عصر ایران؛ هومان دوراندیش - در بامداد دیروز، بیستوپنجم تیرماه، تیمهای ملی آرژانتین و انگلستان به مصاف یکدیگر رفتند تا دومین فینالیست جام جهانی مشخص شود؛ دیداری دیدنی، که با برتری آرژانتین خاتمه یافت و خاطرهاش بعید است به این زودیها فراموش شود چراکه یکی از بازیهای کلاسیک تاریخ جام جهانی بود. بیستوپنجم تیرماه از حیث دیگری نیز برای فوتبالدوستان ایرانی اهمیت دارد زیرا در چنین روزی حمیدرضا صدر، مردی که عالمانه عاشق فوتبال بود، چشم بر جهان فرو بست و به ابدیت پیوست.
پنج سال از درگذشت دکتر صدر میگذرد و بدون شک بسیاری از دوستداران فوتبال در ایران، خاطرۀ متفاوت حضور او در برنامههای مربوط به جام جهانی و جام ملتهای اروپا و لیگ قهرمانان اروپا را فراموش نخواهند کرد.
اگر حمیدرضا صدر دیروز همچنان در میان ما بود، معلوم نیست که در نبرد اسپانیا و فرانسه صعود کدام تیم را ترجیح میداد ولی در بازی انگلیس و آرژانتین، قطعا طرفدار انگلیس میبود. دکتر صدر عاشق تاریخ فوتبال بود و ریشههای انگلیسی این ورزش سحّار، طبیعتا نقش مهمی در شیفتگی او نسبت به فوتبال انگلیس ایفا کرده بود.
علاوه بر این، لیگ برتر انگلیس متفاوت از اکثر لیگهای اروپایی است. در بوندسلیگا معمولا بایرنمونیخ قهرمان میشود و در لالیگا یکی از دو تیم رئال مادرید یا بارسلونا. در سری آ هم قهرمان در سه دهۀ گذشته غالبا یوونتوس یا میلان بوده. ولی در لیگ برتر انگلیس، عنوان قهرمانی در انحصار دو یا سه تیم خاص نیست.
اما علاقۀ حمیدرضا صدر به فوتبال انگلیس، هر قدر هم که زیاد بود، احتمالا مانع خوشحالی او از حضور مجدد لیونل مسی در فینال جام جهانی نمیشد. دکتر صدر در سال 1389 در مصاحبه با عصر ایران صریحا گفت که لیونل مسی بهتر از پله است. آنوقتها همه دربارۀ نبوغ مسی حرف میزدند ولی کمتر کسی جرات داشت او را برتر از پله بداند. اما الان قطعا بسیاری طرفداران فوتبال و حتی فوتبالیستهای بزرگی مثل رونالدوی برزیلی و گری لینهکر و حتی تئوریسینی مثل آرسن ونگر، معتقدند مسی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال بوده.
دکتر صدر در آن مصاحبه البته هنوز مارادونا را بهترین بازیکن تاریخ میدانست. بنابراین از نظر او مارادونا شمارهیک تاریخ فوتبال بود، مسی شمارهدو و پله شمارهسه. ولی اگر آقای صدر عزیز مجال تماشای جام جهانی 2022 را پیدا میکرد، او نیز احتمالا مسی را در تاریخ فوتبال برتر از مارادونا مینشاند. هر چند که بعید نمیدانم تا همان سال 2021 هم نظرش چنین شده باشد.
به هر حال، آقای صدر در مقایسۀ پله و مسی به درستی بر این نکته تاکید میکرد که پله در جام جهانی 1962 فقط دو بار به میدان رفت و باقی مسابقات را به علت آسیبدیدگی از دست داد. بنابراین از نظر دکتر صدر، پله دو بار برندۀ جام جهانی شده بود. این حرف معقول است چراکه رونالدوی برزیلی هم در جام جهانی 1994 جزو بازیکنان ذخیرۀ تیم ملی برزیل بود و مدال طلای جام جهانی بر گردنش آویخته شد ولی کسی آن مدال را دال بر این نمیگیرد که رونالدو نازاریا دو بار فاتح جام جهانی شده.

با این حال این نکته را هم نباید فراموش کرد که پله اگرچه تقریبا نقشی در قهرمانی برزیل در جام جهانی 1962 نداشت، ولی علت غیبت او نه کیفیت پایین بازیاش، بلکه آسیبدیدگی بود. ولی دکتر صدر اگر امروز در میان ما بود، قطعا میگفت همین نکته نشان میدهد که برزیل بدون پله هم میتوانست قهرمان شود (و شد) اما آرژانتین در جام 2022 بدون مسی نمیتوانست قهرمان شود و در جام 2026 هم بدون مسی محال بود به فینال برسد؛ بنابراین سهم پله در موفقیتهای برزیل از سال 1958 تا 1970، به اندازۀ سهم مسی در موفقیتهای تیم ملی آرژانتین طی سالهای 2021 تا 2026 نبوده.
باری، اگر دکتر صدر در 24 تیر 1400 از دنیا نرفته بود، در 24 تیر 1405 احتمالا با حسی دوگانه تماشاگر جدال انگلیس و آرژانتین میشد. یعنی از یکسو خواهان پیروزی سهشیرها و قهرمانیشان در پایان جام بود، از سوی دیگر نیز دوست میداشت که مسی برای دومین بار فاتح جام جهانی شود تا از این حیث چیزی از پله کم نداشته باشد.
اما اگر از جام جهانی 2026 بگذریم، دربارۀ دکتر صدر باید گفت که او علاقهای ویژه به «جامعهشناسی فوتبال» داشت. مثلا برایش جالب بود و دربارۀ این موضوع تحقیق هم کرده بود که در فوتبال اروپا، بعضی تیمها «تیمهای کارگری»اند. اولین بار دکتر صدر به حقیر گفت دورتموند یک تیم کارگری است؛ به این معنا که بسیاری از طرفدارانش، کارگران صنعتی شهر دورتموند هستند و روزهای تعطیل با شیشههای آبجو به ورزشگاه میآیند تا لَختی از سختی کار بیاسایند و به زیبایی فوتبال دل بدهند.
همچنین آقای صدر یکبار در تلویزیون تیم «ویگان» رد لیگ برتر انگلیس را مثال زد که طرفدارانش اکثرا متعلق به طبقۀ کارگر هستند و در شهر کوچکشان ورزشگاهی بیستهزارنفره دارند و یک هفته در میان، که ویگان بازیِ خانگی دارد، به ورزشگاه میآیند و با تماشای فوتبال از زندگی لذت میبرند.
تیم ویگان مدعی قهرمانی در لیگ برتر جزیره نیست، ولی برای کارگرانی که طرفدار ویگاناند، این نکته اهمیتی ندارد. آنها صرفا با تماشای یک بازی زیبا و شجاعانه از تیمشان، خشنود به خانه برمیگردند. اگر ویگان ببرد، چه بهتر؛ ولی اگر ویگان ببازد، همین که جانانه بازی کرده باشد، چیزی از عشق و علاقۀ تماشاگران ویگانی به تیمشان کم نمیشود.
به نظرم دکتر صدر به بسیاری از ما آموخت که در فوتبال فقط «موفقیت» مهم نیست، بلکه «جانانه جنگیدن» و «زیبا بازی کردن» نیز مهم است؛ و چه بسا این دو مهمتر از اولی باشند. در جام جهانی 1982 تیمهای آلمان و اتریش از گروهشان صعود کردند و الجزایر با اینکه آلمان را 2 بر 1 برده بود، نتوانست از گروه صعود کند؛ ولی در تاریخ فوتبال، از آن تیم الجزایر همیشه به نیکی یاد شده چراکه با قلبش بازی میکرد و آلمان را 2 بر 1 برد و شیلی و را نیز 3 بر 2. هیچ کس انتظار چنان نمایشی را از یک تیم آفریقایی نداشت و نکته دقیقا همین بود: ارائۀ یک نمایش به یاد ماندنی.
دربارۀ دکتر صدر به این نکته زیاد اشاره شده که او باعث شد فرهیختگان جامعۀ ایران بابت علاقهشان به فوتبال شرمنده نباشند و این قسمت از زندگیشان را مخفی نکنند. مثلا سالها پس از مرگ احمد شاملو، همسر بزرگوارش آیدا در گفتوگویی از علاقۀ شاملو به فوتبال گفت و آن موقع بود که تازه همه فهمیدند شاملو طرفدار تیم بارسلونا بوده. ولی شاملو در نوشتهها و مصاحبههایش ظاهرا به این موضوع اشاره نکرده بود.
در تابستان 1371، زمانی که حمیدرضا صدر جزو منتقدین مجلۀ «فیلم» بود، جام ملتهای اروپا تازه به پایان رسیده بود و در اولین شمارۀ این مجله پس از قهرمانی دانمارک در آن جام، پروندهای ویژۀ جام ملتهای 1992 اروپا منتشر شد. و تازه آنوقت بود که خوانندگان مجلۀ «فیلم» فهمیدند بسیاری از منتقدین جدی و باسواد این مجله، چقدر دوستدار و شیفتۀ فوتبالاند.
این ماجرا پس از جام جهانی 1994 نیز تکرار شد و مجموعهنوشتههای خواندنی منتقدین مجلۀ فیلم دربارۀ فوتبال و جام جهانی و پوشش تلویزیونی این مسابقات در ایران، واقعا برای فوتبالدوستان ایرانی، که برای اولین بار مسابقات جام جهانی را به صورت زنده تماشا میکردند، جذاب و آموزنده بود.
در پرداختن بیسابقۀ مجلۀ «فیلم» به فوتبال، چه پس از یورو 92 و چه بعد از جام جهانی 1994، ظاهرا حمیدرضا صدر نقش مهمی داشت. او فوتبال را عاشقانه دوست میداشت و از اینکه این عشقش را ابراز کند، شرم و ابایی نداشت. خصلت دراماتیک فوتبال، برای دکتر صدر جاذبۀ ویژهای داشت و در واقع باید گفت فوتبال از نظر او یک «درام» بود، درامی که میتوانست یک تراژدی شود و تا همیشه در ذهن تماشاگرانش باقی بماند.

کسانی که با دکتر صدر آشناترند، بد نیست که دربارۀ نظرات بیاننشدۀ او راجع به موضوعات گوناگون تاریخ فوتبال و یا علائق فوتبالی او بنویسند. مثلا دکتر صدر، به قول خودش، یک آرشیویست بود. یعنی مسابقات مهم فوتبال را ضبط میکرد و در آرشیو شخصیاش قرار میداد. خودش یکبار در پارک قیطریه برای نگارنده تعریف کرد که بازیهای مهم جام جهانی 1982 را، که در تلویزیون ایران با گزارش مجید وارث پخش میشدند، روی نوارهای ویدئوی همان زمان ضبط کرده بود و سالها بعد، ویدئوی چند بازی مهم با گزارش مجید وارث را تحویل خود جناب وارث داده بود و شادی و شگفتی آن گزارشگر بیهمتا را برانگیخته بود.
یا مثلا یکبار هم در اواخر پاییز 1396 که تلفنی مزاحم دکتر صدر شدم تا دربارۀ بهترین دروازهبان تاریخ فوتبال با او مشورت کنم، متوجه شدم که آقای صدر تقریبا موافق است که یاشین را باید بهترین دروازهبان تاریخ فوتبال بدانیم و بوفون هم جزو سه نفر اول است. تا قبل از ظهور بوفون و نویر در دنیای دروازهبانی، تقریبا اجماع کارشناسان بر این بود که یاشین بهترین دروازهبان تاریخ فوتبال است و نفر دوم کسی نیست جز گوردون بنکس افسانهای؛ دروازهبان تیم ملی انگلیس در جامهای جهانی 1966 و 1970.
البته ناصر حجازی در اوایل دهۀ 1370 در مصاحبه با مجلۀ «طنز و کاریکاتور» گفته بود بنکس بهترین دروازهبان تاریخ بود. در نظرخواهی مشهوری که سال 2020 با اخذ نظر بیش از 170 خبرنگار و کارشناس زبده و خبره به عمل آمد، لِو یاشین بهترین گلر تاریخ فوتبال شد و پس از او بوفون و نویر قرار گرفتند. هر طور که حساب کنیم، در انتخاب پنچ گلر برتر تاریخ، کاسیاس و بنکس را هم باید بگنجانیم. باری، دکتر صدر در آن عصر پاییزی تقریبا قبول داشت که یاشین بهترین بوده و بوفون اگر نفر دوم نباشد، حتما جزو سه گلر برتر تاریخ جای میگیرد.
دربارۀ آرشیو فوتبالیِ حمیدرضا صدر هم، دختر ایشان توضیح داده است که آن آرشیو را در سالهای پایانی عمرش از او دزدیدند و همین واقعه گویا نقش مهمی در کاستهشدن مقاومتش در برابر بیماری ایفا کرد. معلوم نیست آن طرار ناجوانمرد چه کسی بوده ولی هر که بوده، حتما سزای عملش را خواهد دید؛ که ملّای روم گفته است:
چونکه بد کردی ز بد ایمن مباش
چونکه بذر است و برویاند خداش
فعل تو که زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت
دربارۀ دکتر صدر عزیز ساعتها میتوان گفت و نوشت. او مردی فرهیخته و بسیار خوشایند و عمیقا مودب و حقیقتا نیکسیرت بود و از هر آنچه که مایۀ تکاثف روحی بود، میپرهیخت. مثلا روزی در تحریریۀ یکی از نشریات، بچههای جوانتر تحریریه میخواستند برای او بخوانند که روزنامۀ گردنکلفت و بهتانگوی اصولگرایان، در شمارۀ آن روزش چه چیزهایی علیه صدر نوشته؛ ولی دکتر صدر گفته بود: «نه، نه! من حتی نمیخوام بدونم آنها چی نوشتهاند!» و خلاصه، شنوندۀ نقد بهتانآلود آن روزنامۀ همهکسستیز نشده بود تا روح لطیفش با شنیدن آن اباطیل، کثیف نشود!
صدر اگرچه شیفتۀ لیورپول بود، ولی به بسیاری از ما آموخت که میتوان در فوتبال «تماشاگر» بود و لازم نیست حتما «طرفدار» باشیم. او دقیقا به دلیل همین رویکرد و روحیه، از تماشای فوتبال لذت میبرد. فوتبال زیبا را به پیروزی این یا آن تیم ترجیح میداد. اگر هم میخواست کمی طرفدار باشد، بویژه در تورنمنتهای ملی، معمولا ترجیح میداد تیمهای ضعیفتر برنده شوند؛ زیرا به خوبی میدانست که مثلا صعود الجزایر به مرحلۀ یکهشتم نهایی جام جهانی 2014، چه جشن ملی بزرگی برای الجزایریهای محروم از دموکراسی و رفاه رقم میزند.
دکتر صدر در بین کارشناسان فوتبال ایران، مردی بیتا بود که البته فرزندان معنوی بسیاری پیدا کرد. چه بسیار ورزشینویسان جوانی که تحت تاثیر شخصیت فرهیختۀ او، با جدیت بیشتری مطالعه کردند و ملتفت شدند که اشتیاقِ تنها کافی نیست و باید دانایی را هم به آن افزود. روحش شاد و یادِ گرامیاش، جاودانه باد.