یه گزارش خبرگزاری تسنیم، لوئیس دلافوئنته بار دیگر تواناییهای خود را به نمایش گذاشته است. تیم ملی فوتبال اسپانیا با هدایت او به فینال تمامی تورنمنتهایی رسیده که این سرمربی در آن حضور داشته است. نخستین موفقیت، قهرمانی لیگ ملتهای اروپا 2023 بود؛ رقابتی که اسپانیا پس از تغییر سرمربی با هدایت دلافوئنته در مرحله نهایی ابتدا ایتالیا و سپس کرواسی را شکست داد و نخستین جام بزرگ دوران حرفهای او در رده بزرگسالان را به دست آورد.
پس از آن، اسپانیا با قهرمانی در یورو 2024 جایگاه خود را تثبیت کرد و تنها ناکامی دلافوئنته در فینال شکست برابر پرتغال در ضربات پنالتی لیگ ملتهای 2025 بود. اکنون نیز «لالاروخا» با پیروزی 2 بر صفر مقابل فرانسه برای نخستین بار از سال 2010 به فینال جام جهانی رسیده است؛ اتفاقی که یادآور نسل طلایی اسپانیاست. آن زمان نیز این تیم پس از قهرمانی در یورو 2008 جام جهانی 2010 را فتح کرد.
با این حال، اسپانیای 2026 شباهت چندانی به تیم قهرمان یورو ندارد. اگرچه هدایت هر دو تیم بر عهده دلافوئنته بوده اما او در فاصله 2 سال تیمش را متناسب با شرایط و تغییرات بازیکنان، بازسازی کرده است.

در یورو 2024، اسپانیا با فوتبال عمودی، سرعت بالا و مالکیت هدفمند یکی از جذابترین تیمهای مسابقات بود. برخلاف نسل قهرمان سالهای 2010 تا 2012 که با حفظ طولانیمدت توپ حریفان را کنترل میکرد، این تیم علاوه بر مالکیت در انتقال سریع به حمله نیز بسیار خطرناک بود. حضور لامین یامال و نیکو ویلیامز در دو جناح، موتور اصلی این سبک بازی محسوب میشد و اسپانیا را به شایستهترین قهرمان مسابقات تبدیل کرد.
اما شرایط پیش از جام جهانی دگرگون شد. نیکو ویلیامز پس از یورو با افت محسوسی روبرو شد. ماندن در اتلتیک بیلبائو، مصدومیتهای پیاپی و مشکل پابالژیا باعث شد نتواند کیفیت گذشته را حفظ کند. او برای از دست ندادن جام جهانی جراحی را به تعویق انداخت و اگرچه در نهایت به فهرست تیم رسید اما دیگر آن وینگر انفجاری یورو 2024 نبود.
دلافوئنته گزینههایی مانند یرمی پینو و ویکتور مونیوس را نیز در اختیار داشت اما هیچ کدام نتوانستند جای خالی ویلیامز را به طور کامل پر کنند. مونیوس بازیکنی کمتجربه بود و بیشتر برای کسب تجربه به جام جهانی آمد، در حالی که پینو نیز پس از بازگشت از مصدومیت نتوانسته بود جایگاه ثابتی در ترکیب اصلی به دست آورد.
در نتیجه، الکس بائنا به وینگر چپ اصلی تبدیل شد؛ بازیکنی با ویژگیهایی کاملاً متفاوت. بائنا به جای اتکا به سرعت و دریبل بیشتر بر بازیسازی، پاسکاری و گردش توپ تکیه دارد. همین تغییر باعث شد اسپانیا بخشی از قدرت انفجاری خود در جناح چپ را از دست بدهد، هرچند بازگشت لامین یامال و رسیدن او به آمادگی کامل، توازن خط حمله را تا حد زیادی حفظ کرد.

بازسازی دفاع و خط میانی؛ شاهکار تاکتیکی دلافوئنته
در سمت راست نیز تغییر مهمی رخ داد. اگر در یورو 2024 دنی کارواخال یکی از مهرههای کلیدی اسپانیا بود، در جام جهانی 2026 پدرو پورو به خوبی جای او را پر کرد. هرچند کارواخال از نظر رهبری و تجربه جایگاه ویژهای داشت اما پورو از نظر فنی عملکردی کمنقص ارائه داده است. او علاوه بر استحکام دفاعی در حملات نیز تأثیرگذار بوده و تاکنون 2 گل به ثمر رسانده که یکی از آنها در نیمهنهایی مقابل فرانسه بود.
البته این تغییر تصمیمی ناگهانی نبود. پس از مصدومیت سنگین کارواخال، دلافوئنته از همان ابتدا پورو و مارکوس یورنته را در این پست آزمایش کرد. در نهایت، پورو رقابت را برد و در پنج دیدار از هفت مسابقه جام جهانی در ترکیب اصلی قرار گرفت؛ تصمیمی که درستی آن کاملاً ثابت شد.
دلافوئنته همچنین خط دفاع مرکزی را به طور کامل بازسازی کرد. از مدافعان حاضر در یورو، روبین لو نورمان، ناچو فرناندس و دنی ویویان دیگر در ترکیب جام جهانی حضور نداشتند. به جای آنها، پائو کوبارسی در کنار آیمریک لاپورت قرار گرفت و این زوج به یکی از مستحکمترین خطوط دفاعی مسابقات تبدیل شد. هماهنگی این دو مدافع، یادآور همکاری موفق کوبارسی و اینیگو مارتینس در بارسلونای هانسی فلیک است.
در خط میانی نیز دلافوئنته ناچار به ایجاد تغییرات شد. رودری پس از پارگی رباط صلیبی و مصدومیتهای بعدی، بخشی از سرعت و تحرک گذشته خود را از دست داده است. هوش تاکتیکی او همچنان در بالاترین سطح قرار دارد اما دیگر مانند گذشته در مهار ضدحملات مؤثر نیست؛ موضوعی که در فصل اخیر منچسترسیتی نیز مشهود بود.

پاسخ دلافوئنته به این چالش، تغییر ساختار بازی بود. اسپانیا اکنون بیش از هر زمان دیگری مالکیت توپ را در اختیار میگیرد و با کنترل ریتم مسابقه، فرصت ضدحمله را از رقبا سلب میکند. این رویکرد در دیدار نیمهنهایی مقابل فرانسه نیز به خوبی دیده شد؛ تیمی که با وجود ستارههای سرعتی خود، تقریباً هیچ فضایی برای ضدحمله پیدا نکرد و اسپانیا با نمایشی حساب شده، یکی از مدعیان اصلی قهرمانی را کاملاً از جریان بازی خارج کرد.
یکی از مهمترین تصمیمهای دلافوئنته، نیمکتنشین کردن پدری در برخی مسابقات بود؛ تصمیمی که در نگاه اول عجیب به نظر میرسید. پدری مغز متفکر بارسلونا و یکی از بهترین هافبکهای جهان است اما حضور همزمان او و الکس بائنا سرعت گردش توپ اسپانیا را کاهش میداد و نفوذ مقابل دفاعهای فشرده را دشوارتر میکرد؛ مسئلهای که در دیدار برابر پرتغال نیز دیده شد.
به همین دلیل، در بازیهای حساس مقابل بلژیک و فرانسه، فابیان رویس از ابتدا به میدان رفت و پدری به عنوان بازیکنی تأثیرگذار از روی نیمکت وارد زمین شد. رویس در دیدار برابر بلژیک گلزنی کرد و پدری نیز در نیمه دوم با حفظ مالکیت توپ و کنترل جریان مسابقه، نقش مهمی در حفظ برتری اسپانیا ایفا کرد. این جابجایی نشان داد که دلافوئنته بیش از نامها به ایجاد تعادل تاکتیکی در تیم اهمیت میدهد.
نقش اولمو و شاهکار دلافوئنته
یکی دیگر از مهرههای کلیدی اسپانیا در جام جهانی 2026، دنی اولمو بوده است. او شاید مانند لامین یامال یا نیکو ویلیامزِ یورو 2024 با حرکات انفجاری، سرنوشت بازی را تغییر ندهد اما با دوندگی مداوم، جابجاییهای هوشمندانه و توانایی در یافتن فضاهای خالی، نقشی اساسی در عملکرد تیم ایفا میکند. اولمو با حرکت مداوم، مدافعان و هافبکهای حریف را از جای خود خارج میکند، برای همتیمیهایش فضا میسازد و ریتم حملات اسپانیا را افزایش میدهد.
به همین دلیل، دلافوئنته در برخی مسابقات ترجیح داد از ترکیب رودری، فابیان رویس و اولمو در خط میانی استفاده کند و پدری را به نیمکت بفرستد. اولمو بازیکنی با آزادی عمل بالاست؛ گاهی در جناح چپ کنار الکس بائنا ظاهر میشود، گاهی جای خود را با میکل اویارسابال عوض میکند و در مواقعی نیز با حرکات بدون توپ، مسیر نفوذ فابیان رویس را باز میکند. همین انعطافپذیری، او را به یکی از مهمترین مهرههای سیستم دلافوئنته تبدیل کرده است.
در واقع، این نخستین بار نیست که اولمو در غیاب پدری میدرخشد. در یورو 2024 نیز پس از مصدومیت پدری در دیدار یکچهارم نهایی برابر آلمان، اولمو به میدان آمد و با یک گل و یک پاس گل، نقش اصلی صعود اسپانیا را ایفا کرد. او سپس در نیمهنهایی مقابل فرانسه گلزنی کرد و در فینال برابر انگلیس نیز یکی از بهترین بازیکنان میدان بود.

سناریویی مشابه در جام جهانی نیز تکرار شد. در دیدار نیمهنهایی برابر فرانسه، اولمو یکی از بهترین نمایشهای خود را ارائه داد. او با تحرک مداوم، هافبکهای فرانسه را از جریان بازی خارج کرد و با یک پاس گل تماشایی، نقش مهمی در پیروزی 2 بر صفر اسپانیا داشت.
اما شاید مهمترین دستاورد لوئیس دلافوئنته تنها رسیدن به فینال نباشد؛ بلکه توانایی او در بازسازی تیم بدون از دست دادن هویت بازی اسپانیاست. تیم قهرمان یورو 2024 بر سرعت، بازی مستقیم و درخشش دو وینگر جوان خود متکی بود اما اسپانیای جام جهانی 2026 با ترکیبی متفاوت بر کنترل بیشتر بازی، تعادل تاکتیکی و انعطافپذیری استوار است.
دلافوئنته مجبور شد به دلیل افت نیکو ویلیامز، مصدومیت کارواخال، تغییر شرایط رودری و ظهور بازیکنانی مانند کوبارسی و پورو، ساختار تیمش را بازطراحی کند. او نه تنها برای هر مشکل راهحل مناسبی پیدا کرد، بلکه تیمی ساخت که از نظر دفاعی منسجمتر، از نظر تاکتیکی منعطفتر و از نظر مدیریتی پختهتر از نسخه قهرمان یورو است.
پیروزی مقتدرانه برابر فرانسه نیز بهترین گواه این تحول بود. اسپانیا مقابل یکی از قدرتمندترین خطوط حمله جهان بازی را از ابتدا تا انتها کنترل کرد و اجازه نداد کیلیان امباپه و دیگر ستارههای فرانسه از سرعت خود در ضدحملات استفاده کنند. این نمایش، یادآور بهترین روزهای تیم ملی اسپانیا در دوران ویسنته دلبوسکه بود؛ تیمی که با مالکیت توپ، سازماندهی تاکتیکی و آرامش، حریفان را از نفس میانداخت.
صرفنظر از نتیجه دیدار نهایی، عملکرد دلافوئنته در جام جهانی 2026 را میتوان یکی از موفقترین پروژههای مربیگری سالهای اخیر فوتبال اروپا دانست. او نشان داده است که موفقیت تنها به حفظ یک سیستم وابسته نیست، بلکه به توانایی سازگاری با شرایط جدید و استفاده بهینه از ظرفیت بازیکنان بستگی دارد.
اسپانیای یورو 2024 و اسپانیای جام جهانی 2026 دو تیم متفاوت هستند اما هر دو بر پایه اصول مشترکی ساخته شدهاند؛ مالکیت هوشمندانه، نظم تاکتیکی، اعتماد به جوانان و انعطاف در برابر تغییرات. همین ویژگیها باعث شده است اسپانیا بار دیگر در آستانه فتح بزرگترین جام فوتبال جهان قرار بگیرد و لوئیس دلافوئنته جایگاه خود را به عنوان یکی از برجستهترین مربیان نسل جدید فوتبال اروپا تثبیت کند.
انتهای پیام/