به گزارش سرویس جهان مشرق، در هفته گذشته، فیلمی از تصاویر ماهوارهای ناوگان پنجم نیروی دریایی ارتش تروریست آمریکا منتشر شده که نشان می دهد، پس از حملهی تروریستی هفته گذشته رژیم تروریست آمریکا به چند نقطه در جنوب کشورمان، حملات تنبیهی یگانهای موشکی و پهپادی کشورمان، به صورت دقیق و نقطهزن، تاسیسات باقیمانده در این پایگاه را مورد اصابت و انهدام قرار دادهاند.
جدای از مباحثی که بار دیگر(با انتشار این تصاویر) میان کارشناسان نظامی بینالمللی دربارهی قدرت و دقت توان موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران درگرفته، این بحث جنجالی نیز مطرح شده که پنتاگون درباره توان و نرخ رهگیری سامانههای ضدموشکی فوقگرانقیمت خود چه میزان اغراق می کند.
بر اساس اظهارات پروفسور «تئودور پوستل» (Theodore Postol)، فیزیکدان برجسته دانشگاه امآیتی(موسسه فناوری ماساچوست)، و نیز شواهد میدانی و نظرات دیگر صاحبنظران، این پرسش جدی مطرح شده است که آیا نرخ رهگیری اعلامشده برای سامانههای ضدهوایی مانند «پاتریوت» و «گنبد آهنین» واقعیت دارد یا صرفاً تبلیغاتی برای پوشش شکستهاست.
در ادامه، دیدگاه پروفسور پوستل و نیز نظرات کارشناسان دیگری که چنین آماری را زیر سؤال بردهاند، بهتفکیک ارائه میشود.
۱. دیدگاه پروفسور تد پوستل (استاد فیزیک امآیتی)
پروفسور پوستل که یکی از معتبرترین منتقدان سامانههای دفاع موشکی در جهان است، با استناد به فیلمهای منتشرشده از حملات اخیر و نیز اصول فیزیک حاکم بر برخورد موشکها، ادعای پنتاگون و ارتش اسرائیل مبنی بر رهگیری حدود ۹۰ درصد موشکهای بالستیک ایرانی را کاملاً بیاساس میداند. او معتقد است:
به گفتهی این فیزیکدان، نرخ واقعی رهگیری بسیار پایین است؛ بهگونهای که احتمالاً فقط ۲ تا ۳ درصد از موشکها بهدرستی منهدم شدهاند و بیش از ۹۰ درصد آنها به اهداف خود اصابت کردهاند.
او این سوال را مطرح می کند: «چگونه یک رهگیری موفق را تشخیص دهیم؟» از دیدگاه او، یک انفجار بزرگ و پایدار در آسمان تنها زمانی نشانه رهگیری موفق است که پس از آن، هیچ جسمی (کلاهک یا بدنه موشک) به سمت زمین ادامه مسیر ندهد. اما در بسیاری از فیلمها، پس از انفجار رهگیر، یک شیء نورانی همچنان به پایین سقوط میکند و سپس روی زمین منفجر میشود – این یعنی کلاهک اصابت کرده و پدافند ناموفق بوده است.
مشکل فنی پاتریوت:
نسخه قدیمیتر از فناوری رهگیر پاتریوت(PAC-2) با پرتاب ترکش کار میکند که برای موشکهای بالستیک سریع کارایی ندارد، زیرا ترکشها معمولاً فقط بدنه را آسیب میزنند و کلاهک سالم به هدف میرسد.

نسخه جدیدتر (PAC-3) از روش «برخورد مستقیم» استفاده میکند، اما برای موفقیت باید دقیقاً به دماغه و محل کلاهک بزند. درحالیکه رادار آن بهخاطر بازتاب ضعیف کلاهک، در تشخیص دقیق آن ناتوان است و سرعت بالای برخورد نیز خطا را افزایش میدهد.
تکرار تاریخ دروغین: پروفسور پوستل به جنگ اول خلیج فارس (۱۹۹۱) اشاره میکند که نیروی هوایی آمریکا ادعا کرد پاتریوت ۹۶ درصد موشکهای اسکاد عراقی را رهگیری کرده، اما تحقیقات مستقل بعدی (از جمله بررسی خود پوستل و انجمن فیزیک آمریکا) نشان داد که نرخ موفقیت عملاً نزدیک به صفر بوده است.
هشدار نهایی: پوستل تأکید میکند که چنین تبلیغاتی نهتنها افکار عمومی را گمراه میکند، بلکه باعث تخصیص اشتباه بودجههای کلان، ایجاد امنیت کاذب و اتخاذ راهبردهای نادرست در سطح ملی میشود.
۲. دیگر صاحبنظران و منابع معتبر که نرخ رهگیری را زیر سؤال بردهاند
پوستل در این نظرات، تنها نیست. کارشناسان نظامی، نهادهای نظارتی و حتی برخی مقامات سابق نیز بهطور جداگانه به این موضوع پرداختهاند:
جورج لوئیس (همکار پوستل در امآیتی): او همراه با پوستل در تحقیقاتشان ثابت کردند که دادههای ارائهشده توسط ارتش در جنگ ۱۹۹۱ برای اثبات ادعای موفقیت پاتریوت کافی نبوده و عملکرد واقعی سامانه «بسیار پایین» بوده است.

دیوان محاسبات آمریکا (GAO): این نهاد در گزارش سال ۱۹۹۲ خود رسماً اعلام کرد که از میان ادعاهای رهگیری موفق، فقط ۹ درصد تأیید شده و مابقی قابل اثبات نبوده است.
یک مقام ناشناس آمریکایی: به گزارش برخی رسانهها، یکی از مقامات پنتاگون بهطور محرمانه گفته است که سامانههای ضدموشکی مستقر در منطقه در مقابل حملات اخیر موشکی و پهپادی ایران «عملکرد چندان مطلوبی نداشتهاند».

سرلشکر ایهور روماننکو (معاون سابق ستاد کل ارتش اوکراین): او در تحلیلی درباره عملکرد پاتریوت در اوکراین اذعان کرد که نرخ رهگیری این سامانه در مقابل موشکهای پیشرفته روسی، از حدود ۴۰ درصد به تنها ۶ درصد کاهش یافته است.
سرهنگ آناتولی ماتویچوک (کارشناس نظامی روس):او نیز تأکید کرده که پاتریوت در برخورد با موشکهای مافوقصوت مانند «کینژال» و «زیرکون» که مسیرهای غیرقابلپیشبینی دارند، عملاً ناتوان بوده و اکثر قریببهاتفاق آنها به اهداف میرسند.
۳. شکست سامانههای رهگیر روسی در برابر پهپادهای اوکراین
مشکل تنها به «پاتریوت» آمریکایی محدود نمیشود. اگر سامانههای آمریکایی در برابر موشکهای بالستیک ایرانی ناموفق بودهاند، سامانههای گرانقیمت و پرآوازه روسی نیز در برابر پهپادهای ارزانقیمت اوکراینی عملاً فروپاشیدهاند. این موضوع نشان میدهد که اصل فناوری رهگیری با چالش بنیادین روبهروست، نه صرفاً یک سامانه خاص.

روسیه همواره خود را دارندهی یکی از متراکمترین و پیشرفتهترین شبکههای پدافند هوایی جهان معرفی میکرد؛ سامانههایی مانند اس-۴۰۰، پانتسیر-اس۱ و تور که بهعنوان ستونهای دفاعی این کشور در برابر حملات هواپایه معرفی میشدند. اما جنگ اوکراین نشان داد که این «پردهی آهنین» بهظاهر نفوذناپذیر، در برابر حملات ساده اما پرحجم پهپادی، بهشدت آسیبپذیر است.

در تاریخ ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶، پهپادهای اوکراینی با عبور از سه لایه پدافندی حومه مسکو، پالایشگاه بزرگ کاپوتنیا را در جنوبشرقی پایتخت روسیه هدف قرار دادند و انفجار مهیبی ایجاد کردند. فیلمهای منتشرشده نشان میدهد که یکی از موشکهای پدافندی روسیه در تلاش برای رهگیری، بهاشتباه خودِ مخازن سوخت پالایشگاه را هدف میگیرد و عملاً کار پهپاد اوکراینی را کامل میکند. این در حالی است که آن پالایشگاه به دو سامانه «پانتسیر» و یک سامانه «تور» مجهز بوده است.
تا پایان سال ۲۰۲۵، پهپادهای اوکراینی بیش از ۱۶۰ حمله موفق به تأسیسات نفتی روسیه انجام دادهاند که نتیجه آن تعطیلی حدود ۳۷ تا ۳۸ درصد از ظرفیت پالایش نفت خام روسیه بوده است. روسیه مجبور شده شمار زیادی از سامانههای اس-۴۰۰ و پانتسیر را از جبهههای شرقی به اطراف مسکو منتقل کند که این جابهجایی، جبهههای اصلی را از پدافند تهی کرده است.
کارشناسان نظامی معتقدند که رادارهای سامانههای روسی برای شناسایی اهداف فلزی (مانند هواپیماها و موشکهای کروز) طراحی شدهاند، درحالیکه پهپادهای اوکراینی از مواد کامپوزیتی مانند پلاستیک و تخته سهلایه ساخته شدهاند که بازتاب راداری بسیار ضعیفی دارند. از سوی دیگر، هزینه هر موشک رهگیر روسی (چند میلیون دلار) در برابر قیمت ناچیز یک پهپاد (چند هزار دلار) از نظر اقتصادی بهکلی غیرمنطقی و شکستخورده است.
دیمیتری کوزیاکین، متخصص پهپادهای روسی، آشکارا اذعان کرده است که سامانههای پدافندی پیشرفته جهان حتی قادر به رهگیری ۸ درصد از پهپادهایی که روزانه به روسیه حمله میکنند نیستند.
این شکست فاحش روسیه، دقیقاً همسو با نقدی است که پروفسور پوستل بر «پاتریوت» آمریکایی وارد میکند: تبلیغات پرزرقوبرق، هزینههای سرسامآور، و عملکرد فاجعهبار در میدان نبرد. هر دو نمونه (آمریکا در برابر موشکهای ایران، و روسیه در برابر پهپادهای اوکراین) حاکی از آن است که فناوری کنونی رهگیری، چه از نوع آمریکایی و چه روسی، نتوانسته است وعدههای «گنبد آهنین» و «سپر آسمانی» را جامه عمل بپوشاند و به احتمال زیاد، این سیستمها نیاز به بازنگری اساسی از پایه دارند.
۴. جمعبندی و نتیجهگیری
با گردآوری دیدگاههای فوق، میتوان نتیجه گرفت که:
۱. بین ادعاهای رسمی و واقعیت میدانی فاصله زیادی وجود دارد. فیلمهای منتشرشده و تحلیلهای فنی نشان میدهند که بسیاری از انفجارهای هوایی صرفاً انفجار خود رهگیر بوده و کلاهک اصلی به کار خود ادامه داده است.
۲. تاریخ تکرار میشود. داستان موفقیت ۹۶ درصدی سامانههای رهگیر موشکی آمریکا در جنگ خلیج فارس با اندکی تغییر دوباره روایت شده و نهادهای بیطرف بارها ثابت کردهاند که چنین نسبتی اغراقآمیز است.
۳. شرکتهای سازنده سلاح، ارتشها و دولتهای ذینفع انگیزه زیادی برای بزرگنمایی تواناییهای خود دارند. همچنین طبقهبندی اطلاعات، امکان راستیآزمایی مستقل را از بین میبرد.
۴. عواقب خطرناک: باور به این آمارهای غیرواقعی، کشورها را به سرمایهگذاری بر روی سامانههای ناکارآمد و تصمیمگیریهای راهبردی اشتباه سوق میدهد و درنهایت امنیت ملی را به مخاطره میاندازد.
بنابراین، به نظر میرسد که اظهارات پروفسور پوستل نهتنها از پشتوانه علمی قوی برخوردار است، بلکه با شواهد عینی و نظرات دیگر متخصصان نیز همخوانی دارد. در نتیجه، باید با نقد و تردید جدی به آمارهای رسمی منتشرشده در حوزه دفاع موشکی نگریست.











