تحمل، گمشده مطلق رفتارهای شهری، به گونهای که کوچکترین اصطکاکی، از یک برخورد جزئی در پارکینگ تا یک نگاه ناخواسته در خیابان، میتواند جرقه درگیریهای لفظی و حتی فیزیکی را روشن کند. ما در جامعهای زندگی میکنیم که آستانه تحمل شهروندان آن به قدری کاهش یافته که مرز میان اعتراض مشروع و خشونت غیرموجه کمرنگ شده است.
این پدیده، دیگر تنها یک رفتار ناپسند فردی نیست، بلکه به یک بحران اجتماعی تبدیل شده است. پژوهشگران مسائل اجتماعی و کارشناسان روانشناسی هشدار میدهند که اگر ریشه این بیتابی جمعی، یعنی ضعف در مهارتهای ارتباطی و مدیریت خشم، درمان نشود، هزینههای جبرانناپذیری از جمله افزایش آمار جرائم درگیری، آسیبهای روانی و کاهش کیفیت زندگی را متحمل خواهیم شد. خشونت شهری، زاییده نادیده گرفتن فضای شخصی دیگران و ناتوانی در پذیرش تفاوتها و خطاهای احتمالی است.
اما اینکه چگونه میتوانیم، پیش از آنکه خشونت به عادت روزمره تبدیل شود، مهارت تحمل را دوباره به رفتارهای شهری بازگردانیم سؤالی است که باید بیشتر به آن توجه شود.
یک پژوهشگر مسائل اجتماعی، با اشاره به اینکه خشونت یک پدیده تکبعدی نیست و ریشه در ضعف مهارتهای ارتباطی و تابآوری اجتماعی دارد، افزود: یکی از راهکارهای کلیدی و کمتر مورد توجه، استفاده خلاقانه از زبان هنر در فرآیند آموزش و فرهنگسازی است.
عباس عابدی، در گفت و گو با ایسنا گفت: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل تبلیغات اسلامی و تمامی نهادهای فعال در عرصه هنر، ظرفیت عظیمی برای تغییر نگرشها دارند و باید برنامههای آموزشی عملیاتی را با زبان هنر اجرا کنند. هدف این است که به شهروندان بیاموزیم در مواجهه با بحرانها و خشونتها، چه واکنشی صحیح و سازنده است.
وی بر نقش بنیادین هنر، رسانه و آموزشهای شهروندی در مقابله با پدیده خشونتهای اجتماعی تأکید و اظهار کرد: برای کاهش تعارضات خیابانی و خانگی، باید از رویکردهای خشک و قهری فاصله گرفته و به سمت آموزشهای میانرشتهای با بهرهگیری از ظرفیتهای هنری و فرهنگی حرکت کنیم.
این استاد دانشگاه پیامنور ضرورت گسترش آموزشهای مهارتهای ارتباطی، ارتقای آستانه تحمل و نهادینهسازی فرهنگ قانونمداری را از ارکان اصلی پیشگیری از جرم و آسیبهای اجتماعی برشمرد.
وی با طرح مثالهای ملموسی از زندگی روزمره گفت: تصور کنید خانمی در معرض خشونت قرار گرفته است؛ آیا راهکار عملی و حقوقی برای خروج از بحران دارد یا باید صرفاً سکوت کند؟ در مقابل، اگر آقایی در خیابان دچار خشم شود، یا در یک تصادف رانندگی جزئی، آینه خودرویی شکسته شود، چگونه باید واکنش نشان داد؟ پاسخ به این سؤالات نیازمند آموزشهای مدون و انتقال مهارت از طریق زبان هنر است. هنر میتواند سناریوهای مختلف را شبیهسازی کرده و به فرد بیاموزد که چگونه خشم خود را مدیریت کند.
این پژوهشگر مسائل اجتماعی با انتقاد از عدم بهرهگیری کافی از زیرساختهای فرهنگی، بیان کرد: هنرمندان در اختیار مسئولان فرهنگی هستند و باید از پتانسیل فرهنگسراها، سراهای محله و خانههای فرهنگ برای برگزاری کارگاههای آموزش تابآوری و تحمل استفاده کرد. این موضوع یک ضرورت اجتنابناپذیر است تا از تکرار پروندههای خشونتآمیز در مراجع قضایی جلوگیری شود.

???/وی اظهار کرد: امروز مشاهده میشود که برخورد در خیابانها اغلب به ناسزاگویی، فحاشی و تهدید ختم میشود. راهکار ورود به این میدان، حضور جدی و هوشمندانه زبان هنر در عرصه جامعه فرهنگی است.
عابدی بر لزوم بازنگری در رویکرد ادارات دولتی و عمومی تأکید کرد و گفت: ادارات مربوطه باید آموزشهای مهارت ارتباطی را نه به صورت خشک، رسمی و کلاسیک، بلکه با ادبیات هنری، جذاب و تعاملی برای جامعه هدف اجرا کنند. هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ، نقش کلیدی و خطیری در سالمسازی اجتماعی دارند و میتوانند با تولیدات هنری متنوع از جمله تئاتر خیابانی، سینما، گرافیک و... از آسیبهای اجتماعی کاسته و سطح هوشیاری اجتماعی را ارتقا دهند.
وی با طرح یک پرسش انتقادی ادامه داد: ما چقدر در زمینه اطلاعرسانی و فرهنگسازی مهارت ارتباطی، تابآوری و آستانه تحمل تلاش کردهایم؟ آیا ادارات فرهنگی برنامهریزی منظم و پایش شدهای برای برگزاری کارگاههای تخصصی در این حوزه دارند؟ آمارها نشان از وجود خلأهای جدی در سیاستگذاریهای فرهنگی پیشگیرانه است.
این پژوهشگر مسائل اجتماعی در ادامه بر نقش حیاتی دستگاههای آموزشی و تربیتی تأکید و اظهار کرد: آموزش مهارتهای ارتباطی بدون خشونت باید از بدو ورود به مدرسه آغاز شود. این کار باید با هماهنگی کامل دستگاه قضا، وزارت آموزش و پرورش و دانشگاهها صورت گیرد. تنها آموزش دانشآموزان کافی نیست؛ آموزش والدین دانشآموزان، معلمان و حتی کارکنان ادارات خدماتی در این حوزه اهمیت مهمی دارد.
عابدی گفت: آموزش مهارتهای ارتباطی بدون خشونت در تربیت کودکان، آموزشهای مرتبط با پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و همچنین و تأکید بر موضوع خشونت از ضروریات است.
پیشگیری از خشونت فقط یک دغدغه اخلاقی یا روانشناختی نیست
پیشگیری از خشونت فقط یک دغدغه اخلاقی یا روانشناختی نیست، بلکه یک ضرورت امنیتی و قضایی است. با افزایش پروندههای درگیری و خشونت، بار سنگینی بر دوش دستگاه قضایی و زندانها گذاشته میشود؛ بنابراین، باید از رویکرد واکنش پس از جرم به رویکرد پیشگیری فعال تغییر مسیر دهیم.
دادستان کاشمر با اشاره به نقش رسانه ملی افزود: ما نیازمند تولید برنامههای مستند و آموزشی هستیم که با بازگو کردن داستانهای واقعی قربانیان و مجرمان خشونت، به جامعه هشدار دهند. مثلاً مصاحبه با فردی که به دلیل یک اختلاف ساده رانندگی مرتکب قتل شده، میتواند مانند یک درس عبرت برای میلیونها بیننده باشد. این کار باید با همیاری روانشناسان و جامعهشناسان انجام شود تا تحلیل عمیقی از پیامدهای خشونت ارائه گردد.
حجتالاسلام اسماعیل بلوچزاده، بر لزوم گسترش فرهنگ قانونمداری تأکید کرد و افزود: اگر قانون حاکمیت مطلق داشته باشد و شهروندان بدانند که هرگونه تجاوز به حقوق دیگران، پیگرد قانونی مشخصی دارد، بسیاری از درگیریهای خیابانی پیشگیری میشود؛ اما این قانونمداری بدون آگاهیبخشی ممکن نیست.
وی در خصوص ظرفیتهای محلی گفت: باید از ظرفیت مساجد، هیئتها و معتمدین محلی برای ترویج صلح و دوستی استفاده کنیم. در ایام محرم، میتوانیم مفاهیم عبادی صبر را با مصادیق روزمره مثل کنترل خشم در ترافیک پیوند بزنیم. همچنین، توصیه میکنم که در تمام نهادها از آموزشهای مهارت ارتباطی غافل نشویم. حتی کارکنان ادارات نیز باید یاد بگیرند چگونه با شهروندان با صبر و احترام برخورد کنند.
دادستان کاشمر خاطرنشان کرد: دستگاه قضا به تنهایی نمیتواند مشکل را حل کند. آموزش و پرورش، اداره فرهنگ و ارشاد، صدا و سیما، شهرداری و ... همگی در زنجیره پیشگیری از خشونت نقش دارند. ما نیازمند یک پیمان اجتماعی فرهنگی هستیم که در آن هر نهاد وظیفه خود را در ترویج آرامش، قانون و همدلی سرلوحه کار خود قرار دهد.

وی با اشاره به ایام محرم و صفر و فرصتهای موجود در آن، افزود: در ماه محرم، روحانیون، مداحان، علمای دین و خطبا میتوانند نقش مهمی در ترویج فرهنگ پرهیز از خشونت و غلبه بر هیجانهای کاذب ایفا کنند. موضوعاتی مانند اعتیاد به مشروبات الکلی و مواد مخدر و ارتباط مستقیم آن با افزایش خشونت، ابعاد جدی دارند و ارائه آمار دقیق و مستند میتواند به شهروندان نشان دهد که حال جامعه نیازمند بازنگری اساسی است؛ بنابراین، ضرورت دارد گفتوگو درباره ریشههای خشونت، توهین و عوامل تسریع کننده آن در محافل مذهبی و گسترش یابد.
بلوچزاده خاطرنشان کرد: اگر فرهنگ قانونمداری در جامعه شتاب و عمق پیدا کند، با پدیده درگیریهای فیزیکی و دعواهای خیابانی روبهرو نخواهیم شد. دلیل این امر ساده و منطقی است؛ وقتی قانون حاکم باشد، در صورت ضایع شدن حق یا بروز اختلاف، قانون مسیر شفاف، صلحآمیز و قانونی را برای جبران تعیین میکند. اگر قانونمداری رواج یابد و هر شهروند خود را ملزم به اطاعت از قوانین بداند، پتانسیل درگیری فیزیکی به شدت کاهش مییابد و قبح خشونت شکسته میشود.
وی اظهار کرد: پخش برنامههای عمومی و اثرگذار، مستندسازی تجربیات کیفری و تهیه کلیپهای آموزشی از مصاحبه با افرادی که به دلیل درگیری، چاقوکشی، قتل یا سایر جرائم با قوه قضائیه مواجه شدهاند، میتواند بسیار الهامبخش و عبرتآموز باشد. این برنامهها میتوانند در کنار نظر متخصصان روانشناسی، جرمشناسی و جامعهشناسی پخش شوند تا مخاطب در فضای تلویزیون و به تبع آن فضای مجازی، به بازنگری در رفتارهای خشونتآمیز خود ترغیب شود.
دادستان کاشمر با تأکید بر حضور مؤثر در فضای مجازی افزود: کلیپهای کوتاه، جذاب و اثرگذار مرتبط با پیشگیری از خشونت باید بهطور مستمر و هوشمندانه در شبکههای اجتماعی و فضاهای مجازی پخش شوند. فضای مجازی نباید صرفاٌ محل نارضایتی از گرانی، تورم یا مسائل سیاسی باشد؛ بلکه باید به موضوعات کلیدی مانند تابآوری، شکیبایی، مدیریت خشم و اهمیت سکوت در لحظات حساس نیز بپردازد.
وی با اعلام اینکه رویکرد دستگاههای انتظامی و قضایی صرفاً بر بازداشت و زندانی کردن متمرکز نیست، تأکید کرد: نباید فقط بازداشت کنیم، افراد را به زندان بیندازیم و بعد هر روز با پروندههای جدید و تکراری مواجه شویم؛ باید فرهنگسازی را با جدیت تمام دنبال کنیم.
کاهش خشونتهای اجتماعی نیازمند نگاهی چندجانبه
کاهش خشونتهای اجتماعی نیازمند نگاهی چندجانبه است؛ نگاهی که همزمان بر ریشههای روانی رفتارهای خشن و همچنین چارچوبهای قانونی و حقوقی حکمفرما تأکید دارد. در این راستا، ترکیب دیدگاههای کارشناسی حوزه روانشناسی با راهکارهای عملیاتی مقامات قضایی، میتواند مدلی جامع برای پیشگیری از جرم و بهبود سلامت روان جامعه ارائه دهد.
روانشناس بالینی و متخصص آسیبهای اجتماعی، گفت: خشونت اغلب خروجی ناتوانی در مدیریت هیجان و ضعف در مهارتهای ارتباطی است. جامعهای که در آن افراد یاد نگرفتهاند چگونه خشم خود را به زبان بیاورند، به سمت خشونت فیزیکی سوق مییابند. ما نیاز داریم که تابآوری روانی را در کانون توجه قرار دهیم. تابآوری به معنای عدم واکنش نیست، بلکه به معنای توانایی بازگشت به حالت تعادل پس از استرس است.
دکتر مریم رضایی، با تأکید بر اهمیت آموزشهای سنین پایین اظهار کرد: برخورد با خشونت باید از مدرسه و خانواده آغاز شود. کودکانی که در محیطهای پرتنش بزرگ میشوند یا الگوهای خشونتآمیز را در خانواده میبینند، در بزرگسالی نیز تمایل بیشتری به استفاده از زور دارند.
وی تأکید کرد: آموزش مدیریت خشم و گفت و گوی غیر خشونتآمیز باید به صورت کارگاهی و مداوم برای والدین و معلمان برگزار شود. همچنین، استفاده از هنر به عنوان یک کانال تخلیه هیجانی سالم، برای کودکان و نوجوانان بسیار اثرگذار است. وقتی فردی توانایی بیان احساساتش از طریق نقاشی، تئاتر یا موسیقی را داشته باشد، احتمال بروز رفتارهای مخرب در او کاهش مییابد.
رضایی افزود: فضای مجازی نیز دو لبه دارد؛ از یک سو میتواند با بازخورد منفی و مقایسههای اجتماعی باعث اضطراب و خشم شود و از سوی دیگر میتواند با تولید محتوای آموزشی، ابزار قدرتمندی برای آموزش مهارتهای زندگی باشد. ما نیاز داریم که روانشناسان و هنرمندان دست به دست هم دهند تا محتوایی تولید کنند که در فضای مجازی پخش شود و به طور غیرمستقیم، الگوهای رفتاری سالم را ترویج دهد.
بازگرداندن تحمل به رفتارهای شهری، یک پروژه فوری نیست، بلکه یک فرآیند بلندمدت تربیتی است. تا زمانی که خانوادهها، مدارس و رسانهها به طور هماهنگ به شهروندان یاد ندهند که چگونه خشم خود را مدیریت کنند و چگونه با تفاوتها کنار بیایند، شعله خشونت در هر جرقه کوچک دوباره شعلهور خواهد شد. امنیت پایدار، در گرو آموزش آرامش است، نه فقط تحمیلِ نظم.
انتهای پیام












