به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، اقتصاد مقاومتی در ادبیات اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک نسخه برای عبور از تحریمها نیست، بلکه راهبردی برای ساختن اقتصادی درونزا، بروننگر، مردمی و تابآور است.
سالها بر ضرورت تحقق این سیاست تأکید شده و بارها این نکته مورد توجه قرار گرفته است که اقتصاد مقاومتی باید از مرحله شعار عبور کرده و به یک برنامه عملیاتی در همه بخشها تبدیل شود، با این حال در میان ارکان مختلف این راهبرد، نقش رسانه کمتر از آنچه شایسته است مورد توجه قرار گرفته است.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که هیچ تحول اقتصادی بدون همراهی افکار عمومی پایدار نمیماند و مردم زمانی از تولید داخلی حمایت میکنند، سرمایه خود را به سمت فعالیتهای مولد میبرند و در برابر فشارهای اقتصادی ایستادگی میکنند که روایت روشنی از اهداف، ضرورتها و دستاوردهای این مسیر داشته باشند و این روایت را هیچ نهادی جز رسانه نمیتواند به شکلی فراگیر و مستمر تولید کند.
در سالهای گذشته، رهبر و آقای شهید ایران در دیدارهای متعدد با مسئولان و فعالان اقتصادی، اقتصاد مقاومتی را راهبرد اصلی کشور برای مقاومسازی ساختار اقتصادی دانسته و بر حمایت از تولید، افزایش بهرهوری، مردمیسازی اقتصاد، کاهش وابستگی و مقابله با اسراف و فساد تأکید کردهاند.
تحقق این سیاستها بیش از هر چیز، نیازمند تبیین مستمر و اقناع افکار عمومی است، مأموریتی که بخش مهمی از آن بر عهده رسانه قرار دارد.
با این وجود، رسانه در بسیاری از مواقع تنها به بازتاب آمارهای اقتصادی، نوسانات بازار یا انتشار اخبار روزمره محدود شده است، در حالی که رسانه باید نقش یک معمار افکار عمومی را ایفا کند؛ نهادی که بتواند فرهنگ تولید، کارآفرینی، مصرف کالای ایرانی و اعتماد به ظرفیتهای داخلی را در جامعه نهادینه سازد.
از سوی دیگر، اقتصاد مقاومتی بدون شفافیت معنا پیدا نمیکند و رسانه حرفهای باید با همان جدیتی که از تولیدکننده موفق حمایت میکند، رانت، فساد، انحصار، ترک فعل مدیران و تصمیمهای نادرست اقتصادی را نیز با مستندات کافی مورد نقد قرار دهد لذا مطالبهگری رسانه، نه مانعی برای اقتصاد مقاومتی، بلکه یکی از پیشنیازهای تحقق آن است.
در جنگ اقتصادی، روایتها گاهی اثری عمیقتر از تحریمها دارند و اگر رسانههای داخلی نتوانند دستاوردها، فرصتها و ظرفیتهای کشور را بهدرستی بازتاب دهند، میدان روایت به رسانههایی واگذار میشود که مأموریتشان القای بنبست، ناامیدی و بیاعتمادی است ؛؟و اقتصاد مقاومتی، پیش از آنکه به کارخانه و بازار وابسته باشد، به سرمایه اجتماعی و امید عمومی نیاز دارد.
رسانه همچنین میتواند با معرفی کارآفرینان، شرکتهای دانشبنیان، تولیدکنندگان موفق و کسبوکارهای نوآور، الگوهای موفق را به جامعه معرفی کند. جامعهای که موفقیت را ببیند، انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری، تولید و کارآفرینی خواهد داشت و این همان روایتی است که میتواند اقتصاد مقاومتی را از یک مفهوم اداری به یک باور عمومی تبدیل کند.
در سطح محلی نیز رسانههای استانی و شهرستانی مسئولیتی سنگین بر دوش دارند و بسیاری از ظرفیتهای تولیدی، صنعتی، معدنی، کشاورزی و گردشگری کشور در استانها قرار گرفتهاند، اما کمتر دیده میشوند و معرفی این ظرفیتها، مطالبه رفع موانع تولید و ایجاد پیوند میان سرمایهگذار، مسئول و مردم، از مهمترین کارکردهای رسانههای محلی در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید پذیرفت که رسانه، صرفاً یک ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه یکی از زیرساختهای امنیت اقتصادی کشور است و رسانه میتواند اعتماد بسازد، امید ایجاد کند، مطالبهگر باشد و از سرمایه اجتماعی که بزرگترین پشتوانه اقتصاد مقاومتی است، صیانت کند.
اقتصاد مقاومتی زمانی به معنای واقعی کلمه محقق خواهد شد که رسانه، تولیدکننده، مردم و مسئولان در یک جبهه مشترک قرار گیرند. اگر رسانه بتواند همزمان زبان گویای مردم، حامی تولید، ناظر عملکرد مدیران و روایتگر موفقیتهای کشور باشد، آنگاه میتوان گفت یکی از مهمترین حلقههای تحقق اقتصاد مقاومتی کامل شده است؛ حلقهای که سالها از آن سخن گفتهایم، اما هنوز آنگونه که باید از ظرفیت بیبدیلش بهره نگرفتهایم.
یادداشت از هادی نجف زاده، فعال رسانه
انتهای پیام/801