به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، در فوتبال، نباختن اتفاقی مهم محسوب میشود، اما پیروزی هنر میخواهد. شما نمیتوانید تمام بازیهای خود را با تساوی به پایان برسانید و آنوقت بگویید چه دستاورد بزرگی رقم زدهایم. این اتفاق را در تمام روزهای اخیر، مشاهده کردهایم. بسیاری از اعضای کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران، مسئولان فدراسیون فوتبال و در نهایت برخی از بازیکنان بر این عقیده استوارند و تأکید دارند که چون در جام جهانی شکست نخوردهایم، پس کار خارقالعادهای انجام دادهایم!
سه بازی، سه تساوی و سه امتیاز؛ یعنی به طور متوسط، به ازای هر بازی یک امتیاز. این میانگین امتیازی را بسط میدهیم به رقابتهای داخلی و خارجی. بهترین نمونه، لیگ ایران است. فکر میکنید اگر تیمی از ۳۰ بازی، ۳۰ تساوی و ۳۰ امتیاز بهدست بیاورد، کجای جدول میایستد؟ قطعاً در جمعِ فانوس بهدستها قرار میگیرد و نهایتاً با اما و اگر میتواند در جدول باقی بماند و سقوط نکند.
نمونهای از این دست هم وجود دارد؛ در همین لیگی که نیمهتمام ماند. آلومینیوم اراک، از ۲۲ بازی ۲۲ امتیاز کسب کرد؛ نه اینکه تیم مجتبی حسینی ۲۲ تساوی در کارنامهاش ثبت شده باشد، نه. آنها در کسب این امتیاز، پیروزی نیز بهدست آوردهاند و شکستهایی نیز متحمل شدهاند. منظور، میانگین امتیازی است که آلومینیوم اراک به ثبت رسانده. این ۲۲ امتیاز از ۲۲ بازی، میشد با ۲۲ تساوی نیز بهدست بیاید. آلومینیوم اراک با این ۲۲ امتیاز در جایگاه سیزدهم جدول قرار گرفته؛ یعنی فقط یکی دو رده فاصله با منطقهی سقوط؛ آیا چنین نتایجی، قابل دفاع است؟
سَری به لیگ برتر انگلیس هم میزنیم. جایی که وستهم از ۳۸ بازی، ۳۹ امتیاز اندوخت، اما در نهایت به چمپیونشیپ سقوط کرد. یعنی کمی بیشتر از میانگین یک امتیاز به ازای هر بازی. آیا وستهم، دستاوردی مهم را ثبت کرده، یا نتایجی ضعیف؟ در انگلیس، پاسخ دومی است، اما شاید در ایران نه!
به اسپانیا و لالیگا میرویم؛ جایی که خیرونا با کسب ۴۱ امتیاز از ۳۸ بازی به دسته پایینتر سقوط کرد. آنها حتی به ازای هر بازی، امتیازی بیشتر از «یک» به دست آوردند، اما نتیجه تلاششان به سقوط منتهی شد. آیا مدیران و مربیان خیرونا در مصاحبههای خود از دستاورد حرف میزنند؟ آیا بزرگنمایی میکنند؟
از این نمونهها بسیار وجود دارد و در قریب به اتفاق لیگها میتوانیم رصدشان کنیم. اینکه فوتبال در رده ملی با باشگاهی متفاوت است، سطح رقبا میتواند بالا و پایین باشد و لیگ با جام جهانی فرق دارد، همه و همه را میدانیم. چه بسا که گاهی اوقات، کسب نتیجه در یک لیگ معتبر، از رقابتهای ملی سختتر هم هست، اما نکته مهم ماجرا، دستاوردسازیهای عجیب و غریب است که همه روزه در فضای مجازی یا رسانهها میبینیم و در موردش نظرات مختلفی میشنویم.
بگذارید مثال واضحی بزنیم؛ از لیگ ایران در فصل ۱۴۰۴-۱۴۰۳ که به قهرمانی تراکتور منجر شد. اگر یک تیم از ۳۰ بازی ۳۰ امتیاز کسب میکرد، در بهترین حالت در رده دوازدهم میایستاد. یعنی کمی بالاتر از منطقه سقوط. حالا مدام بیاییم و بگوییم تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ شکست نخورد و این اتفاق را به فال نیک بگیریم. آیا پذیرفتنی است؟
باز هم تکرار میکنیم؛ نباختن در فوتبال مهم است، اما پیروزی مهمتر. آگراندیسمان در فوتبال ایران موج میزند و حالا نمونهاش را در تیم ملی هم میبینیم. اینکه بخواهیم از نتایج متوسطی که کسب کردهایم، یک پیروزی بزرگ بسازیم، نه به دل مینشیند و نه منطقی است. آقای قلعهنویی؛ بیایید به اندازه کاری که کردهاید و عملکردی که داشتهاید، صحبت کنید. اضافهاش بیهوده است، محلی از اعراب ندارد و فقط افراد کمی شنوندهاش هستند؛ همانهایی که از سحر تا نیمههای شب پلنسازی میکنند و مشغولِ مدح و ستایش شما هستند.












