوری با موازین حقوق بینالملل همخوانی ندارد. همچنین شورای سازمان بینالمللی دریانوردی در نشست اخیر خود بار دیگر بر ضرورت حفظ آزادی کشتیرانی و عبور و مرور بدون اخذ عوارض در تنگه هرمز تأکید کرد. وارن استیونز، سفیر آمریکا در بریتانیا، نیز در این نشست بر پایبندی واشنگتن به اصل آزادی کشتیرانی و حاکمیت قانون تأکید کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، ایالات متحده همچنان گزینه نظامی را بهعنوان یکی از راهکارهای مورد نظر برای تغییر وضعیت تنگه هرمز مدنظر دارد. همچنین گزارش شده است که هزاران ملوان و خدمه کشتیها همچنان در محدوده این آبراه با محدودیتهایی در تردد مواجه هستند. در همین حال، با نزدیک شدن به مهلت تعیینشده برای دستیابی به توافق درباره برنامه هستهای ایران، ارزیابیها از دشوارتر شدن روند مذاکرات حکایت دارد.
برخی مقامها و کارشناسان معتقدند مهمترین اختلاف میان طرفین، به نحوه مدیریت عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز بازمیگردد. فیلیپ گوردون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، نیز از مفاد یادداشت تفاهم انتقاد کرده و گفته است واشنگتن بهصورت شفاف مشخص نکرده بود در قبال امتیازهای مالی پیشبینیشده در این توافق، چه انتظاراتی از ایران داشته است. راب مالی، مذاکرهکننده پیشین هستهای آمریکا، نیز با اشاره به فضای حاکم بر روابط دو کشور اظهار داشت: «در هر دو طرف گروههایی وجود دارند که معتقدند توان تحمل هزینههای تشدید تنش را دارند و مهمتر از آن، احساس میکنند باید این توانایی را به طرف مقابل نشان دهند.» در همین حال، برخی جریانهای سیاسی در آمریکا همچنان بر افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران تأکید دارند و معتقدند تشدید محدودیتها بر صادرات نفت ایران میتواند فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد.
دادههای حملونقل دریایی نشان میدهد که روز پنجشنبه تنها سه کشتی از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ آماری که بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، کمترین میزان تردد روزانه از ماه مه تاکنون محسوب میشود. رویترز به نقل از دادههای شرکت رصد حملونقل دریایی «کپلر» گزارش داد که همزمان با ازسرگیری درگیریها میان ایران و ایالات متحده، تردد کشتیها در تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و این موضوع بر بازار جهانی انرژی نیز تأثیر گذاشته است.
بر اساس این گزارش، تا ساعت ۰۵:۱۳ به وقت گرینویچ روز جمعه، نفتکش «میران» که بهعنوان یک نفتکش تحریمشده معرفی شده و محموله نفت کوره حمل میکرد، به همراه کشتی «نوریتا» حامل گاز مایع (LPG)، روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند، اما پس از ورود به خلیج عمان، در محدودهای که رویترز از آن بهعنوان منطقه تحت کنترل نیروهای آمریکایی یاد کرده، متوقف شدند.
دادههای گروه بورس لندن (LSEG) نیز نشان میدهد نفتکش «آرولیا» که حامل نفت کوره عراق برای سوخترسانی به کشتیها بود، ساعاتی پس از خروج از خلیج فارس در بامداد جمعه، مسیر خود را تغییر داد و بار دیگر به خلیج فارس بازگشت. بر اساس این دادهها، روز چهارشنبه نیز تنها ۱۱ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند؛ رقمی که در مقایسه با میانگین حدود ۱۲۵ کشتی در روز پیش از آغاز درگیریها، کاهش قابل توجهی را نشان میدهد. همچنین برای دومین روز متوالی، هیچ نفتکش غولپیکر حامل نفت خام (VLCC) یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع (LNG) از این آبراه عبور نکرد.
دادههای کپلر همچنین نشان میدهد نفتکش «کلمبیا پراسپریتی» حامل نفت خام عربستان سعودی به مقصد اوکیناوا در ژاپن و نفتکش «کاستاریکا پراسپریتی» حامل نفت خام متوسط بصره عراق به مقصد ترکیه در حرکت هستند. بر اساس اطلاعات این شرکت، هر دو نفتکش در ۱۳ ژوئیه از تنگه هرمز عبور کردهاند، هرچند شرکت «استاندارد اند پورز گلوبال انرژی» زمان عبور آنها را ۱۴ ژوئیه اعلام کرده است. در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ابتدای هفته مدعی شده بود «تنگه هرمز باز است و تحت کنترل ایالات متحده قرار دارد»، دادههای کپلر از کاهش محسوس رفتوآمد کشتیها همزمان با افزایش مخاطرات امنیتی در منطقه حکایت دارد.
رویترز به نقل از برخی کارشناسان گزارش داد که برای افزایش امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و ترغیب شرکتهای کشتیرانی به عبور از این مسیر، ایجاد سامانه دائمی اسکورت دریایی یا اجرای عملیات گسترده برای کنترل مناطق ساحلی جنوب ایران از جمله سناریوهای مطرحشده است. روزنامه والاستریت ژورنال نیز پیشتر گزارش داده بود که اجرای چنین طرحی به مشارکت گسترده نیروهای آمریکایی نیاز خواهد داشت.
دیوید گلدمن در یادداشتی در شبکه سی ان ان می نویسد: مسئله اصلی صرفاً افزایش هزینه عبور از تنگه هرمز نیست، بلکه پیامدهای حقوقی و بیمهای چنین اقدامی اهمیت بیشتری دارد. وی معتقد است حتی اگر شرکتهای کشتیرانی حاضر به پرداخت این هزینهها باشند، ممکن است برخی شرکتهای بیمه به دلیل ملاحظات ناشی از تحریمها از ارائه پوشش بیمهای خودداری کنند.
وی همچنین هشدار میدهد که پیامدهای این روند تنها به تنگه هرمز محدود نخواهد شد. اگر دریافت عوارض از گذرگاههای بینالمللی به رویهای رایج تبدیل شود، سایر کشورهایی که بر آبراههای راهبردی تسلط دارند نیز ممکن است از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان ابزاری برای کسب درآمد یا اعمال فشار سیاسی استفاده کنند. از نگاه او، چنین روندی میتواند هزینه تجارت جهانی را افزایش داده، بر نرخ تورم جهانی اثر بگذارد و رقابتهای ژئوپلیتیکی و روند نظامیسازی در نظام بینالملل را تشدید کند.
برخی تحلیلها و ارزیابیهای منتشرشده در رسانههای اسرائیلی از وجود انتقادها نسبت به روند جنگ و سیاستهای آمریکا در قبال ایران حکایت دارد. در همین راستا، روزنامه «هاآرتص» در تحلیلی که روز جمعه منتشر شد، مدعی شد موضوع تنگه هرمز بهتدریج جایگزین هدف اولیه اعلامشده برای این جنگ شده است؛ هدفی که بر مهار برنامه هستهای ایران و کاهش تهدیدهای ناشی از آن متمرکز بود. این روزنامه همچنین تلاش برای تغییر نظام سیاسی در ایران را فاقد چشمانداز روشن ارزیابی کرد.
هاآرتص در ادامه مدعی شد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در شرایط کنونی برنامهای برای حمله به پایگاههای موشکی، تأسیسات هستهای یا نابودی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران ندارد و همچنین رهبران جمهوری اسلامی را بهطور مستقیم هدف تهدید قرار نداده است. به نوشته این روزنامه، حملات آمریکا به اهدافی در ایران تاکنون محدود و هدفمند بوده و آنگونه که ترامپ اعلام کرده، با هدف افزایش فشار بر تهران برای بازگشت به مذاکرات انجام شده است.
این روزنامه همچنین مدعی شد که در صورت بینتیجه ماندن این فشارها، ترامپ تهدید کرده است از هفته آینده زیرساختهای برق و انرژی ایران را هدف قرار دهد تا تهران به پذیرش مذاکرات وادار شود. با این حال، هاآرتص اجرای چنین سناریویی را از نظر گستردگی و ابعاد، اقدامی کمسابقه توصیف کرد و نوشت با توجه به پراکندگی تأسیسات تولید و توزیع برق در ایران، اجرای چنین طرحی با چالشهای عملیاتی قابل توجهی روبهرو خواهد بود.
این روزنامه همچنین هشدار داد که هرگونه حمله به زیرساختهای حیاتی ایران ممکن است با واکنش متقابل تهران همراه شود. به ادعای هاآرتص، ایران پیشتر اعلام کرده بود در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی خود، توانایی پاسخ متقابل علیه زیرساختهای غیرنظامی کشورهای منطقه را دارد. هاآرتص در پایان این تحلیل، با اشاره به تشدید فضای تنش، نوشت که مشخص نیست هدف نهایی دولت آمریکا از درخواست برای بازگشت ایران به مذاکرات چیست. این روزنامه پرسش مطرح کرد که آیا واشنگتن به دنبال احیای گفتوگوها درباره یادداشت تفاهمی است که حدود یک ماه پیش میان دو طرف امضا شده بود؛ سندی که به گفته ترامپ، هفته گذشته عملاً اعتبار خود را از دست داده است.
دیوید هالبفینگر، کارشناس ارشد مسائل بین الملل در یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز می نویسد: اسرائیل طی هفتههای اخیر در وضعیت بلاتکلیفی ناشی از نوسان مداوم تنش میان آمریکا و ایران قرار گرفته است. در حالی که واشنگتن و تهران میان مذاکره، تهدید و درگیری نظامی در رفتوآمد هستند، اسرائیل عملاً در حاشیه این تحولات مانده است. این وضعیت موجب نگرانی شهروندان شده؛ برخی از گرفتار شدن در خارج از کشور و برخی دیگر از بازگشت به پناهگاهها در صورت آغاز دوباره جنگ هراس دارند. ارتش اسرائیل نیز که همزمان درگیر جبهههای غزه و لبنان است، چشمانداز روشنی برای برنامهریزی ندارد. نظرسنجیها نشان میدهد احساس امنیت اسرائیلیها نسبت به پیش از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران کاهش یافته است، هرچند بسیاری همچنان این وضعیت را بهتر از گزینههای دیگر میدانند.
دیوید هالبفینگر در این یادداشت می نویسد: مهمترین مشکل اسرائیل، اختلاف اهداف آن با دولت دونالد ترامپ است. هدف اصلی ترامپ بازگشایی تنگه هرمز و وادار کردن ایران به بازگشت به مذاکرات است، اما اسرائیل از هرگونه توافق جدید میان واشنگتن و تهران نگران است. از نگاه مقامهای اسرائیلی، یادداشت تفاهم امضاشده در ژوئن به برنامه موشکهای بالستیک ایران، حمایت این کشور از نیروهای مقاومت و نحوه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای نپرداخته و در عین حال زمینه آزادسازی میلیاردها دلار برای تهران را فراهم کرده است. اسرائیل بیم دارد این منابع مالی برای تقویت توان نظامی و شبکههای منطقهای ایران به کار گرفته شود و در نتیجه، تهدیدهای امنیتی علیه خود افزایش یابد.
در پایان یادداشت تاکید می کند سکوت نسبی بنیامین نتانیاهو درباره ازسرگیری جنگ، بیانگر آن است که اسرائیل نمیخواهد در سطح بینالمللی بهعنوان عامل اصلی تشدید درگیری شناخته شود. در شرایط کنونی، ادامه وضعیت انتظار برای اسرائیل کمهزینهترین گزینه محسوب میشود، زیرا هم فرصت بازسازی توان نظامی را فراهم میکند و هم مانع از شکلگیری توافقی میشود که از نگاه تلآویو نامطلوب است.