«دکترین دونرو»؛ ترامپ می‌تواند چین را از آمریکای لاتین بیرون براند؟

ایرنا چهارشنبه 24 تیر 1405 - 09:02
تهران- ایرنا- چرخش آمریکای لاتین به سوی جناح راست، فرصت تازه‌ای به واشنگتن داده تا بار دیگر نفوذ خود را در آمریکای لاتین به عنوان منطقه‌ای تثبیت کند که چین طی دهه‌ها حضور و دامنه نفوذ اقتصادی‌ خود را در آن گسترش داده است.

به گزارش ایرنا از بخش اسپانیولی تارنمای تحلیلی چین در آمریکا (China en las Américas)، با قدرت‌گرفتن محافظه‌کاران همسو با دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، از کاستاریکا تا پرو و کلمبیا، پژوهشگران روابط بین‌الملل برای فهم این ‌که آینده روابط چین و آمریکای لاتین به کدام سو می‌رود، به یک اصطلاح روی آورده‌اند: دکترین دونرو. اصطلاحی که نام خانوادگی ترامپ را با دکترین مونرو ترکیب می‌کند؛ سیاستی متعلق به سال ۱۸۲۳ میلادی که مخالف هرگونه مداخله خارجی در قاره آمریکا بود.

بر اساس گزارش این رسانه، زیرمجموعه پروژه چین و جنوب جهانی (CGSP)، این تعبیر را نخست نیویورک پست در سال ۲۰۲۵ ابداع کرد، و ترامپ نیز در ژانویه ۲۰۲۶، پس از ربایش نیکلاس مادورو رئیس‌جمهوری ونزوئلا، توسط ایالات متحده، آن را به کار گرفت و اعلام کرد که دیگر هیچکس حق نخواهد داشت برتری آمریکا در نیمکره غربی را به چالش بکشد.

وانگ یومینگ (Wang Youming) پژوهشگر موسسه مطالعات بین‌المللی چین (اندیشکده‌ای وابسته به وزارت امور خارجه چین) در مقاله‌ای با استفاده از این دکترین به ارزیابی این موضوع پرداخت که فشار فزاینده ایالات متحده و چرخش آمریکای لاتین به راست چگونه ممکن است رابطه این منطقه با چین را بازآرایی کند.

سه ویژگی رویکرد واشنگتن در منطقه

  • استفاده از «چماق بزرگ» برای سلطه بر امنیت منطقه: برخلاف دولت جو بایدن رئیس‌جمهوری سابق آمریکا، دولت ترامپ برای مدیریت حیاط خلوت راهبردی خود از نیروی نظامی یا تهدید به استفاده از آن بهره گرفته است. ربایش مادورو این آمادگی را نشان داد، و فشار بر کوبا نیز بیانگر این است که شاید ونزوئلا هدف نهایی نباشد.
  • ساختن ائتلاف‌های کوچک‌تر برای سدکردن قدرت‌های خارجی: واشنگتن در حال ادغام کشورهای منطقه در شبکه‌هایی تحت رهبری آمریکاست. طرح سپر آمریکا (El Escudo de las Américas) بر امنیت منطقه‌ای متمرکز است، در حالی که توافق‌های مربوط به مواد معدنی حیاتی، مثلث لیتیوم شامل آرژانتین، بولیوی و شیلی را هدف گرفته‌اند. ائتلاف پکس سیلیکا (Pax Silica) نیز آرژانتین، شیلی، کاستاریکا و پاناما را به یک بلوک فناورانه شامل هوش مصنوعی، مراکز پردازشی و نیمه‌هادی‌ها پیوند می‌دهد. این ابتکارها به‌عنوان تلاش‌هایی برای ساخت زنجیره‌های تامین و سامانه‌های فناورانه‌ای دیده می‌شوند که چین را کنار بگذارند.
  • کمک به حرکت بیشتر آمریکای لاتین به سوی طیف راست: دولت فعلی آمریکا، ترجیحات انتخاباتی خود را به صورت آشکار نشان داده است. از جریان راست در کلمبیا و نیروهای محافظه‌کار در برزیل حمایت کرده و به این ‌ترتیب فضایی پدید آورده که از پیش هم بیشتر با واشنگتن همسو شده است.

سه چالش برای روابط چین و آمریکای لاتین

  • عقب‌گرد در طرح «یک کمربند- یک راه» : پاناما نخستین کشور آمریکای لاتین بود که پس از برقراری روابط با پکن، یادداشت تفاهم همکاری در چارچوب طرح یک کمربند- یک راه را امضا کرد. اما تحت فشار آمریکا، تصمیم گرفت این توافق را تمدید نکند. پس از آن، دیوان عالی پاناما امتیازهای بندری شرکت CK Hutchison مستقر در هنگ‌کنگ را لغو کرد و این امر بیش از پیش به روابط دوجانبه آسیب زد.
  • سیاست سردتر، با وجود تداوم تجارت: برخی دولت‌های راست‌گرا ممکن است از نظر سیاسی به واشنگتن نزدیک شوند، در حالی که پیوندهای اقتصادی خود را با پکن حفظ می‌کنند. آرژانتین همچنان به بازار و پشتوانه مالی چین نیاز دارد، اما همسویی خاویر میلی رئیس‌جمهوری این کشور با ایالات متحده، حاشیه مانور دیپلماتیک او را محدود می‌کند. وعده کیکو فوجیموری رئیس‌جمهوری منتخب پرو برای تبدیل این کشور به قابل‌اعتمادترین شریک واشنگتن در منطقه آند نیز ممکن است به شکلی مشابه پیوندهای سیاسی با چین را سردتر کند.
  • افزایش فقدان ‌قطعیت برای مجمع چین-سلاک: سلاک (CELAC)، که ۳۳ کشور آمریکای لاتین و کارائیب را گرد هم می‌آورد، مهم‌ترین بستر پکن برای همکاری در سطح کل منطقه است. دولت‌های محافظه‌کار علاقه کمتری به تقویت این سازمان نشان می‌دهند و بیشتر جذب ائتلاف‌های تازه تحت رهبری آمریکا شده‌اند. این وضعیت می‌تواند برگزاری نشست پیشنهادی چین و آمریکای لاتین را روزبه‌روز دشوارتر کند.

سه دلیل ثبات در روابط

  • چین همچنان بازاری غیرقابل جایگزین است: بسیاری از اقتصادهای آمریکای لاتین به صادرات مواد معدنی، محصولات کشاورزی و آبزیان وابسته‌اند. شمار اندکی از کشورها می‌توانند با سطح تقاضای چین رقابت کنند.
  • پرکردن شکاف زیرساختی به چین نیاز دارد: شرکت‌های چینی در فناوری، تجهیزات، مدیریت پروژه و هزینه‌ها مزیت دارند. آن‌ها در سراسر منطقه قراردادهایی به ارزش بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار امضا کرده‌اند و بندر چانکای در پرو، نمونه‌ای از ابعاد پروژه‌هایی است که می‌توانند اجرا کنند.
  • توسعه مواد معدنی به تخصص چین نیاز دارد: کشورهای آمریکای لاتین می‌خواهند معدن‌کاری را دیجیتالی کنند و منابع خود را به شکلی پایدارتر توسعه دهند. فناوری و تجربه چین با این نیازها هم‌خوانی دارد. همکاری شیلی با چین در حوزه لیتیوم نشان می‌دهد که چرا حتی یک چرخش سیاسی به راست نیز ممکن است نتواند روابط اقتصادی را معکوس کند.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.