به گزارش "ورزش سه"، نیمهنهایی انگلیس و آرژانتین یک رقابت شدید را در خود پنهان دارد که به جنگ مالویناس مربوط میشد. چهار سال بعد، در سال ۱۹۸۶، آنها در مکزیک یک بازی افسانهای انجام دادند. خورخه والدانو در آن بازی حضور داشت.
خورخه والدانو جام جهانی را در مکزیکوسیتی با تلویزیون آزتکا گزارش میکند. چند ساعت مانده به تقابل تاریخی آرژانتین و انگلیس در آتلانتا، او با نشریه آاس مسابقهای با ویژگیهای تاریخی را مرور میکند، مانند همان بازی که خودشان در سال ۱۹۸۶ مقابل انگلیسیها انجام دادند؛ یک بازی فراموشنشدنی، بازی «دست خدا» و «گل قرن».

بازی مقابل آنها در زمان ما که تنها چهار سال از جنگ مالویناس گذشته بود، با اکنون که چهل و چهار سال گذشته است، یکسان نیست. آرژانتین ما مقابل یک زخم باز بازی کرد؛ اما این فوتبالیستها اکنون با یک خاطره بازی میکنند. آن بازی سال ۸۶ توصیفگر یک کشور بود؛ اما اکنون این مسابقه صرفاً از نظر فوتبالی توصیف میشود.
ما باید احساسات خود را کنترل میکردم. در غیر این صورت، این خطر وجود داشت که بازی را با سه بازیکن کمتر به پایان برسانیم. دقیقاً به همین دلیل مقایسه آن بازی با این بازی ناعادلانه است. آن بازی به تاریخ پیوست چون مارادونا آن را به یک اثر هنری تبدیل کرد.
قدرت این تأثیر بیشتر از هر چیز دیگری، اجتماعی بود. از نظر سیاسی چندان از آن بهرهبرداری نشد. ما در زمان دولت آلفونسین بودیم که برای فاصله گرفتن از دیکتاتوری و تمام اتفاقاتی که در سال ۷۸ رخ داده بود، رفتار نسبتاً ملایمی با بازیکنان داشت داشت. البته نمایندگانی بودند، به یاد دارم، که میخواستند بازی را به جنگی با ابزارهای دیگر تبدیل کنند. مثلاً یکی از آنها خواست که بازی نکنیم.
مارادونا به عنوان یک بازیکن فوتبال وارد آن جام جهانی شد و برای همیشه به عنوان یک قهرمان ملی از آن خارج شد. آن تورنمنت همه ما را تحت تأثیر قرار داد، اما هیچکس را به اندازه او دگرگون نکرد. هیچکس نتوانست اثر هنری مانند کار او را مقابل انگلیسیها خلق کند. دیگو دو جنبه را نشان میداد که معرف یک آرژانتینی است: زیرکی و نبوغ فوقالعاده. او در آن بازی مثل یک بمب بود.

دو لحظه تاریخی در فوتبال در آن بازی آرژانتین و انگلیس ثبت شد: «دست خدا» و «گل قرن» که او در هر دو نقش داشت.
بله، اینها نیز دو تعریف و دو لقب کاملاً آرژانتینی هستند. در آن زمان ما تحت نظارت قانون کمکداور ویدئویی نبودیم. آن فوتبال قدیمی بود. اکنون فوتبال پر از رفتارهای مصنوعی شده است. در دوران ما آزادی عمل بیشتری وجود داشت و این دقیقاً همان چیزی بود که دیگو در آن بازی نشان داد: آزاد بودن. ببینید، در این دوران من توخل را میبینم و او را حتی برای یک مربی، بیش از حد مربی و قانونمند میدانم. با وجود اینکه بیلاردو بسیار تاکتیکی بود، اما بازیکنان در زمین بیشتر از حالا به حال خود رها بودند و آزادی داشتند.
دقیقاً به یاد ندارم. آنچه در ذهنم مانده، چیزی است که خودم داخل زمین به او گفتم. درون زمین از او پرسیدم که آیا گل با دست بوده است؟ پاسخ او کاملاً شبیه مارادونا بود: «بعداً در پایان بازی بهت میگم.»
آن گل به قدری بازتاب داشت که من حتی یک مقاله اختصاصی درباره آن حرکت برای فرانس فوتبال نوشتم. همه چیز درباره آن گل گفته و دیده شده است. این همان اثر هنری است که قبلاً دربارهاش صحبت کردیم.
این یک کار بداهه بود. اکنون به گونهای تعریف میشود که انگار یک نبوغ بوده است، اما واقعیت این است که بیست و چهار ساعت مانده به بازی ما لباسی برای بازی کردن نداشتیم. این موضوع چیزی برای تمجید نداشت، اما با این حال، حتی آن ماجرا هم به خاطر افسانه آن مسابقه به اتفاقی بزرگ تبدیل شده است.
کاملاً. بازی سال ۸۶ روی یک چمن ناهموار انجام شد و حتی میتوانم بگویم انگلیس هنوز بازی ساده و ابتدایی داشت. این مارادونا بود که آن بازی را به چیز دیگری تبدیل کرد. زمان زیادی گذشته است. لیگ برتر فعلی آزمایشگاه فوتبالی جهان است و توخل تیمی پیچیده ساخته است. آرژانتین در مقابل قدرت رقابت خود را افزایش داده است، هرچند در بازی آخر از نظر بدنی و کیفیت بازی با افت مواجه شد.

آنها قبلاً با هم کار کردهاند، دیگو به عنوان مربی و لئو به عنوان بازیکن. من معتقدم نبوغها همدیگر را میشناسند و مارادونا که یک یاغی حرفهای بود، مسی را تحسین میکرد.
او بیست سال اخیر تاریخ فوتبال را بزرگتر کرده است. به طور غیرمنتظرهای، او در سالهای اخیر توانسته است به مسیر پادشاهی برسد. این نشان میدهد که استعداد در فوتبال قادر است فراتر از هر چیزی قرار گیرد. در فوتبال امروز تحلیل بیش از حد حاکم شده است. جزئیات مربوط به تواناییها و کارهای حریف با دقت سنجیده میشود. اما با مسی آنها نمیتوانند کاری کنند. نه، با او نمیتوانند. برای او در بسیاری از مواقع راه رفتن روی چمن کافی است. این شگفتانگیز است.
خب، هیچکدام از دو تیم کامل نیستند. بازی دارای جنبههای تاریخی و فوتبالی بسیار بزرگی است. هر دو تیم سختی کشیدند و برای حضور در نیمهنهایی به زمانهای اضافه و دشوار نیاز داشتند. تفاوت در این است که انگلیس گلزن دیگری پیدا کرده است. با بلینگام، اسلحه آنها دو لول دارد. آرژانتین همه چیز را روی مسی متمرکز کرده است، هرچند گلهای خولین و لائوتارو میتواند آنها را نیز فعال کند.